عزاداری حسینی؛ شور یا شعور؟

محرم بانگ رسای همه انسانهاست و ذات عاشورا نماز است و عدالت، نه فقط عزاداری و مصیبت. بنابراین اگر کسی عاشورا را با همه ابعاد آن بشناسد، اصل مصیبت را فراموش می کند و برای عاشورای حسینی به سوگ می نشیند و گوش دل باز می کند تا بشنود از حرف های زخم داری که تیغ تیزش روح را می تراشد و صیقل می دهد تا تندیسی بسازد از آدمیت.






پس ابزاری نیاز است از منبر و مداحی تا شور و شعور که انسان را آسمانی کند از زمینی که قفسی شده و مانع از اوج گرفتن. منبر و مداحی از دیرباز کارکرد رسانه ای را ایفا می کند تا به وسیله آن نام و یاد ائمه اطهار و مصائب وارده بر آنان را زنده نگه دارد.

مناسک و مراسمی که مداحان بر پا می کنند با ایجاد شور و حرارت در میان جوانان به برانگیختن انگیزه آنها پرداخته و تلاش می کنند اینگونه به بازخوانی و ذکر وقایع عاشورا و دیگر مصیبت ها بپردازند.

اما در این میان و با تقویت جایگاه مداحان نقش منبرها کمرنگ شده تا جایی که برخی، این موضوع را کمرنگ شدن جایگاه منبر و موضوعات آن در میان نسل جوان می دانند.

اما شور مداحی و شعور منبر همچنین جایگاه عقل و احساس در این میان موضوعی نیست که بتوان به سادگی از کنارش گذشت بلکه قدر و منزلت این دو رسانه تا جایی انکار ناپذیر است که منبر را می توان منبع عقل و مداحی را محرک احساس دانست.

به همین منظور برآن شدیم بیشتر نسبت به کارکرد این دو پرداخته و با بررسی مفصل تر به آسیب شناسی مجالس عزاداری از زبان منبری ها و اهل فن همچنین مردمی بپردازیم که خطاب مجالس هستند.






آنچه آسیب خوانده می شود

سیدالشهدا (ع) حماسه ای ماندگار در جهان اسلام خلق کرد و اسوه مبارزان و مجاهدان تاریخ است از همین رو منبر محرم باید پیام رسان عبرتهای حماسه ماندگار عاشورا باشد، اما نوع مداحی و عزاداری مشتاقان و شیفتگان سالار شهیدان گاهی دچار آسیب هایی می شود.

در همین زمینه حجت الاسلام والمسلمین تاج لنگرودی کارشناس علوم دینی واستاد دانشگاه و از خطبا و وعاظ با سابقه در گفت و گو با خبرنگار سرویس گزارش کیهان معتقد است: » گاهی اوقات آنچه اسمش را آسیب می گذارند به معنای واقعی آسیب نیست بلکه احساسات پاکی است که در جوانان ما وجود دارد و همین احساسات پاک مسبب جذب آنها به سمت هیات ها و دسته جات عزاداری و سینه زنی می شود. پس قبل از پیشداوری اصل این احساسات را از نظر دینی باید مورد بررسی قرار دهیم.»

وی می گوید:«انسان ها دارای ۲ نیرو هستند که با این دو نیرو زندگی می کنند، یعنی جدا از هم اصلا امکان ندارد و آن عقل و دوم، احساس است. پس ا حساس چیزی نیست که مورد نکوهش واقع شود چه در زنان و چه در مردان. چون مملکت وجودی افراد اقتضا می کند تا هر کس از این دو نیرو در جهت کمال استفاده کند هر مقدار کمال بیشتری کسب کند به خداوند مقرب تر است.»

وی منبر را منبع عقل و مداحی را محرک احساس دانسته و می گوید: «احساسات مورد نیاز انسان برای عزاداری ها در روایات هم دیده

می شود. در روایات آمده زمانی که امام سجاد(ع) کربلا را ترک می کردند دستور دادند خیمه های نیم سوخته را همراه بیاورند. وقتی به نزدیکی های مدینه رسیدند گفتند خیمه ها را بنا کنند تا مردم مدینه این ها را ببینند که چه بر سر

آل رسول الله(ص) آمده است. گاهی مواقع اگر شور تنها باشد آن هم بدون بیان مفاهیم می شود آسیب. اما اگر در کنار هم باشند و از شعور استفاده کنیم و اهداف امام حسین (ع) را در مجلس بررسی کنیم، این خودسازی انسان را به همراه دارد. اگر این دو در کنار هم و همپای هم باشند انسان با شرکت در عزاداری ها ترغیب می شود به سوی خداوند و رضای او و همین سودمند است .»

براساس همین ادعا وعاظ، خطبا و منبریها پیام آوران واقعی قیام امام حسین(ع) در جامعه امروزی هستند و منبر محرم پیام رسان عظمت، عزت، آزادگی و شجاعت سیدالشهدا (ع) است.

به حتم به همین دلیل است که مداحان و وعاظ باید در مجالس عزاداری امام حسین (ع) در کنار بیان عظمت سیدالشهداء (ع) مظلومیت و غربت آن حضرت و یارانشان را تشریح کنند.






مجالس را مدیریت کنید

سپردن مجالس عزاداری و مولودی خوانی به مداحان جوان در نتیجه فقدان مدیریت و ساماندهی مجالس از جمله آسیب هایی است که برخی از مردم طی گفت و گو با گزارشگر کیهان به آن اشاره می کنند.

سید محمد جباری جوان بسیجی واگذاری مجالس عزاداری و حتی مولودی خوانی به برخی مداحان جوان که فارغ از تجربه و تحصیل و مطالعه جامع در این خصوص هستند را آسیب جدی برای مجالس عنوان می کند.

