فرهنگ
پوشاک

پوشش زن کرمانج خراسان شاخصه‌های منحصربه‌فردی دارد که نوع پارچه، زینت‌ها، نام‌ها و پردازش رنگ از جمله این ویژگی‌ها است. لباس زن کرمانج خراسان شمالی ترکیبی از گراس (،(gorasشیلوار، کله ( (kolleو نظامی است. بالاتنه که در اصطلاح کرمانجی «گراس» نامیده می‌شود و دامن که در اصطلاح کردی «پارچه» و «شیلوار» نامیده می‌شود، دو قسمت اصلی لباس کرمانجی هستند. بالاتنه لباس، «گراس» نامیده می‌شود که پیراهنی ساده‌است و یقه خاصی ندارد.





«کله» پوششی است از جنس پارچه مخمل که بر روی گراس پوشیده می‌شود. برای کله از پارچه مخمل با رنگهای تند و گرم مثل قرمز و سبز و بنفش استفاده می‌شود. این لباس با سکه‌های تزیینی که در اصطلاح کرمانجی «دراو» نامیده می‌شود با تعبیه حلقه بر روی سکه، تزیین می‌شود. سکه‌های متعدد بر روی کله، هنگام راه رفتن، صدایی موزون تولید می‌کند. به حاشیه یقه، جیب‌ها و سر آستین‌های کله، نوارهایی زیگزاگ با رنگهای تند، دوخته می‌شود. زن کرمانج برای پوشش سر از(پشمی) که امروز به روسری موسوم است و شالی مخصوص استفاده می‌کند، این سرپوشها حتی روی چهره زن به جز چشمان را می‌پوشاند.





کردهای گرجستان

کردهای گرجستان بخشی از طوایف کرد هستند که در دوران عثمانی بر ترکان شوریدند و سرکوب و فراری به کشور گرجستان شدند.

یزیدیان، ایزدی، ایزدیان (به کردی Êzidî یا ئێزیدی) اقلیت مذهبی کُرد زبانی هستند که در شمال عراق، سوریه، جنوب شرقی ترکیه و قفقاز ساکن هستند و بیش از ۴۰ هزار نفر از آنها در گرجستان زندگی می‌کنند که به زبان کُردی و گویش کرمانجی صحبت می‌کنند. آیینشان ایزدی شاخه‌ای از بهدینانیه است که آمیزه‌ای از عقاید ادیان پیش از اسلام است و بنا به اعتقاد خودشان ایزدی همان زردشتی است. براساس برخی منابع غیررسمی نزدیک به ۴۰ هزار کُرد در گرجستان زندگی می‌کند که اکثراً دارای آئین ایزدی می‌باشند و از عراق، ترکیه، ارمنستان و آذربایجان به گرجستان رهسپار شده‌اند و اکثر آنها در شهر تفلیس پایتخت گرجستان زندگی می‌کنند، برخی هم در بخش اوستیای جنوبی از توابع گرجستان و همچنین به نسبت کمتر در دو جمهوری آبخازی و آجاری گرجستان پراکنده شده‌اند.

در وضعیت کنونی به کُردهای گرجستان اجازه دخالت و فعالیت در امور سیاسی داده نمی‌شود. آنها فقط چندتشکل فرهنگی و روشنفکری دارند. کُردهای گرجستان تا سال ۱۹۹۱ وضعیت عادی داشتند (سال ۱۹۹۱ فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی و استقلال گرجستان) و اقلیتی فعال بودند که از آزادی جزئی و حق نوشتن و نشر آثار به زبان کُردی برخوردار بودند. حتی در سال ۱۸۵۷ کتاب مقدس (انجیل- تورات) برای اولین بار از زبان یونانی به زبان کُردی کرمانجی ترجمه شد و در استانبول با الفبای ارمنی، توسط مبلغین و قدیسیان ارمنی چاپ شد اما بعد از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی (۱۹۹۱) و استقلال گرجستان، کُردها به وضعیت نامطلوب پیشین بازگشتند، چرا که گرجستان پس از استقلال یافتن حقوق اقلیت‌های قومی را به رسمیت نشناخت، بنابراین حقوق فرهنگی کُردها نقض شد و تبعید و آوارگی کُردهای این کشور دوباره آغاز شد و اکثر آنها به اروپا رهسپار شدند. کردها اکنون خواهان آنند که همچون ارمنیان و آشوریها به عنوان اقلیت قومی به رسمیت شناخته شوند.






پیشینه کردها در گرجستان

بر پایهٔ اسناد تاریخی، کُردهای ایزدی در عصر سلطنت سزار گرجی (نیمه دوم قرن ۱۲م) از یکی از قبایل کُرد، بین النهرین را ترک و در ارمنستان ساکن شدند و بعدها به گرجستان مهاجرت کردند. در دهه ۱۷۶۰ م کُردها از سزار گرجستان (ایراکلی دهم) در برابر حمله عثمانی تقاضای کمک کردند. اوایل ۱۷۷۰م سزار گرجی طی نامه‌ای به رهبر کُردها (چوبان آقا) با قول پشتیبانی همه جانبه، آنها را به نبرد با دشمن مشترک (عثمانی) فراخواند.

سرانجام پس از انعقاد قرارداد ترکمنچای روسیه با ایران در سال ۱۸۲۸، کُردها مجال یافتند تا به عنوان رعیت به گرجستان بازگردند. در اواسط سده ۱۹، شمار مهاجرین کُرد در گرجستان فزونی گرفت و از ابتدای سدهٔ ۲۰، تعداد زیادی از کُردهای شهرهای وان، فارس و سایر مناطق کردنشین ترکیه برای در امان ماندن از فشار حکام عثمانی و نیز عدم تمایل آنها به گرویدن به دین اسلام، به گرجستان روی آوردند.

جمعیت کُردهای مسلمان و ایزدی گرجستان، براساس آخرین سرشماری ۱۹۲۶ در این کشور، ۲۵۰۲ نفر بوده است. اما بعدها شمار آنها افزایش یافت و اکنون تعداد آنها به ۴۰ هزار نفر می‌رسد که اکثر آنها ایزدی هستند.





کردهای لبنان

کردهای لبنان بخشی از طوایف کرد هستند که از اواخر قرن نوزدهم و آغاز قرن بیستم در دوران عثمانی بر ترکان شوریدند و سرکوب و فراری شدند. این طوایف از سرزمینهای کردستان ترکیه و کردستان سوریه (امروزین) به سرزمین لبنان (امروزین) مهاجرت کردند و امروزه تقریباً همگی در بیروت ساکن شده‌اند. معروفترین این طوایف طوایف جان پولاد (طوایف جنبلاط) هستند که چهارصد سال پیش به دره شوف گریختند و به مذهب دروزی درآمدند و نوادگانشان اکنون، خاندان معروف جنبلاط اند. کردها اکنون خواهان آن اند که همچون ارمنیان و آشوریان به عنوان اقلیت قومی به رسمیت شناخته شوند.





کردان فارس

کردان فارس در متون قرون اولیه اسلامی به عشایر منطقه فارس، مرکز ایران ساسانی، اطلاق می‌شود (رموم فارس). در این معنا، «کرد» به معنای امروزین نیست یعنی به یک قوم خاص اطلاق نمی‌شد بلکه دارای همان معنای عامی بود که امروزه از واژه «عشایر» مستفاد می‌شود.