وی در گفت و گو با خبرنگار سرویس گزارش کیهان اینطور توضیح می دهد:« برخی از جوانان که علاقه زیادی به مداحی دارند تنها ابزار ایجاد شور را در مجالس صدای گرم و شیوا و گریاندن مردم می دانند در حالی که این شرایط باعث می شود مجالس محتوای نازلی داشته باشد حتی در اثر کم تجربه بودن مداح دلخوری حاضرینی که به امید یادگیری از مکتب اهل بیت (ع) وارد مجلس شده اند کاملا طبیعی است.»

این جوان ۲۳ ساله ادامه می دهد: »برخی از مجالس عزاداری سخنران و منبری ندارند و این باعث می شود حاضران بهره کافی از مجلس نبرند. این موضوعی است که تجربه کرده ام و بارها از دوستانم هم شنیده ام که مجالس عزاداری اطلاعات کاملی از سیره ائمه اطهار (ع) نمی دهد بلکه بیشتر با کتل و علم و ابزارهایی که برخی هیئات دارند یا شعرخوانی هایی که منحصر به زیبایی صورت نه سیرت شهدای کربلا است به خرافه دامن می زنند. در حالی که اگر مدیریت خوبی اعمال شود یا سازمان و نهادی برای ساماندهی مجالس و تایید مداحان و اشعار آنها وجود داشته باشد دیگر مجالس دچار آسیب نخواهد شد.»






به محتوا اهمیت دهید

امروزه با مشاهده برخی موارد در مجالس عزاداری این امر به ذهن خطور می کند که این رسالت عظیم و کارآمد چند سالی است دستخوش تغییراتی شده و بیشتر در منابر و مجالس عزاداری به تبیین مظلومیت امام حسین (ع) پرداخته می شود که هیچ معرفتی را در مخاطبان در خصوص آن حماسه ماندگارکربلا ایجاد نمی کند.

حجت الاسلام والمسلمین یحیی کمال کارشناس معاونت فرهنگی تبلیغی دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم نیز آسیب شناسی مجالس عزاداری را بحث مفصلی می داند که مدتی است روی آن کار می شود.

وی در گفت و گو با خبرنگار سرویس گزارش کیهان اظهار می کند: »اخیرا طی جلسات کاربردی به مبلغان گوشزد شد که تاریخ را به درستی مطالعه کنند و با آگاهی کامل از حوادث و قیام عاشورا خودشان تحریفات و آسیب ها را شناسایی و دقت کنند. آنچه در این میان مهم به نظر می رسد محتوا، نحوه اجرا و همچنین خود مداحان هستند. یعنی در بحث محتوا اگر مطالعه کاملی صورت نگیرد واقعیت ها مطرح نشده در نتیجه خطاها و اشتباهات خود باعث آسیب می شود.»

حجت الاسلام والمسلمین کمال در قالب اجرا نیز به دسته های سینه زنی که با علم و کتل و یا قمه وارد خیابان ها می شوند اشاره و تاکید می کند: »شاید زمانی این روش خوب بود اما فقط حسن فعلی مهم نیست بلکه حسن فاعلی هم اهمیت دارد چرا که چشم های زیادی این روزها روی مسلمانان زوم شده و باید مراقب بود تا ورود مطالب وهن و خرافه موجب صدمه زدن به جامعه اسلامی نشود. دعوت از مداحان هم سومین عامل موثر در جلوگیری از آسیب به مجالس عزاداری است و اینکه مردم نباید از مداح فقط شور مجلس را بخواهند بلکه هدف محتوای اشعار و زنده نگاه داشتن سیره ائمه اطهار است که مداحان و مردم باید رعایت کنند. اگراینطور نباشد انحراف را در مجالس خواهیم داشت.»

حفظ شأن سیدالشهداء (ع) در مجالس عزاداری ماه محرم در گرو اخلاص و صداقت مداح و خطیب در بیان ویژگیهای آن حضرت و عظمت قیام امام حسین (ع) از اهم مسایلی است که می بایست توسط مداحان و سخنرانان مورد توجه قرار گیرد .






وظایف خطیب و مداح

به اعتقاد کارشناسان یک خطیب و مداح باید با ظرافت خاصی پس از مطالعه و استخراج منابع دینی در مورد قیام امام حسین (ع)،معنویت و عرفان آن حضرت را در کنار دیگر جنبه های حماسی ایشان بدون هیچ کم و کاستی برای مردم تشریح کند تا نسبت به امام خود معرفت واقعی پیدا کنند. مهم اینست که نباید از هر وسیله ای برای برانگیختن احساسات مردم استفاده کرد .

حجت الاسلام محسن تاج لنگرودی نیز امام حسین (ع) را نماد واقعی ایمان، شجاعت، رشادت، جوانمردی، ایثار و ... دانسته و عنوان می کند: »تبیین اوصاف بی شمار سیدالشهداء (ع) از وظایف خطبا در ماه محرم است. وعاظ با استناد به روایات، احادیث مستند و با زبان ساده و قابل فهم می توانند در عین بیان غربت و مظلومیت امام حسین (ع) شجاعت و ایثار و فداکاری ایشان را در مقابل دشمنان برای مردم تبیین کنند.»

این استاد دانشگاه با اشاره به لزوم احیای دو فریضه امر به معروف و نهی از منکر در جامعه تصریح می کند: »احیای این دو فریضه از دیگر دلایل قیام امام حسین (ع) بود که خطبا در منابر محرم با پرداختن به این مساله و تبیین زوایای آن در زندگی امروزی بشر فهم بهتر آن را برای مردم فراهم می آورند.»