در زمان باستان تا اواسط سده نهم هجری، ۵۰۰ هزار کرد در فارس هستند. اینها به صورت پنج ایل در فارس می‌زیسته‌اند. کهنترین و تنها اثری که طایفه‌های کردهای شیانکاره را بازکاوی کرده، فارسنامه ابن بلخی است که بین سالهای۵۰۰ تا ۵۱۰ هجری قمری نوشته شده و این کردها را در پنج گروه اسماعیلیان، رامانیان، کرزومپان، مسعودیان و شکانیان شرح داده‌است. او در پژوهش خود احتمال می‌دهد که این کردها، مذهبی تسنن و امامیه و هفت امامی داشته که با زبانی غیر از پارسی سخن می‌گفته، اما زبان پارسی را خوب می‌دانسته‌اند.

غیر از عشایر کرد شیراز، گروهی کرد از زمان ساسانیان وجود داشته‌اند که پنج طایفه بوده‌اند. یک طایفه آنها در اصفهان و چهار طایفه دیگر در پارس سکونت داشته‌اند. طایفه اصفهانی در سده چهارم به شهرستان کنونی اقلید فارس می‌آیند شاید کردشولی ها که منطقه سرحد چهادانگه شهرستان اقلید فارس و به ویژه در روستاهای چشمه رعنا حسین اباد کافتر و خنجشت یا (خنجشت) ساکن هستند این دسته می‌باشند زیرا در قبرستانهای انها سنگ قبرهایی با قدمت بیش از ۵۰۰ سال وجود دارد که کلمه کردشولی و بعضا (کورشولی) ذکر شده‌است.و یک گروه هم در فیروزآباد و گروهی هم در گرمسیر فارس حضور داشته‌اند. گروهی را هم نمی‌دانیم در کجا هستند. اینها در سال ۴۳۰ برای خودشان یک پادشاه معین می‌کنند و از اینجا سلطنت ملوک شبانکاره از سال ۴۳۰ تا ۷۴۶ در شرق فارس به وجود می‌آید. شهرستان نیریز، استهبان (شهر ایج، ایگ سابق)، فسا و داراب ولایت کردهای شبانکاره را دارند. تعداد ۲۹ پادشاه در این سرزمین پادشاهی می‌کنند و حکومت داشته‌اند.

ژوکوفسکی (v.a.Jokovicksi) که در سال ۱۸۸۲ به شیراز آمده‌است (حدود ۱۳۰ سال پیش) در باره مردم تلخداشک می‌نویسد:

روستای تلخی دشک در جنوب غربی شیراز در حومه باغ کمال الملک (باغ عفیف آباد) واقع شده، ساکنان آن کرد بوده و از طایفه کوزیوند (غازیوند) از ایل گوران می‌باشند که از آئین و مذهب ویژه‌ای برخوردارند.

تعداد ۱۲ روستا در ایران به نام شبانکاره وجود دارد که تأثیر و ردپای کردهای ملوک شبانکاره را نشان می‌دهد. شهری در شهرستان برازجان به نام شبانکاره و در استان کرمانشاه چند روستا داریم که از کردهای شبانکاره هستند و به زبان کردی صحبت می‌کنند. در سلیمانیه عراق شبانکاره زیاد هستند. مثلاً در یک منطقه ۷۳ روستا که ساکنانش کرد شبانکاره هستند، وجود دارد که به کردستان عراق کوچ کرده‌اند. اما اینکه آیا کوچ اجباری دولتی و یا کوچ تبعیدی و دراثر خشکسالی بوده، هنوز اطلاعی در دست نیست.

در حال حاضر در استان فارس، گروهی از کردها زندگی می‌کنند که خود را کرونی می‌نامند این گروه در حدود ۱۰۰۰ خانوار هستند که در روستاهای شیراز و کازرون و سپیدان زندگی می‌کنند. سه روستا صد در صد کرد و ۱۱ روستای مشترک با فارسها. اینها به زبان کردی کرمانشاهی صحبت می‌کنند. این کردها زمان کریم خان زند به شیراز آمده‌اند. کریم خان زند، در آن زمان ۹۰ هزار نفر از کردها را برای تقویت خود به اطراف شیراز می‌بَرد.

در شیراز غیر از این روستاها، در محله «تلخداش» که اینها هم از همین کردها هستند و یک کوچه در شیراز به نام لکها وجود دارد. آنهایی که در تلخداش زندگی می‌کنند علی الهی(اهل حق) هستند. یک حسینیه یا مسجد کردها هم در شهر شیراز وجود دارد که مربوط به دوره کریم خان زند است. کردهایی که از زمان کریم خان زند به این مناطق آمده‌اند، کرد کرمانشاهی هستند و کردی کرمانشاهی صحبت می‌کنند.

همچنین در استان فارس ؛ روستای بنام بوکان وجوددارد. بوکان نام شهری کُردنشین در ایران است.

۱۷ خانوار از کردهای شیراز هنوز کوچ روی می‌کنند. در لارستان فارس ۱۰ هزار نفر کرد هستند که پیرو مذهب اهل سنت شافعی بوده‌اند.

ردپای کردهای کرمان تا کهنوج و بم هم دنبال شده‌است. مهنی‌ها در سیرجان و رفسنجان هستند؛ در دامنه کوههای بارز.





ادبیات کردی

ادبیات کردی به نوشته‌ها، سروده‌ها و داستان‌هایی گفته می‌شود که به گویشھای زبان کردی مانند سورانی، گورانی و کرمانجی نوشته شده‌است.

از بزرگان ادبیات کلاسیک کردی می‌توان به جزیری، احمد خانی، نالی، مولوی کرد ومستوره اردلان اشاره کرد. از میان معاصران هم می توان شیرکو بی‌کس، عبدالله پشیو، هژار و هیمن اشاره کرد.






ادبیات کرمانجی

طلوع و رشد ادبیات کرمانجی را می توان همزمان با ملای جزیری و علی حریری دانست. دامنه اشعار این گویش با کارهای فقی طیران و احمد خانی گسترده شد. از معاصرانی که به این گویش شعر سروده می توان جگرخون را نام برد.






ادبیات کردی جنوبی ( کلهری، گورانی، لکی، فیلی )

سابقه ادبیات و بویژه شعر در میان دیگر گویشوران کردی جنوبی بسیار طولانی تر از سایر کردها است . با این حال تا اوایل سدۀ هجدهم میلادی متنی به گویش کردی جنوبی در دسترس نیست و سرایندگان جنوب کردستان برای سرایش از کردی گورانی استفاده می کردند. ملا پریشان دینوری، غلامرضا ارکوازی، شاه خوشین، الماس خان کندوله ای، خانا قبادی و ... از شاعرانی هستند که در سده های هفتم تا هجدهم در منطقه ی جنوب کردستان ظهور کرده اند و همگی آثار خود را به کردی گورانی نوشته اند. قدیمی ترین اشعار به دست آمده به کردی گورانی مجموعه سروده های دینی یارسان (اهل حق) است که قدیمی ترن آن ها به قرن سوم هجری بازمی گردد. از ابتدای قرن هجدهم با ظهور شاکه و خان منصور سرایش به کردی جنوبی هم شکل می گیرد، اما به یک سنت ادبی تبدیل نمی‌شود. گورانی تا ابتدای سدۀ بیستم کماکان زبان ادبی رایج در جنوب کردستان باقی می ماند و از این تاریخ به بعد به تدریج جای خود را به کردی جنوبی و لهجه های گوناگون آن می دهد.
در عصر حاضر شاعرانی همچون: شامی کرماشانی، نقی آزاد، پرتو کرماشانی، یدالله بهزاد، جلیل آهنگرنژاد، ناهید محمدی، رضاموزونی، سعید عبادتیان، ظاهر سارایی، شیردل ایلپور، فرهاد شاهمرادیان، پرویز بنفشی، علی الفتی، حبیب الله بخشوده و ... آثار قابل توجهی به کردی جنوبی خلق کرده اند. نخستین رمان به زبان کردی جنوبی، تحت عنوان ئاگرمه لوچ در سال ۱۳۸۸ خورشیدی توسط عباس جلیلیان نوشته شده است.






ادبیات گورانی و هورامی

قدیمی ترین آثار در ادبیات کردی سروده های دینی یارسان هستند که به کردی گورانی سروده شده اند. کردی گورانی و هورامی تا ابتدای سدۀ نوزدهم در دربار اردلان و تا ابتدای سدۀ بیستم در جنوب کردستان زبان رایج ادبی محسوب می شد. بخش اعظم ادبیات دینی یارسان به کردی هورامی و گورانی نگارش شده و هورامی و گورانی زبان آیینی یارسان به شمار می آید. همچنین بخش زیادی از ادبیات گورانی را منظومه های بلند تشکیل می دهند که عمدتاً مضمونی عاشقانه یا حماسی دارند و سراینده ی برخی از آن ها، مانند برزونامه ناشناخته مانده است. از بزرگان ادب هورامی می توان بیسارانی، صیدی و مولوی کرد را نام برد.






ادبیات سورانی

طلیعه شعر سورانی را می توان همزمان با نشر اشعار نالی، بزرگترین غزلسرای کرد، در ابتدای قرن ۱۹ دانست. سپس شعرایی چون کردی، سالم (شاعر) و حاجی قادر کویی، محوی، وفایی، ناری، حریقی و قانع بیشتر بر دامنه ادب سورانی افزودند.حسن قزلجی و ابراهیم احمد از اولین کسانی بودند که به گویش سورانی داستان نویسی کردند. عبدالله گوران شعر نو کردی را پایه گذاری نمود. هژار شاعر، مترجم و فرهنگ نویس، هیمن شاعر، بختیار علی داستان نویس برجسته کرد، شیرکو بیکس و عبدالله پشیو از دیگر شخصیت های مهم ادبیات سورانی هستند.





استان کردستان

استان کردستان (به کردی : کوردستان - Kurdistan ) یکی از استان‌های ایران است که در غرب کشور واقع شده این استان ۲۸٬۲۰۳ کیلومتر مربع مساحت دارد. این استان که در دامنه‌ها و دشت‌های پراکنده سلسله جبال زاگرس میانی قرار گرفته است، از شمال به استان‌های آذربایجان غربی و زنجان، از شرق به همدان و زنجان، از جنوب به استان کرمانشاه و از غرب به کشور عراق محدود است. مرکز این استان، شهر سنندج است. استان کردستان براساس آخرین تقسیمات کشوری در سال ۱۳۹۰ دارای ۱۰شهرستان، ۲۹شهر، ۳۱بخش، ۸۶دهستان و ۱۶۹۷آبادی دارای سکنه و ۱۸۷آبادی خالی از سکنه بوده است. شهرستان‌های این استان عبارتند از: بانه، بیجار، دهگلان، دیواندره، سروآباد، سقز، سنندج، قروه، کامیاران و مریوان.

بر پایه سرشماری عمومی نفوس و مسکن سال ١٣٩٠ استان كردستان ۱٬۴۹۳٬۶۴۵ نفر جمعیت دارد كه ۶۶درصد شهری و ۳۴درصد را جمعیت روستایی تشكیل می دهد . تراكم نسبی جمعیت معادل ۵۱.۲ نفر در كیلومتر مربع است .






نام

کردستان متشکل از دو کلمه «کرد» و پسوند «ستان» به معنی مکان می‌باشد. کردستان مکان و سرزمین کردها می‌باشد. ناحیه‌ای است در ایران واقع شده است. کلمه کردستان برای اولین بار بطور رسمی در دوره سلجوقی بکار برده شد و از آن پس ثبت گردید.






جغرافیا
استان کردستان با مساحت ۲۸۲۰۳ کیلومتر در غرب ایران مجاور کشور عراق بین ۳۴ درجه و ۴۴ دقیقه تا ۳۶ درجه و ۳۰ دقیقه عرض شمالی و ۴۵ درجه و ۳۱ دقیقه تا ۴۸ درجه و ۱۶ دقیقه طول شرقی از نصف النهار گرینویچ قرار دارد که این مساحت ۱٫۷ درصد از مساحت کل کشور را شامل می‌شود و از نظر وسعت رتبه ۱۶ را در کشور دارا است. از شمال به استانهای آذربایجان غربی و قسمتی از زنجان و از جنوب به استان کرمانشاه و از شرق به استان همدان و قسمتی دیگر از استان زنجان و از غرب به کشور عراق محدود می‌باشد. این استان شامل ۲۳۰ کیلومتر مرز خاکی مشترک با کشورعراق است. از لحاظ اقلیمی و طبیعی استان کردستان منطقه‌ای کوهستانی می‌باشد که دشت‌های مرتفع و دره‌های پهن نیز در پهنه منطقه گسترده شده‌اند. اختلاف ارتفاع بین بلندترین و پست‌ترین نقاط استان به حدود ۲۴۰۰ متر می‌رسد. کوه شاهو با ارتفاع ۳۳۰۰ متر بلندترین و منطقه آلوت در بانه با ارتفاع حدود ۹۰۰ متر کم ارتفاع‌ترین نقطه استان می‌باشد. که این اختلاف ارتفاع خود باعث به وجود آمدن اقلیم‌های متفاوت می‌گردد. کردستان با دریا فاصله اش زیاد است، اما از طریق دره‌های عمیق در هم تنیده، به آب‌های آزاد جهان در جنوب و دریاچه‌های شمالی نظیر دریای خزر و دریاچه ارومیه راه دارد. سرچشمه بسیاری از رودخانه‌های بزرگ در کوه‌های کردستان واقع شده‌اند.






تاریخ

استان کردستان بخشی از سرزمینی است که به وسیله مادها حکمرانی می شده است. مرز تاریخی سرزمینهایی که بوسیله مادها اداره می شده، در شمال به اورارتو، در غرب به آشور و در جنوب و جنوب غربی به ایلام و سومر منتهی می‌شد. در ابتدا قبایل نژاد آریایی در شرق و غرب دریاچه ارومیه اسکان یافتند. تعدادی از آنان در شرق دریاچه مقیم شدند و آن را «آمادای» نامیدند و قسمتی که در غرب دریاچه ارومیه بود را پارسوا (پارسوما) نامیده می‌شد. اولین گروه دولت مادها را بنیان نهاد و دومین گروه سلطنت قدرتمند هخامنشیان را به وجود آورد. با توجه به متن نوشته داریوش در پرسپولیس و بیستون، دولت شاهنشاهی مادها در ناحیه هخامنشی در ۵۵۰ قبل از میلاد واقع شده و سرزمین مادها یکی از ایالات دولت هخامنشی شد. از زمان سلطنت هخامنشیان، در نواحی پارسها و ساسانیها، ایالت مادها بعنوان یکی از ایالات ایران باستان بنام «ماه» شناخته می‌شد. این ایالت شامل دو بخش «ماه پایین» یا رازی ماه و «ماه بالا» یا نهاوند ماه بود. در دوران قبل از اسلام سرزمین مادها، «مای» یا «ماه» نامیده می‌شد. ناحیه استان کردستان (اردلان)در دوره صفویه شامل ۹ شهر عمده بود: سنه، گروس، الکا، زرین کمر، طغامین، خورخوره، جوانرود، اورامان، الکای بانه، قالازالام و پالانگان. دولتمردان مستقل برای قبایل بزرگ منصوب می‌شدند. بنا به پیش نویس شماره ۱۲۷۵ در ۱۳۱۶/۹/۹، ایران به شش بخش تقسیم شده بود. استان غربی شامل شهرهای کردستان، کرمانشاه، گروس، باوندپور (کلهر)، پشت کوه، لرستان، بروجرد، همدان، ملایر، خرمشهر، آبادان، خوزستان و کهگیلویه بود. در سال ۱۳۳۷ با توجه به فرمان شورای وزرا کردستان از پنجمین استان جدا شد و استان کردستان را تشکیل داد. شهرهای استان، سنندج، گروس، سقز و قروه بودند.