علاوه بر بحث مداحی و حفظ شان و جایگاه امام حسین (ع)، نیاز است به بحث اشعاری که در مجالس عزاداری خوانده می شود نیز توجه کافی شود. چرا که یکی از ملزومات مجالس عزاداری روضه خوانی مستند و متقن و استفاده از منابع معتبر است. منبری نباید برای برانگیختن احساسات مردم از هر متن و روایتی در مجلس ائمه (ع) استفاده کند.

تاج لنگرودی در مورد ویژگیهای روضه خوانی حضرت سیدالشهداء (ع) معتقد است: »در روضه امام حسین (ع) نباید تنها بر جنبه احساسی مردم تاکید داشت بلکه باید در کنار این مساله به بیان فضایل آن حضرت پرداخت . گاهی شنیده می شود اشعاری بدور از فضایل آن امام همام و عقل و منطق در مجالس مداحی قرائت می شود و یا در مجالس روضه خوانی مطالبی تنها در جهت شور گرفتن خوانده می شود که این مساله چندان جالب نیست.»

وی روضه راستین را دارای این خصوصیت عنوان می کند که باید از اهداف بینشی و گرایشی برخوردار باشد و در کنار معرفت و شناخت اهل بیت(ع) گرایش به برانگیختن احساسات و عواطف مسلمانان نیز در آن وجود داشته باشد.

انتشار تصاویری از قمه زنی در روز عاشورا و کودکی که توسط والدینش قمه خورده در فضای سایبر به همراه عباراتی از قبیل « تروریست ها به فرزندان خود هم رحم نمی کنند» و غیره به ابزاری برای تخریب مسلمانان مبدل شده است.

عکس مادری که بچه شیرخواره اش را به بغل گرفته و به سر او قمه می زند و ذیل آن نوشته اند «کسی که به بچه خود رحم نمی کند به مردم دنیا رحم می کند؟» همه آن چیزی نیست که امپریالیسم رسانه ای غربی برای تخریب چهره مسلمانان جهان به کار بسته است.

در گزارش دیروز کیهان اشاره شد یکی از آسیب های مهم مجالس عزاداری پرداختن به مطالب حاشیه ای است و تنها به ایجاد شور و هیجان در میان مردم پرداخته شده و هدف اصلی گریاندن است و بس! یعنی فقط شور بدون اشاره به اصل واقعه کربلا.

آنچه دقت بیشتر را در این امر ضرورت می بخشد رسالت عظیمی است که بر دوش مداحان و خطبا سنگینی می کند .

رسالت دارانی که در تمام قرون و اعصار بعد از واقعه عاشورا همواره از هیچ تلاشی به منظور زنده نگاه داشتن واقعه عاشورا فروگذار نبوده و اقدامات ارزنده ای در این راستا انجام داده اند .

همانگونه که اساتید فن خطابه نیز همواره ضمن اشاره به لزوم تبیین اهداف و رسالت های امام حسین(ع) در مجالس عزاداری بر استفاده از منابع معتبر و تبیین عبرتهای عاشورا برای استفاده انسان ها در دوران معاصر توسط مسلمانان تاکید کرده اند که نه تنها منبرها بلکه مداحی ها را نیز شامل می شود .

اما بعضا و ناآگاهانه در مجالس عزاداری شاهد اشعار و روایاتی از سوی برخی خطیبان و یا مداحان هستیم که فاقد سند بوده که می تواند آثار منفی بی شماری به مجالس عزاداری وارد سازد.






آثار و تبعات تحریف

تحریف واقعه عاشورا و گاه دروغ پردازی در اشعار و روایات به منظور گرم تر کردن مجلس و یا بزرگ جلوه دادن حوادث کربلا نه تنها به جلب مخاطب منجر نمی شود بلکه عاملی برای گریز جوانان از منبرها و مجالس ائمه اطهار(ع) خواهد شد.

حجت الاسلام و المسلمین تاج لنگرودی استاد دانشگاه و از منبری های باسابقه در گفت و گو با خبرنگار سرویس گزارش کیهان ورود تحریفات به مجالس ائمه اطهار(ع) را وسیله سوءاستفاده دشمن از جلسات دینی مسلمانان عنوان کرده و نسبت به پیشگیری از چنین خطراتی هشدار می دهد.

وی در توضیح بیشتر می گوید: دشمنان اسلام و مسلمین منتظرند تا اقدامی خلاف واقع و منطق از سوی مسلمانان سر بزند تا از همین ابزار برای بهانه جویی و محکوم کردن مسلمانان بهره بگیرند. مثلا در رابطه با بحث قمه زنی کافی است سری به سایت های اینترنتی بزنید و ببینید دشمنان چطور از بحث قمه زنی بر علیه اسلام استفاده می کنند. حتی با این هدف نتیجه می گیرند که اسلام یک دین تروریستی است. کوتاهی هایی هم از سوی برخی خطیبان و مداحان مشاهده می شود. خودم سال گذشته در ایام محرم شاهد بودم و اگر همان فرد عقلانی تر به محتوای روضه هایش توجه می کرد متوجه کذب بودن آن می شد. این افراد هر کجا وارد می شوند به عنوان الگو مورد توجه مردم قرار می گیرند پس باید خودشان دقت کنند مطالبشان عقلانی و با شرع منافاتی نداشته باشد.