مردم

استان کردستان یکی از استان‌های کردنشین در غرب ایران است، اکثریت ساکنان این استان، کردزبان هستند که به لهجه‌های مختلف تکلم می‌کنند. زبان کردی در استان کردستان و همچنین در استان‌های ایلام، کرمانشاه، همدان، قزوین، آذربایجان غربی و شمال خراسان و دیگر کشورها لهجه‌های گوناگونی دارد اما مهمترین، پر تکلم‌ترین و یا به عبارتی لهجه رسمی و ادبی دو شاخه کرمانجی و سورانی است، شاخه سورانی در استان کردستان لهجه رایج در ادبیات مکتوب است.

علاوه بر زبان کردی اهالی شمال شرقی شهرستان قروه وشهریاسوکند و روستاهای شمالی شهرستان بیجار به زبان ترکی آذربایجانی تكلم می كنند و همچنین در بخش چهاردولی به زبان لکی نیز تکلم می‌کنند اقلیت‌های ارمنی و یهودی نیز به تعداد اندک در برخی شهرهای استان یافت می‌شوند.
نظرسنجی سال ۱۳۸۹طی پژوهشی که شرکت پژوهشگران خبره پارس به سفارش شورای فرهنگ عمومی در سال ۸۹ انجام داد و براساس یک بررسی میدانی و یک جامعه آماری از میان ساکنان ۲۸۸ شهر و حدود ۱۴۰۰ روستای سراسر کشور، درصد اقوامی که در این نظر سنجی نمونه گیری شد در استان کردستان به قرار زیر بود: 84 کرد (84٪ مرد، 84٪ زن)٬ ۰٫۶ فارس (۰٫۶٪ مرد، ۰٫۶٪ زن)، 15 ترک (15٪ مرد، 15٪ زن) و ۱٫۲ بدون‌جواب بودند.






آب و هوا

اقلیم کردستان متاثر از توده‌های هوای گرم و مرطوب مدیترانه‌ای است که این توده‌ها موجب بارندگی‌هایی در بهار و ریزش برف در زمستانها شده است. این توده‌های هوایی که از اقیانوس اطلس و دریای مدیترانه با برخورد به ارتفاعات زاگرس بخش قابل توجهی از رطوبت را بصورت بارش‌های پراکنده برف و باران در این منطقه نشان می‌دهند. تعداد روزهای یخبندان ۱۰۹ روز و میزان بارندگی سالانه در شرایط عادی اقلیمی معادل ۵۰۰ میلی متر می‌باشد. بیشترین میزان بارندگی مربوط به شهرهای مریوان و بانه حدود ۸۰۰ میلی متر در سال و کم‌ترین میزان بارندگی در ناحیه شرق حدود ۴۰۰ میلی متر و در قسمت مرکزی استان یعنی سنندج نزدیک به ۵۰۰ میلی متر در سال است. نفوذ توده‌های مرطوب زمستانی و بهاری در مریوان و دریاچه زریوار تأثیر فراوانی در مرطوب و معتدل شدن هوای این ناحیه دارد. میزان رطوبت و بارش مناسب باعث ایجاد جنگل‌های انبوه بلوط و گونه‌های مختلف درختان جنگلی شده است.






کوه‌ها و قله‌ها
ارتفاعات، دامنه‌ها و رشته کوههای متعدد استان کردستان از دیگر قابلیت‌های تفرجگاهی آن به شمار می‌آیند. رشته کوههای غرب کشور به صورت رشته‌هایی موازی، تمامی پهنه استان را در بر گرفته‌اند و محدوده طبیعی آن را تشکیل می‌دهند. یخچال‌های قلل مرتفع، چشمه سارهای فراوان پوشش مناسب جنگلی و مرتعی دامنه‌های مناطق کوهستانی، به ویژه مناطق نزدیک شهرها (آبیدر، آربابا، شاهو) در جنوب استان عمدتا در روزهای تعطیل، پذیرای گروه زیادی از ساکنین مناطق شهری و مسافران استان هستند. مهمترین کوههای استان که بیش از ۲۸۰۰ متر ارتفاع دارند عبارتند از: کوه کوچسار، کوه شیخ معروف، کوه پنجه علی، کوه کانی چرمه، کوه حلقه مسیر، کوه سنا سره، کوه میانه، کوه مسجد میرزا، کوه ملاکاوو، کوه حسین بک، کوه پیازه، کوه تخت، کوه هوعالی داغ، کوه چهل چشمه، کوه هواربرزه، کوه چرخ لان، کوه سراج الدین.






سدها

سد قشلاق
سد گاوشان
سد گلبلاغ
سد وحدت
سد سیاه‌زاغ







مناطق دیدنی و گردشگری
بزرگترین سینمای روباز جهان در آبیدر

بزرگترین سینمای روباز جهان با گنجایش 10هزار نفر در پارک جنگلی آبیدر سنندج می باشد. آبیدر با پرده ای در ابعاد 12×25 متر، بزرگترین سینمای روباز جهان محسوب می‌شود. صدای فیلم‌های این سینما از طریق موج اف ام رادیو در هر مکان از پارک جنگلی آبیدر قابل دریافت است و پرده آن به گونه‌ای تعبیه شده که 10 هزار نفر بتوانند روبه‌روی آن قرار گیرند.حوزه هنری کردستان ساعت 21 هر شب یک فیلم را در این سینما اکران می‌کند.همچنین مسابقات مهم از جمله نیمه نهایی و فیتال جام جهانی 2010 از این سینما برای شهروندان سنندجی پخش شد.
استان کردستان به علت دارا بودن شرایط مساعد اقلیمی و زیست محیطی، از دوران پیش از تاریخ، به عنوان یکی از استقرارگاه‌های بشری مورد توجه بوده و نتایج حاصل از کاوش‌های علمی باستان‌شناسی در مکان‌های باستانی حاکی از این مطلب است. در کردستان حدود هزار و دویست و سی و چهار اثر باستان شناسایی شده و حدود پانصد اثر از آنها در فهرست آثار ملی به ثبت رسیده است.






جاذبه‌های طبیعی

بیش‌تر جنگل‌های استان دراطراف شهرهای بانه و مریوان واقع شده و بعد از جنگل‌های شمال کشور در درجهٔ دوم اهمیت قرار دارد. در حال حاضر جنگل‌های استان به صورت درختچه و بوته‌های پراکنده درآمده است. معروف‌ترین درختان جنگلی این جنگل‌ها بلوط، گلابی، گردو، سیب وحشی، پسته وحشی، زالزالک، آلبالو جنگلی، نارون، افرا و درخت‌هایی مانند گز و بید وحشی در کنار رودخانه است. نواحی جنگلی استان عبارت اند از: جنگل‌های مریوان (۱۸۵۰۰۰ هکتار)، بانه (۵۰۰۰۰ هکتار)، سقز (۷۰۰۰ هکتار) و جنگل‌های منطقه سنندج که مساحت آن حدود ۷۸۰۰۰ هکتاراست و بیشتر درغرب کامیاران و جنوب سنندج واقع شده‌اند. از دیگر جاذبه‌های طبیعی استان می‌توان به

پارک جنگلی آبیدر،
منطقه اورامان،
روستای پلکانی پالنگان
رودخانه سقز (چم سقز)
دریاچه زریوار
کوه آر بابا بانه،
آبشاربل،
دریاچه زریوار،
چهل‌چشمه،
سراب قروه و
آبشارکویله اشاره کرد.