وی همچنین اظهار می کند: دشمنان چنین ترویج می کنند که مسلمانان ظاهرشان اسلامی است ولی باطن اسلامی ندارند. شعارشان این است که «در دنیا مسلمانی می بینید اما مسلمان نمی بینید. یا در ایران مسلمان می بینید اما مسلمانی نمی بینید.» یکی از اثرات منفی روضه های دروغ این جاها مشخص می شود. گاهی کارهای خلاف اخلاق در برخی هیات ها صورت می گیرد. مثلا عزاداری هایی که بیشتر با سبک های غربی سازگار است. اثرش این است که جوان می گوید خب فرقی نمی کند نوار عزاداری به سبک غیرعرفی گوش کنم که سبک آن حرام است و یا نوار مبتذل خارجی که سبکش حرام است. این ها اثرات منفی عدم توجه ما در مجالس است،گرچه این بهانه دادن ها عمدی نیست.






دقت در فرامین رهبری، حلاّل آسیب ها

به اعتقاد کارشناسان آنطور که باید و شاید به فکر پردازش اصول در مجالس مولودی خوانی و عزاداری ائمه اطهار(ع) نبوده ایم.

البته طبق فرمایش گرانقدر مقام معظم رهبری و رهنمودهای ایشان بسیاری از آسیب ها رفع شده اما تا اجرای دقیق فرمایش ایشان راه طولانی در پیش است.

یکی از این اقدامات نظام مند شدن عالم مداحی است. به این معنا که مداحان آموزش هایی دیده و پس از طی مراحل مورد نیاز و تایید اساتید بنام قادر به حضور در مجالس و مداحی باشند.

حجت الاسلام و المسلمین شجاعی ازکارشناسان علوم دینی و منبری های بنامی است که علت کمرنگ شدن تاثیر مجالس منبری ها و خلوت بودن آنها را طی سال های گذشته طرح مباحث خودسازی در میان انسان ها عنوان و تاکید می کند: برخی مسایل به دلیل اینکه شور و هیجان در جوانان ایجاد نمی کند چندان هم مورد استقبال آنها قرار نمی گیرد . این موضوع به دلیل ماهیت وجودی بحث چندان مورد استقبال قرار نمی گیرد و مشتری ندارد چون شور در میان جوانان ایجاد نمی کند پس به دنبال مجالس و محافلی می روند تا این هیجان را بدست بیاورند، به همین دلیل است که امروز مداحان مجالسشان گرم تر از منبری هاست .

وی ضمن تاکید بر دقت مداحان در انتخاب اشعار و روایات در مجالس عزاداری و مولودی خوانی در گفت و گو با خبرنگار سرویس گزارش کیهان می گوید: اشعار در مدح ائمه(ع) باید طوری انتخاب و خوانده شود که به عنوان یک پیام رسان کامل عمل کند. در شأن عزاداری ائمه اطهار (ع) نیست که ترانه های آلوده و هرز در مجالس طرح و الگوی مداحان ما قرار گیرد . همانطور که مقام معظم رهبری در روز ولادت با سعادت حضرت زهرا (س) به جامعه مداحان اشاره فرمودند که «اگر جامعه مداح خود بتواند» یعنی این مساله ای نیست که عاجز باشد و دیگران بیایند و برایش تعیین تکلیف کنند. چه اشکالی دارد خود عزیزان مداح ساماندهی در بحث ها و اشعارشان داشته باشند . اگر در فرامین مقام معظم رهبری دقت شود آسیب ها حل خواهد شد.

وی ضمن تاکید بر این مساله که آسیب های اشعار خلاف واقع در مجالس، جوانان را فراری و گریزان می کند، می گوید: مداحان این توانایی را دارند آهنگ هایی را که هماهنگ با دین، مذهب و ایمان باشد و اشعاری که از آن بوی کفر نیاید و مردم را هدایت کند، بسازند. گاهی گوینده ای ممکن است ۱۰ شب صحبت کند و یک شاعر در یک بیت عمق مطلب ۱۰ شب سخنرانی را بگوید و جا بیاندازد . بعضی از مداحان نوپرداز هم هستند که به معنای واقعی فرامین مقام معظم رهبری توجه نکرده و با اشعار و آهنگ های نامتناسب به کار خود مشغولند اما شعرای برجسته و متدین و مداحان زیادی داریم که حفظ منابع مذهبی و شئون اسلامی برایشان اهمیت دارد و البته از سوی جوانان هم مورد استقبال قرار می گیرند.






بگویید تحیر در مداحی، نه انحراف

پرداختن به آسیب های مجالس عزاداری گاهی اوقات این تصور را در ذهن ایجاد می کند که اغلب مجالس دچار نوعی آسیب هستند.

حجت الاسلام و المسلمین مرتضی ادیب یزدی مسئول مجتمع فرهنگی مسجد بلال صدا وسیمای جمهوری اسلامی ایران در همین خصوص معتقد است: در مورد مداحی به گونه ای عمل کرده ایم که مردم در حال حاضر تصور می کنند ۹۵ درصد مداحان به دنبال خرافه هستند و انحرافات را در مجالس به خورد مخاطبان می دهند در حالی که این صحیح نیست. مداحانی که دارای اشکال در کارشان هم باشند دچار انحراف نشده اند بلکه گرفتار تحیرند. چون کسی که برای اهل بیت(ع) می خواند بعید است دچار انحراف شود.

وی اضافه می کند: باید به جوانان الگو بدهیم و نوآوری در جهت های صحیح و به دور از مسایل خرافی داشته باشیم تا مردم احساس کنند اگر پای منبر نرفته اند خلأیی در زندگی شان ایجاد شده است. بیان حقایق دین خدا مستلزم ارتباط مستمر و متقابل منبری ها با مراجع و مطالعه کتب و فنون تربیتی، روانشناسی و تاریخی است. مردم باید برای منبری ها ارزش قایل شوند. هر زمان که احساس کنید مردم پای منبرها نمی آیند و آمادگی دریافت معارف دین خدا را ندارند این خطرناک است.

حجت الاسلام و المسلمین ادیب یزدی اصلاحات در آیین های عزاداری را نیازمند بررسی دقیق، کارشناسی و اصولی می داند و معتقد است: روش های برخورد با رسوم انحرافی و خرافی در مراسم عزاداری باید به دقت انجام گیرد و اصلاح شود. چون ممکن است مردم این گونه تصور کنند که دولت قصد دارد جلوی عزاداری مردم را بگیرد یا با آن مبارزه کند. برخی رسومی که در حال حاضر در مراسم تاکید می شود برخلاف احکام شرع و غیر واقعی است مانند استفاده از وسایل و ابزار موسیقی ارگ و یا ساز و دهل، آوردن شمایل معصومان(ع) که باید نسبت به آنها بررسی دقیق صورت گیرد.

تاج لنگرودی نیز در این باره می گوید: ما اگر بتوانیم این را برای مردم جا بیاندازیم که حتی در عزاداری ها هم مقلد و به دنبال فتوای مرجع تقلید باشیم و ببینیم مرجع ما این نوع سینه زنی را تا چه حدی مجاز دانسته آیا انقدر باشد که از سینه خون جاری شود؟ یا فقهای ما اجازه قمه زنی می دهند؟ آیا اجازه هر نوع روضه خوانی را می دهند؟ آیا اجازه هر نوع سبک سینه زنی را می دهند؟ اینها بر عهده مبلغان است که به سراسر کشور می روند و حتی خارج از کشور موظفند این موضوع کلی را برای مردم جا بیاندازند. اگر مبلغان و منبری ها این تعهد کاری را داشته باشند نوبت می رسد به جامعه مداحان. برخلاف منبری ها که باید بروند در حوزه و به پایه ای برسند و با اجازه استاد ملبس شوند اما در مداحی این حرف تا به امروز مطرح نبوده است.

به عقیده وی طی سال های اخیر تبلیغات زیادی برای مجالس در سطح شهر به چشم می خورد.

الزام اخذ مجوز برای تبلیغات ضروری به نظر می رسد، البته این کار شاید بر عهده وزارت ارشاد باشد و یا سازمان تبلیغات اسلامی باید از تبلیغات بی محتوا در سطح شهر جلوگیری کند.






فرهنگ سازی کنیم تا مردم همراه شوند

فرهنگ سازی و افزایش اطلاعات مردم از حقایق تاریخی و وقایع رخ داده در طول تاریخ اسلام بهترین ابزار به منظور پیشگیری از انحراف تلقی می شود.

این اقدام ناخودآگاه می تواند در مقابل تعصبات رایج قد علم کند و مسیر صحیح را در گرامی داشت ائمه اطهار(ع) و شخصیت های ارزشمند دوران صدر اسلام بیابد.

مهدی اقراریان عضو بسیج دانشجویی هدف و خواسته دشمنان ایران را تهی کردن مجالس عزاداری عنوان می کند که حتی نمونه های این طراحی و اجرا را در تاریخ می توان جستجو کرد.

وی در گفت و گو با خبرنگار سرویس گزارش روز کیهان اشاره می کند: همواره در طول تاریخ مجالس عزاداری سید الشهدا(ع) و





عاشورا با متون محرک

ضد استعماری و امپریالیستی در کشور همراه بوده و اینکه نوک پیکان حملات دشمن هم بر همین مجالس زوم شده بیانگر اهمیت مجلس های عزاداری است.

به طوری که در سال های گذشته شاهد بودیم برنامه ریزی هایی برای به انحراف کشاندن عزاداری ها طراحی شده است. اما چه در میان ملت ایران و چه در خارج از کشور مسلمانان همیشه مجلس سیدالشهدا را با حضور روحانیون رونق بخشیده اند.

این دانشجوی کارشناسی ارشد علوم سیاسی اضافه می کند: البته مجالس عزاداری که در اقصی نقاط کشور برگزار می شود علی رغم تفاوت های فرهنگی موجود ویژگی های خاص خود را دارد که مقدس است اما در برخی شهرهای بزرگ شاهد مظاهری از زندگی شهرنشینی هستیم که نیازمند دقت و بررسی بیشتر از سوی مسئولان است.

وی می گوید:البته اقدامات ارزشمندی طی سال های اخیر صورت گرفت مثلا تصاویر و شمایل جمع آوری شد که البته با اطلاع رسانی صحیح این فرهنگ سازی صورت گرفت و مردم هم پذیرفتند. یعنی اگر نسبت به مسایل خرافی و تعصبات رایج که خلاف واقع است در جهت فرهنگ سازی آن تلاش کنیم به طور حتم مردم به صورت خودجوش با مظاهر غیرواقعی برخورد خواهند کرد.





عزای حسین(ع) از دیروز تا امروز

جای بس خوش وقتی که این روزها بسیاری از ناسره ها را از ایام عاشورای حسینی زدوده اند و دیگر خبری از صدالبته به علن و آشکار قمه زنی، سنگ زنی، تیغ زنی، شمایل کشی، و... نیست، هر چند هنوز هم علامت کشی باقی و بقایایی دارد و امید آنکه این کار نیز از عزای سید و سالار شهیدان حضرت اباعبدالله الحسین(ع) دور گردد و با خود بیندیشیم، آنکه بر ما درس آزادگی داد، شش دهه پس از آنکه از عمر مبارکش گذشت، قیام در راه دین خدا کرد و فقط ما، ده روز از سال را با او کار داریم و از این ده روز، فقط نیم روز را درمی یابیم، آن هم با برخی از آداب و رسوم نکوهیده و کمتر اندیشیده ایم: چرا حسین(ع) در ایام ذی الحجه، حج ابراهیمی را کامل نکرد و رو به سرزمین کوفه نهاد و حتی تا آخرین لحظات حاضر به جنگ و خون ریزی نبود و آن گاه که قصد به ذلت کشیدنش را داشتند، به آن ها «هیهات» گفت و از شمشیرها خواست تا او را دریابند، تا دین جدش، پایدار بماند و ماند و خواهد ماند.