آئین‌ها و مراسم‌ها

مراسم پیر شالیار در روستای اورامان‌تخت (هورامان) کردستان، هر سال دو بار در نیمه بهار و نیمه زمستان برگزار شده و عروسی «پیر شالیار» در سه روز جشن گرفته می‌شود. مقبره پیر شالیار که از موبدان عبدالقادرگیلانی بوده است در انتهای جاده آسفالته اورامان قرار دارد. این مراسم شامل ذبح دام قربانی، دف زنی، نوعی رقص، خوردن آش، و شب‌نشینی و خواندن شعر و دعا است.






موقعیت اقتصادی اجتماعی

این استان از لحاظ اقتصاد کشاورزی از مناطق قابل توجه و از لحاظ دامپروری یکی از قطب‌های اساسی دامداری کشور است. فعالیتهای صنعتی این استان بسیار محدود می‌باشد، ولی به طور کلی صنایع این استان به دو گروه ماشینی و دستی تقسیم می‌شوند که صنایع ماشینی آن مشتمل بر صنایع کانی غیرفلزی، شیمیایی، نساجی و چرم، غذایی، برق و الکترونیک می‌باشد و صنایع دستی آن نیز شامل فرشبافی، گلیم‌بافی، نساجی و غیره می‌باشد.






مشاهیر استان کردستان
سیاسیون،دولتمردان،نظامیون

امیرنظام گروسی (سیاستمدار٬دیپلمات،ادیب و خوشنویس دوره قاجار)
زبیده خانم امینه اقدس از همسران ناصرالدین شاه قاجار و سوگلی دربار
غلامعلی بایندر فرمانده کل نیروی دریایی ارتش شاهنشاهی ایران در جنگ جهانی دوم
یدالله بایندر ناوسروان نیروی دریایی ارتش شاهنشاهی ایران
یحیی صادق وزیری وزیر ، قاضی
فرح کریمی ( سیاست‌مدار ایرانی-هلندی عضو حزب سبزهای چپ،مدیر آکسفام نویب،نماینده پارلمان هلند،مشاور ارشد برنامه عمران ملل متحد در پروژه SEAL )
احمد مفتی‌زاده
بهاالدین ادب سیاستمدار،موسس حزب جبهه متحد کرد ، موسس و رئیس سازمان نظام مهندسی ، عضو هیأت موسس بانک کارافرینان، نایب رئیس فدراسیون بسکتبال ایران.
عبدالله رمضان زاده عضوشورای‌مرکزی جبهه مشارکت ایران ،استاددانشگاه‌تهران،سخنگوی دولت خاتمی ، استاندار کردستان
محمدرضا رحیمی معاون اول رئیس جمهور در دولت احمدی‌نژاد
صدیق کمانگر از اعضای جنبش کارگری ایران و از رهبران جنبش کارگری در کردستان ایران
محمدصدیق کبودوند
رؤیا طلوعی روزنامه نگار،از مدافعان حقوق بشر و طرفدار حقوق زنان
احسان هوشمند فعال ملی مذهبی ، پژوهشگر
حسن امینی فعال مذهبی- قومی
هانا عبدی فعال سیاسی







حوزه فرهنگ و ادب

فاضل‌خان گروسی شاعر و نویسنده دربار فتحعلی شاه
علی‌اصغر امیرانی روزنامه‌نگار و بنیان‌گذار، مدیر و نویسنده مجله خواندنیها
ابراهیم یونسی مترجم، نویسنده و محقّق
مستوره اردلان شاعر، نویسنده و تاریخ‌نگار
فرخ نعمت‌پور رمان نویس و مترجم
محمد کابلی (قانع) شاعر
شکرالله بابان گوینده، مفسر، شاعر، نویسنده، مترجم
ذبیح‌الله منصوری مترجم ، روزنامه نگار، نویسنده
کامران نجات اللهی استاد دانشگاه
محی‌الدین حق‌شناس شاعر و ادیب
عطا نهایی نویسنده
حمید حسنی پژوهشگر، فرهنگ‌ نویس، و ویراستار
سوران کردستانی محقق، نویسنده،مورخ و شاعر
عرفان قانعی‌فرد پژوهشگر
عرفان قانعی‌فرد پژوهشگر
مهدی حبیبی نخبه علمی ،مهندس برق ،استاد دانشگاه،فعال اجتماعی وفرهنگی







هنرمندان

سید علی‌اصغر کردستانی از اساتید آواز دوران قاجار و پهلوی
مظهر خالقی خواننده
حسن کامکار موسیقی‌دان، نوازندهٔ ویولن و بنیان‌گذار گروه موسیقی کامکارها
گروه کامکارها شامل خانواده هنرمند و سرشناس کامکار
هوشنگ کامکار آهنگساز،عضو شورای عالی خانه موسیقی ایران
بیژن کامکار خواننده و نوازنده دف، رباب، تار، تمبک و دهل
پشنگ کامکار نوازنده سنتور
قشنگ کامکار نوازندهٔ سه‌تار و ویلن
ارژنگ کامکار نوازنده تمبک، نقاش
اردشیر کامکار نوازندهٔ ویولن و کمانچه
ارسلان کامکار نوازندهٔ بربط و ویولن
اردوان کامکار نوازنده سنتور
هانا کامکار نوازندهٔ دف و عکاس
صبا کامکار خواننده
نیریز کامکار نوازنده تار
سیاوش کامکار نوازنده سنتور
بهروز غریب‌پور نویسنده کارگردان تئاتر و سینما و استاد نمایش عروسکی
ایرج گل‌افشان تدوین‌گر فیلم
عربعلی شروه نقاش ، سفال‌گر و مجسمه‌ساز
محمد رشید شیخ‌الاسلامی کردستانی خطاط
پل کلدانی موزیسین،مجری رادیوئی٫محقق٫مترجم و نویسنده حکایت‌های فولکلور ایرانی
بهمن قبادی، کارگردان و نویسنده
هادی ضیاءالدینی مجسمه ساز و نقاش
حسن یوسف‌زمانی آهنگساز، نوازنده و رهبر ارکستر ایرانی
حسین یوسف‌زمانی آهنگساز ، نوازنده ویلن
احمد ابراهیمی (خواننده)
ناصر رزازی خواننده
عباس کمندی خواننده،آهنگساز،شاعر
صدیق تعریف خواننده
محمدجلیل عندلیبی آهنگساز و نوازنده سنتور
قطب‌الدین صادقی نویسنده کارگردان تئاتر و بازیگر سینما و تلویزیون.
فرهاد اصلانی بازیگر تئاتر، سینما و تلویزیون
فرامرز صدیقی بازیگرسینما و تلویزیون
مهوش افشارپناه بازیگرسینما و تلویزیون
بیژن صیفوری طراحِ گرافیک، مدیر هنری، عکاس، نویسنده و استاد دانشگاه
سعید فرج‌پوری نوازنده کمانچه
جمشید عندلیبی نوازنده نی
سعید آقاخانی نویسنده ، کارگردان و بازیگر تئاتر ، سینما و تلویزیون
مهرداد کریم خاوری نوازنده و مدرس دف
فردین کریم خاوری نوازنده و آهنگساز
محمود شهریاری مجری برنامه های تلویزیونی
محمود دینی بازیگر سینما و تلویزیون
شهره قمر بازیگر سینما
روژان خواننده کردی کلاسیک
تینو صالحی بازیگر و کارگردان تئاتر
کیوان کریمی فیلمساز
آزاد آزادپور رپر سبک هیپ‌هاپ
جمشید مقدم خواننده
ستار چمنی‌گل کارگردان و پخش کننده فیلم
ویدا صالحی بازیگر سینما،تلویزیون و تئاتر، فیلمنامه نویس و گریمور