شکی نیست که قریب به هشت قرن است، در دیاری که تعلق به علی(ع) و اولاد او دارد، بر سیدالشهدا(ع) می گریند و مظلومیتش را بازگو می کنند، تا درسی باشد برای زندگان رهرو او، تا راه و رسم زندگی با عزت را بیاموزند. اما طی هشت قرن گذشته، آن قدر حواشی بر مراسم بزرگداشت او افزودند، که اصل ماجرا می رفت تا به گونه ای دیگر جلوه گر شود.

می گویند، دل سوخته ای، در روز عاشورا، در اعتراض به این گونه مراسم زائد و به دور از شئون دین، در حالتی که پیامبر(ص) را مخاطب قرار داده بود، سرود:

دین تو را از پی آرایشند در پی آرایش و پیرایشند

بس که ببستند بر او برگ و ساز گر تو بیایی، نشناسیش باز

با این مقدمه نگاهی کوتاه به چگونگی برپایی مراسم محرم در گذشته می اندازم و چند تکیه و حسینیه معروف تهران را که هنوز هم به گونه ای باقی مانده اند یادآور می شوم.

تهران در نوروز سال ۱۲۰۰ هجری قمری به عنوان مرکز ایران انتخاب شد. تا آن موقع، چند امام زاده امام زاده زید(ع) در بازار و امامزاده یحیی(ع) در محله عودلاجان و مسجد جامع مرکز تجمع مردم برای عزاداری بود. از نحوه و چگونگی عزاداری در آن زمان اطلاعات چندانی در دست نیست، اما پس از آن که فتحعلی شاه قاجار بر تخت نشست، برای سرپوش نهادن به شکست های خفت بار در برابر روس و تحمیل شدن عهدنامه های گلستان و ترکمانچای، تظاهر به دین داری، از مهم ترین کارهای این پادشاه غافل، عیاش و ایران برباد ده بود.

ساختن مسجد سلطانی، آن هم با «گنبد دوپوش» نخستین کاری بود که به انجام رساند و در آن جا بزرگداشت ایام عاشورای حسینی(ع) برپا می شد و نخستین سنگ بنای انحراف در بزرگداشت سید و سالار شهیدان در این محل گذارده شد و با روی کار آمدن ناصرالدین شاه و ساختن «تکیه دولت» به نهایت رسید و با قدغن ساختن برپایی مراسم در روزهای عاشورای حسینی، به بهانه مبارزه با خرافات در عهد پهلوی اول، و سپس سوء استفاده پهلوی دوم و تعدادی ازایادی او در سال های پس از شهریور ۱۳۲۰ شمسی، از مراسم عاشورای حسینی(ع) چنان وضعی را فراهم ساخت که، اندک نام و نشانی از درس های آزاده ترین بشر همیشه تاریخ، باقی مانده بود و... امروز خدا کند آن اندک باقی مانده را نهی قانونی و شرعی کنیم، تا چهره تابناک حسین(ع) که عینیت جد و پدر بزرگوارش است، بیش از پیش نمایان شود.

فتحعلی شاه قاجار در سال ۱۲۲۵ هـ .ق سنگ بنای مسجد سلطانی را نهاد. این مسجد ده هزار مترمربع وسعت دارد و در زمان ناصرالدین شاه بارها تعمیر شد. با نگاهی به تاریخ درمی یابیم در دوران این سه پادشاه فتحعلی شاه، محمدشاه و ناصرالدین شاه بخش اعظم خاک ایران ضمیمه روسیه شد، افغانستان از ایران جدا شد و امتیازات بسیاری به بیگانگان داده شد و برای سرپوش نهادن بر این کارهای خفت بار، تظاهر به دین داری کردند.

ناصرالدین شاه قاجار، به تقلید از ساختمان های اپرا در اروپا، دستور داد تا «تکیه دولت» را در جنوب کاخ گلستان در عمارت شمس العماره که بخشی از «ارک شاهی» بود، بسازند و در آن جا تعزیه برپا دارند.

برای آنکه دریابید، مردم در آن دوران چگونه عزاداری می کردند و حکومت چگونه از آن سوء استفاده می کرد، گزارش رسمی روزنامه «وقایع اتفاقیه» را بخوانید:

«در ایام عاشورا اهالی و سکنه شهر جمیعاً در تکایای محله و محوطه خود از روی اخلاص و جان فشانی در تعزیه داری جناب سیدالشهدا علیه آلاف التحیه و الثناء بستن طاق نما و ملزومات آن قیام و اقدام نمودند، به طوری که از هیچ قسم دریغ و مضایقه ننمودند...

در روز عاشورا که شبیه هفتاد دو تن شهدا رضوان الله علیهم را می آورند به مواظبت عالیجاه زکی خان، کدخدای محله سنگلج تدارکات و مخارج اسباب چراغانی زیاد سر به هزار چراغ می زد و در شب عاشورا در چاله حصار چه در اطراف مرتبه ها و چه از منجنیق به اقسام مختلف ترتیب یافته روشن بود و الی پنج ساعت از شب گذشته اشخاص معارف و غیرمعارف از هر قبیل و هر گروه آمد و شد می کردند و دسته های سینه زن و سنگ زن از تکایای حول و حوش آمده به تعزیه داری مشغول بودند».