علما و مذهبیون

مظفر پرتوماه از نخستین استادان ایرانی رشته فیزیک هسته‌ای بود، که سه دهه در سازمان فضایی ناسا به پژوهش علمی اشتغال داشت.
عبدالله سوری (مه‌لا سووری)
پیرمراد (صحابه پیامبر (ص))
محمد عزیزی (ملا محمد به‌ردهڕه‌ش)
آیت الله نصرالله بنی صدر پدر ابوالحسن بنی صدر اولین رئیس جمهور ایران
سید ابوالفضل حسینی مجتهد
عزالدین حسینی





ورزشکاران

بیژن ذوالفقارنسب بازیکن سابق و مربی فوتبال
عبدالله چمن‌گلی قهرمان سابق کشتی فرنگی،مربی تیم ملی کشتی،برترین مربی کشتی فرنگی جهان در سال ۲۰۱۲
بیت الله عباسپور قهرمان بدنسازی ایران و از قهرمانان این رشته در دنیا
سامان ویسی بسکتبالیست
حامد سهراب‌نژاد بسکتبالیست
امجد شکوه‌مقام فوتبالیست
ضیاءالدین نیک‌نفس فوتبالیست
وریا غفوری فوتبالیست
اسحاق سبحانی فوتبالیست
12:48 pm
ادبیات
ادب یا ادبیات ، عبارت است از آن‌گونه سخنانی که از حدّ سخنان عادی، برتر و والاتر بوده است و مردم، آن سخنان را در میان خود، ضبط و نقل کرده‌اند و از خواندن و شنیدن آن‌ها دگرگون گشته و احساس غم، شادی یا لذّت کرده‌اند.در باور همگانی ادبیات یک تیره یا ملت برای نمونه مجموعه متن‌هایی است که آثار ماندگار و برجسته پیشینیان آن تیره و ملت را تشکیل می‌دهند. یکی از طبقه‌بندی‌های مشهور و پرکاربرد متن‌های ادبی، طبقه‌بندی دوگانه‌ایست که بر اساس آن متن‌ها به دو گونه‌ی اصلی شعر و نثر تقسیم می‌شوند. این طبقه‌بندی سنت دیرینه‌ای در زبان فارسی و ادبیات جهان دارد. سخنوران و فیلسوفان از دیرباز در پی پررنگ کردن خط ظریف میان این دو و ارایه تعریفی فراگیر و تمیزدهنده از شعر و نثر بوده‌اند.






تعریف ادبیات
ادب واژه‌ای است معرب از فارسی.این واژه از دیدگاه واژه‌شناسان به معنی ظرف و حسن تناول آمده‌است.برخی نیز در فارسی، ادب را به معنی فرهنگ ترجمه کرده‌اند و گفته‌اند که ادب یا فرهنگ همان دانش است. به از دیگر معانی واژهٔ ادب می‌توان به هنر، حسن معاشرت، شیوهٔ پسندیده، با سخن اشاره کرد؛ اما ادب در اصطلاح، نام دانشی است که قدما آن را شامل این علوم دانسته‌اند: لغت، صرف، نحو، معانی، بیان، بدیع، عروض، قافیه، قوانین خط، قوانین قرائت که بعضی اشتقاق و انشاء راهم بدان‌ها افزوده‌اند.البته دیدگاه ادبای قدیم دربارهٔ معنی اصطلاحی «ادب» کمی مختلف است. بعضی آن را فضیلت اخلاقی، برخی پرهیز از انواع خطاهاو برخی آن را مانند فرشته‌ای دانسته‌اند که صاحبش را از ناشایستی‌ها باز می‌دارد.
اما علم ادب (ادبیات) یا سخن‌سنجی یا در دیدگاه پیشینیان اشاره داشته‌است به دانش آشنایی با نظم و نثر از جهت درستی و نادرستی و خوبی و بدی و مراتب آن.اما برخی ادیب را کسی می‌دانستند که عالم بر علوم نحو، لغت، صرف، معنی، بیان، عروض، قافیه و فروع باشد و برخی خط، قرض‌الشعر، انشا، محاضره و تاریخ را هم جزو آن‌ها دانسته‌اند.

جرجی زیدان در این باره می‌نویسد:

«علم ادب در اصطلاح علمای ادبیت مشتمل بر اکثر علوم ادبیه است از قبیل: نحو، لغت، تصریف، عروض، قوافی، صنعت شعر، تاریخ و انساب. و ادیب کسی است که دارای تمام این علوم یا یکی از آن‌ها باشد و فرق مابین ادیب و عالِم آن است که ادیب از هر چیزی بهتر و خوب‌ترش را انتخاب می‌نماید و عالم تنها یک مقصد را گرفته در آن مهارت می‌یابد.»

مردم غالباً بین ادبیات و آثار مکتوب دیگر تفاوت قائل می‌شوند. اصطلاحات «تخیل ادبی» و «شایستگی ادبی» غالباً به منظور تشخیص آثار ادبی از یکدیگر مورد استفاده قرار می‌گیرند. مثلاً تقریباً تمام انسان‌های باسواد دنیا آثار چارلز دیکنز را در زمرهٔ «ادبیات» تلقی می‌کنند در حالی که برخی از منتقدین، آثار جفری آرچر را شایستهٔ گنجانده شدن تحت عنوان «ادبیات انگلیسی» نمی‌دانند. گاهی اوقات ممکن است منتقدان برخی از آثار را به دلایلی همچون سطح پایین دستور زبان و نحو، داشتن خط داستانی باورنکردنی یا گسیخته و یا داشتن شخصیت‌های متناقض یا غیرقابل‌باور از زمرهٔ آثار ادبی حذف کنند. اما باید گفت که مفهوم واژهٔ ادب و ادبیات نیز همانند همهٔ پدیده‌های دیگر در طول زمان یکسان نمانده و دستخوش تحول گردیده است. بیشتر اقوام قدیم جهان، هم‌چون یونیان، ادب را فقط به معنی و مفهوم شعر به کار می‌برده‌اند و علوم ادبی، نزد آنها علم شعر بوده است و بس.





تاریخچه
یکی از کهن‌ترین آثار ادبی شناخته شده در جهان، حماسهٔ گیلگمش است. بسیاری از پژوهش‌گران، گیلگمش را نخستین حماسه بشری می‌دانند.این اثر ادبی که تاریخ نگارش آن را سال ۲۷۰۰ پیش از میلاد می‌دانند موضوعاتی چون قهرمانی، دوستی، شکست و جستجو به دنبال زندگی ابدی را شامل می‌شود. در هر دورهٔ تاریخی یکی از گونه‌های ادبیات برجسته می‌شود. نخستین آثار ادبی بیشتر دارای جنبه‌های پیدا و پنهان مذهبی‌اند و ریشهٔ تعلیمی نیز همین منابع هستند. سرشت نامتعارف آثار رمانتیک پس از قرون وسطی رشد پیدا کرد در حالی که عصر روشنگری باعث بروز حماسه‌های ملی و آثار فلسفی شد. رمانتیسم بر ادبیات عامیانه و مسائل عاطفی تأکید می‌کرد و به این گونه بود که در سده ۱۹ میلادی راه را برای ظهور رئالیسم و ناتورالیسم که در پی کشف مصادیق واقعیت بودند باز کرد. سده ۲۰ میلادی نیاز به سمبولیسم یا بینش روانی در توصیف و توسعه شخصیت را با خود آورد.



بخش‌بندی ادبیات بر پایهٔ شیوهٔ بیان

ادبیات را از دیدگاه شیوهٔ بیان و شکل ظاهری می‌توان به دو دستهٔ کلی نظم و نثر تقسیم کرد، که هر کدام از آن‌ها شامل بخش‌های کوچک‌تری هستند.



شعر (سروده)

شعر، چامه یا چکامه، بر پایهٔ دیدگاه‌های سنتی، سخنی است موزون و خیال‌انگیز که دارای قافیه است، اگر چه برخی، قافیه را از شرایط شعر نمی‌دانند. نگارش شعر به صنایع و آرایه‌های ادبی متکی است. صنایعی چون تشبیه، مراعات نظیر و استعاره و...؛ وزن اشعار ممکن است شامل الگویی از تکیه‌ها (وزن تکیه‌ای) یا الگویی از هجاهای ناهم‌طول بوده (وزن عروضی) یا از قافیه استفاده نکند. توصیف‌ناپذیری شعر در ذات آن قرار دارد و به سختی می‌توان تعریفی جامع برای آن یافت، به ویژه آن‌که با دگرگونی‌های شعر و سبک سرایش در گذر زمان، تعاریف سنتی دیگر کاربرد گذشتهٔ خود را ندارند و جوامع، تعاریف مدرن‌تری از مقوله‌های گوناگون هنر و ادبیات ارایه داده‌اند.

سرایش شعر، سابقه‌ای طولانی نزد انسان‌ها دارد و یکی از کهن‌ترین گونه‌های ادبی در جهان به شمار می‌رود: نخستین نمونه‌های ادبی شناخته‌شده حماسهٔ سومری گیلگمش (۲۷۰۰ پیش از میلاد)، بخش‌هایی از انجیل، آثار به جا مانده از هومر (مانند ایلیاد و اودیسه) و حماسه‌های هندی رامایانا و مهابهاراتا هستند.



نثر (نوشتار)
نثر نوعی نگارش است که به هیچ گونه ساختار شکلی (به جز دستور زبان ساده) پایبند نیست؛ در متون منثور، اجباری در زیبا گفتن یا استفاده از واژگان زیبا وجود ندارد. با این حال نثر را نیز می‌توان به شکل زیبا نوشت، اما در این گونهٔ ادبی از شکل ظاهری واژه‌ها (وزن یا واج‌آرایی) استفادهٔ کمتری می‌شود و به جای آن‌ها از سبک، جایگذاری یا گنجاندن تصویر سود برده می‌شود. با این وجود نمی‌توان به دقت تمایز نثر با شعر را مشخص کرد. برای مثال در سجع که خود نوعی نثر است، در پایان دو جمله که به دنبال هم می‌آیند باید دو واژهٔ یکسان یا هم‌وزن آورده شود. این حالت، نوعی وزن و زیبایی شاعرانه به متن منثور می‌دهد.




انواع ادبی

از دیدگاه مفهوم و پیام درونی ادبیات را به چهار دستهٔ کلی تقسیم می‌کنند:

حماسی
غنایی
نمایشی
تعلیمی

دیگر انواع ادبی عبارت‌اند از: ادبیات روایی و داستانی، ادبیات اسطوره‌ای، ادبیات نمادین، ادبیات طنز، ادبیات فولکلور و عامیانه، مفاخره، مناظره و...




داستان

داستان روایی (نثر روایی) غالباً از نثر برای بیان رمان، داستان کوتاه، رمان تصویری و امثال آن استفاده می‌کند. نمونه‌های منفرد این نوع داستان در طول تاریح وجود داشته‌اند اما تنها در سده‌های اخیر به شکل منظم و مجزا نوشته شدند. برای دسته‌بندی داستان‌های منثور غالباً از اندازهٔ آن‌ها استفاده می‌کنند. هر چند که این محدوده‌ها دلخواه است اما قراردادهای نشر مدرن محدوده‌های زیر را تعیین کرده‌اند:

داستان کوتاه نوعی داستان منثور است که بین ۱۰۰۰ تا ۲۰،۰۰۰ واژه در بر دارد (اما معمولاً بالای ۵۰۰۰ واژه دارد). این نوع داستان ممکن است دارای ساخت روایی نباشد.



داستانک
رمان کوتاه (نوولا) داستانی است که بین ۲۰،۰۰۰ تا ۵۰،۰۰۰ واژه را در بر داشته باشد.
رمان نوعی داستان است که بیش از ۵۰،۰۰۰ واژه دارد.




رمان

رمان، داستان بلندی است که به صورت نثر نوشته می‌شود. شکل آن نیز از ابداعات سده‌های اخیر است. داستان منثور ایسلندی به نام ساگاس که گفته می‌شود در سدهٔ ۱۱ میلادی نوشته شده، در مرز بین یک اثر سنتی منظوم حماسی- ملی و یک رمان روان‌شناسی مدرن قرار دارد. به جرئت می‌توان گفت که سروانتس اسپانیایی اولین کسی بود که در اروپا دست به نگارش یک رمان تأثیرگذار به نام دون کیشوت زد. اولین بخش این داستان در سال ۱۶۰۵ و دومین بخش آن در سال ۱۶۱۵ منتشر شد. مجموعه‌های داستانی قدیمی‌تر دیگری مانند هزار و یک شب، دکامرون اثر جیووانی بوکاچیو و داستان‌های کانتربری اثر چاسر شکل مشابهی دارند و اگر امروز نوشته می‌شدند، می‌شد آن‌ها را در دستهٔ رمان قرار داد. دیگر داستان‌هایی که در دوران کلاسیک ادبیات آسیا و عرب نوشته شده‌اند را بیش از آن که ما فکر کنیم می‌توان در دستهٔ رمان قرار داد. برای مثال آثاری چون داستان گِنجی (ژاپنی) اثر بانو موراساکی، داستان عربی حی بن یقظان اثر ابن طفیل، داستان عربی تئولوگوس آتودیداکتوس اثر ابن نفیس و داستان چینی افسانه سه پادشاه اثر لو گوانژونگ.

همهٔ رمان‌ها در اروپا در ابتدا جزو آثار مهم ادبی تلقی نشدند. دلیل آن شاید این بود که نگارش نثر صرف، آسان و غیر مهم می‌نمود. با این حال، امروزه مشخص شده‌است که نگارش نثر بدون توجه به آرایه‌های شاعرانه می‌تواند لذت هنری در فرد ایجاد کند. به علاوه نویسندگان آزاد به این باور رسیده بودند که درگیر نشدن با ساختارهای نظم باعث ایجاد طرح داستانی پیچیده‌تر و یا دقیق‌تری نسبت به گونه‌های دیگر ادبی حتی شعر روایی می‌شود. این آزادی به نویسنده این امکان را می‌دهد که به سبک‌های ادبی و نمایشی دیگر – حتی شعر – در محدودهٔ یک رمان بپردازد.