تکلیف مردم و بخشی از حکومت روشن شد. اما «تکیه دولت» ناصرالدین شاه.

در سال ۱۲۸۳ هجری قمری، ناصرالدین شاه به دوستعلی خان معیرالممالک دستور داد تا در داخل ارگ سلطنتی تکیه بزرگی برپا دارند. این تکیه مدور و چهار طبقه بود و از آجر و آهن ساخته شد و در زمان خود، یکی از سه «سواد» شهر طهران بود. ساختمان شمس العماره، گنبد مسجد سلطانی و سقف تکیه دولت.

بهتر است روایت دوستعلی خان راجع به تکیه دولت را با هم بخوانیم: «در دو ماه محرم و صفر تهران را عزاخانه حقیقی بود. از هیچ نقطه و به هیچ بهانه صدای ساز و آواز برنمی خواست و مجلس سروری برپا نمی شد، مگر سلام تحویل که در دو ماه مزبور با تمام کیفیت منعقد می گردید. دست کم دویست مجلس سوگواری در نقاط مختلف شهر تشکیل می یافت و دسته های سینه زن و غیره روز و شب در حرکت بودند.

پوش فراخ بر سقف تکیه دولت افراشته و به اصطلاح تکیه را می بستند. مکان مزبور تا اواسط دوره مظفری یک طبقه بلندتر بود و طاقی از چوب داشت. ... هر یک از طاق نماهای تکیه به شاهزاده ای یا به امیر و وزیر و یا به حکمرانی تعلق داشت که با جار و چراغ و آیینه و گلدان و قالیچه و اثاثیه دیگر آن را زینت می کردند و چهل چراغ ها و قندیل ها از سقف آن آویخته، عکس صاحب طاق نما یا یکی از پدرانش را بالای آن قرار می دادند. حکام، پیشکاران خود را از مرکز حکمرانی برای بستن طاق نماها به تهران می فرستادند. دیر بزرگ به خرج شاه آراسته می شد. برگ و تخت وسط که جایگاه تعزیه خوان ها بود، شش چراغ برق بزرگ می آویختند و در ایام عاشورا روز و شب تعزیه داری معمول می گردید. روزها از دو ساعت بعدازظهر تا نزدیک غروب و شب ها از دو ساعت از شب گذشته تا نیمه شب تعزیه خوانی ادامه داشت.

طاق نماهای طبقه اول تا سوم مخصوص اهل اندرون بود که بانوان در طبقه اول و دوم و خدمه در طبقه سوم قرار می گرفتند. در دهه اول محرم بالغ بر دو هزار تن از خانم های وزرا و اشراف و همراهانشان به اندرون می آمدند.

از در بزرگ نارنجستان تا در تکیه دولت در دو سوی تجیری سرخ فام کشیده و خیابانی به عرض سه ذرع بین آن برای عبور اهل حرم می گذاشتند. هنگام رفتن به تکیه بانوان با مهمانان خود دسته دسته از میان تجحیرها می گذشتند... گاه شاه در ابتدای تجحیر به تماشا می ایستاد و با هر دسته از راه مزاح سخن می گفت... جایگاه شاه بالاخانه وسیعی بود که ارسی بزرگ رو به دیوان داشت و دو غرفه در دو طرف آن بود... زن های شهر از صبح با قالیچه و غذایی مختصر آمده، جا می گرفتند و بیشتر آن ها برای امشب می ماندند».

روایت حاج سیاح محلاتی، نشان از سوء استفاده حکومت و انجام کارهای خلاف شرع در روز عاشورا دارد، او می گوید:

«باری ماه محرم اوضاعی است که دیدن می خواهد. روز تاسوعا و عاشورا دسته ها تشکیل می شود. مردم، زن و مرد به تماشای کسانی می رفتند که سر خود را شکافته و غرق خون شده اند، دسته دیگر بدن خود را سوراخ کرده، طپانچه گذرانیده، بعضی سینه خود را قفل کرده، بعضی خود را تا کمر برهنه، با زنجیرها مثل چهار دوال چهار چارپادار به جان خود افتاده، دوش و پشت خود را سیاه کرده، جمعی سنگ به سینه می زنند... در دهه محرم سقاخانه ها ساخته اند و در عاشورا اسب و کتل و نعش ساخته در شهر گردش می دهند. بالجمله غالباً از کارها مانده خرج های زیاد می کنند به مصارفی که قطعاً امام راضی نیست یا قطعاً اطعام مساکین هزار درجه بهتر از آن است لکن چون آخوندها منتفع می شوند عوام را به آنچه نفع خودشان است تشویق می کنند و کسب جرأت گفتن حرف حق یا خیرخواهی به مردم ندارد.