آثار منثور دیگر

نوشته‌های فلسفی، تاریخی، روزنامه‌ای، حقوقی و علمی از گذشته جزو ادبیات به شمار می‌آمدند. این گونه آثار شامل برخی از کهن‌ترین آثار منثور موجود هستند؛ رمان‌ها و داستان‌های منثور نام «داستان» را به خود گرفتند تا از آثار دیگری که معرف واقعیات بودند و اثر «غیرداستان» نامیده می‌شدند مشخص شوند. آثار غیرداستانی از گذشته‌های دور به شکل منثور نوشته می‌شدند.

جنبهٔ ادبی نوشته‌های علمی در طول دو سدهٔ گذشته رو به کاهش گذاشت زیرا پیشرفت و تخصصی‌تر شدن علوم باعث شدند که پژوهش‌های علمی برای بسیاری از مخاطبان غیرقابل درک شوند؛ امروزه علم را در ژورنال‌های علمی می‌توان یافت. آثار علمی اقلیدس، ارسطو، کوپرنیک و نیوتون امروز هم از اعتبار زیادی برخوردارند؛ اما به دلیل آنکه دانش موجود در آن‌ها تا حد زیادی منسوخ شده‌است دیگر نمی‌توان از آن‌ها برای تعالیم علمی سود برد. با این حال این آثار آن قدر هم فنی هستند که نمی‌توان آن‌ها را در برنامه‌های درسی ادبی گنجاند. تنها در برنامه‌های درسی مانند «تاریخ علم» است که می‌توان دانشجویانی را یافت که این آثار را مطالعه کنند. بسیاری از کتبی که به «عمومی ساختن» دانش می‌پردازند نیز امروزه شایستهٔ دریافت عنوان «ادبیات» هستند.

فلسفه نیز تا حد زیادی به یک رشتهٔ دانشگاهی تبدیل شده‌است. بسیاری از فلسفه‌دانان از این وضع ابراز نارضایتی می‌کنند؛ با وجود این بسیاری از آثار فلسفی در ژورنال‌های آکادمیک چاپ می‌شوند. فیلسوفان بزرگ تاریخ مانند افلاطون، ارسطو، آگوستین، دکارت و نیچه رسماً نویسنده تلقی می‌شدند. برخی از آثار فلسفی امروزی نیز مانند آثار سیمون بلکبرن را جزو «ادبیات» تلقی می‌کنند اما بسیاری از دیگر آثار را نمی‌توان در این رده طبقه‌بندی کرد. برخی از مباحث همچون منطق به قدری فنی شده‌اند که می‌توان آن‌ها را با ریاضیات مقایسه کرد.

بخش عمده‌ای از آثار تاریخی را هنوز می‌توان جزو ادبیات به شمار آورد، به خصوص بخشی که آن را به نام گونه اثر غیرداستانی خلاقانه می‌دانند. همچنین بخش اعظم آثار روزنامه‌نگاری مانند روزنامه‌نگاری ادبی نیز چنین است. با این حال این بخش نیز به شدت بزرگ شده و غالباً با هدف سودمندگرایی نوشته می‌شود: مانند ضبط داده‌ها یا هدایت سریع اطلاعات. به همین دلیل آثاری که در این زمینه‌ها نوشته می‌شوند غالباً فاقد خصوصیت ادبی هستند اما برخی از آن‌ها هنوز هم این قابلیت را دارند. بزرگترین تاریخ‌نگاران ادبی هرودوت، توسیدید و پروکپیوس بوده‌اند که همگی جزو ادبای جهانی به شمار می‌روند.

حقوق، وضعیت بغرنج‌تری دارد. برخی از آثار افلاطون و ارسطو یا حتی بخش‌هایی از انجیل را می‌توان به عنوان ادبیات حقوقی (یا قوانین ادبی) دسته‌بندی کرد. شاید قوانین حمورابی در بابل نیز شامل این دسته‌بندی شوند. قانون مدنی روم که تحت حاکمیت ژوستنین اول از امپراتوری بیزانس تدوین شد، به عنوان یک اثر ادبی شهرت یافت. اسناد تأسیس بسیاری از حکومت‌ها همچون قانون اساسی ایالات متحده را می‌توان جزو ادبیات به شمار آورد؛ هر چند که امروزه متون قانونی، کمتر دارای ارزش‌های ادبی هستند.

متون طراحی بازی‌های رایانه‌ای هیچ‌گاه توسط بازیکنان قابل مشاهده نیستند و تنها تولیدکنندگان یا ناشران این بازی‌ها می‌توانند این متون را دیده و از آن‌ها برای درک، تجسم و حفظ ثبات در هنگام همکاری در ساخت یک بازی استفاده کنند. مخاطب اینگونه آثار معمولاً بسیار کم است. بسیاری از متون بازی‌ها دارای داستان‌های عمیق و دنیاهای دقیقی هستند که باعث می‌شوند که این آثار تبدیل به یک گونهٔ ادبی پنهان شوند.

در نتیجه با تخصصی‌تر شدن و تکثر بسیاری از این رشته‌ها دیگر نمی‌توان آثار تولید شده در حوزه‌های این علوم را جزو ادبیات به شمار آورد. شاید بتوان گاهی آن‌ها را جزو «ادبیات ادبی» دسته‌بندی کرد؛ خیلی وقت‌ها این رشته‌ها آثاری تولید می‌کنند که می‌توان بر آن‌ها عناوین «ادبیات فنی» یا «ادبیات حرفه‌ای» نهاد.




نمایش‌نامه

نمایش‌نامه، معرفِ نوع دیگری از قالب‌های ادبی کلاسیک است که در طول سال‌های متمادی متحول شده. این نوع اثر ادبی غالباً شامل گفت‌وگو بین شخصیت‌ها است و به جای خوانده‌شدن بیشتر تکیه بر اجرای نمایشی دارد. اپرا در طول سده‌های هجده و نوزده میلادی به عنوان ترکیبی از شعر، نمایش و موسیقی رشد یافت. در آن زمان تقریباً تمام نمایشنامه‌ها منظوم بودند. شکسپیر را می‌توان یکی از برجسته‌ترین نمایشنامه‌نویسان جهان دانست. برای نمونه رومئو و ژولیت نمایشنامه‌ای کلاسیک است که عموماً یک اثر ادبی شناخته می‌شود.

نمایش‌نامه‌های یونانی نمونه‌های اولین گونه‌های نمایشی در طول تاریخ هستند که ما به آن‌ها دسترسی داریم. تراژدی به عنوان یک گونه نمایشی از جشنواره‌های مذهبی و مدنی سرچشمه گرفت و معمولاً برای نمایش تم‌های تاریخی یا افسانه‌ای به کار برده می‌شد. تراژدی‌ها معمولاً برای موضوعات بسیار مهم مورد استفاده قرار می‌گرفتند. با ظهور فناوری‌های نوین، نوشتن متن نمایش‌نامه‌های غیراجرایی باب شد. جنگ دنیاها (رادیو) در سال ۱۹۳۸ نمایش‌نامه‌ای رادیویی بود که برای پخش سراسری نوشته شده بود. پس از آن بسیاری از آثار نمایشی برای فیلم یا تلویزیون ساخته شدند. به طور معکوس، ادبیات تلویزیونی، فیلم و رادیو نیز برای نوشتن آثار چاپی یا الکترونیک به کار برده شدند.
ساعت : 12:48 pm | نویسنده : admin | مطلب بعدی
دنیای ادبیات | next page | next page