این عنوان محرم و تکیه دولت را اگرچه همه می دانند لکن باز برای یادگار می نویسم در ایران تماشاخانه و تئاتر و باغ عمومی و گردشگاه عمومی و مجامع و روزنامه و کتب و هر چیز که انسان گاهی خود را مشغول کرده از هموم وارده یا از کارها که خسته شده خود را تفریح دهد و رفع خستگی روح نماید، وجود ندارد. موسیقی هم ممنوع است، هر چه برای دل و چشم و گوش موجب تفریح است ممنوع است و کوچه و بازار و محله و همه جا با تنگی و غم و صداهای مریضان و فقراء و سائلان و حرف های فحش و لغو و هرزه و تعفن کثافات و مردار، دل ها خسته و روها عبوس و روح ها مرده، خصوصاً از خوف ها و تقیه ها و فشارها و بغض و کینه و حسد و تخویفات ملاها از بلیات دنیا و عذاب آخرت و وحشت مردم از شدت جهالت از جن و دیو و پری و این نحو خرافات بالکلیه مردم مثل مرده متحرک کند. لابد در زیر این فشارها یک فرح و تفریحی لازم دارند و به هیچ وسیله به آن دسترسی نیست. تنها راهی که هست و کسی نمی تواند از حرکات آشکار ممانعت کند اسم امر دینی و مذهبی است که یک تفریح را لباس مذهبی پوشانیده به آن اشتغالی کند و چون منحصر به همین راه است در آن مبالغه و افراط و اختراعات جدیده می نمایند. مثلاً یکی رفتن به زیارت عتبات یا قبر یکی از امامزاده ها و مخصوصاً حضرت عبدالعظیم(ع) در طهران. می بینی کسی که اصلاً اعتنا به دین و واجبات و محرمات ندارد پولی از حرام و ظلم و دزدی جمع کرده، زن یا مرد در معنی، محض اینکه یک زمانی فارغ از کارها گردشی کرده، راه ها و جاده ها دیده، تماشایی نموده، اشخاص مختلف و کارهای غیرمعمولی و مکرر ببیند، سفری به مشهد طوس یا کربلا و نجف یا مکه می کند یا مختصرتر به قم می رود یا حضرت عبدالعظیم(ع) یا یکی از امامزاده ها عده قلیلی هم البته هستند که از روی عقیده و حسن نیت، با زحمت و رنج بسیار برای زیارت از روی دیانت، متحمل این مسافرت ها می شوند ولی اکثریت ندارند.

محرم و اسم تعزیه داری حضرت سیدالشهداء(ع) را به این صورت در آورده اند از اول محرم تا آخر صفر اولاً زن ها با بسیاری از پارچه های خارجی پوشیده از همین راه کرورها به کیسه خارجه ریخته، می گویند ما برای امام حسین سیاه پوش شده، تعزیه داریم و بعد هر کس به قدر امکان بلکه بسیاری بالاتر از تمکن، با قرض هم مجلس ترتیب می دهند. مرد یا زن خرج ها به چای و قند خارجه و شمع و نفت روسی کرده به اهالی ناهار و شام می دهند. کسانی که در ظرف سال یک تومان به ایتام و فقرا که افتاده از گرسنگی و عریانی و سرما و گرما جان می دهند خرج نمی کنند و اصلاً معارف و تعلیم یا معاجله مریضان و مایه دادن به اهل کسب و دستگیری اقارب را اعتنا ندارند صدها تومان خرج این نحو مجالس کرده، به رقابت هم بر تزیینات می افزایند و ثروت و تجمل و عمارت خود را به این اسم نمایش می دهند و کثرت اعوان و خدام را در این مقام می نمایانند و روزبه روز بر این تشریفات افزوده، دسته ها علم ها بلند می کنند و با طبل و شیپور و موزیک، سینه زنان در محلات گردش می کنند. دسته ای بدن خود را برهنه کرده، با زنجیر چاردوال که برای راندن حیوان است بدن و پشت و دوش زده و بدن را سیاه می کند، هزاران نفر کفن پوشیده، سر خود را شکافته غرق خون می شوند. بالجمله تکیه دولت هم جایی است که از طرف سلطنت برای این کار مقرر است، جای خیلی وسیع و در وسط قبه ای بلند و چوب بندی شده، در اول محرم روی آن چادر کشیده چندین مرتبه و پله ها عقب سر هم ترتیب داده شده، چندین روز از ابتدای محرم آن جا را تزیین می دهند.

هر غرفه ای را یک نفر از وزراء و امراء و شاهزادگان بزرگ و رجال با ثروت به اسم خود آذین بندی می کند و هر چیز بر قیمت از شال و زری و حریر و قالیچه های اعلا و چراغ و جواهرات و بلورآلات که دارند در آن جا جمع کرده، به شکل های مختلف زینت داده، نمایش می دهند و به رقابت یکدیگر که باید غرفه من از همه مزین تر باشد زحمت ها می کشند، خرج ها می کنند که واقعاً تماشا دارد. هر روز صبح یا عصر مثلا چند ساعت مردم خصوصاً خانم ها خود را آراسته در آن جا و غرفه ها جمع می شوند. شاه هم غرفه ای مخصوص دارد که مشرف بر همه جای آن تکیه است، می آید و دوربین هم دارد. بعد یک دسته مرکب از چند نفر خوش جمال و خوش آواز از بچه ها و جوان ها هر یک لباس قشنگ مردانه یا زنانه عربی با روبنده پوشیده، یکی به اسم امام حسین(ع)، یکی عباس(ع)، یکی علی اکبر(ع)، یکی شمر، یکی ابن سعد، یا زینب یا سکینه و سایر نسوان، خود را نمایش داده وضع و حالت یک قضیه را با تفصیلاتی که غالباً دروغ است با نغمات دلچسب و صوت های حزین نمایش و تماشا می دهند و در این بین جوانان خود را به نسوان و نسوان خود را به جوانان می نمایانند! مخصوصاً معروف است شاه تماشای خانم های رجال را می کند و خانم ها مکلف هستند که صورت خود را از شاه نپوشانند، بعضی هم از غمزه و کرمشه فروگذار نمی کنند شاید شاه او را پسندیده، تمجید کرده، به شوهرش مرحتی کند».

آنچه خواندید حقیقتی محض و تأسف بار بود و برای آنکه بیشتر دریابید تا چه حد گفته های حاج سیاح به عنوان یک مخالف ناصرالدین شاه، صحیح است، سخنان وزیر انطباعات، روزنامه خوان و مشیر و مشار شاه، محمدحسن خان اعتمادالسلطنه را بخوانید:

جمعه هفتم محرم سنه ۱۳۰۶ قمری: «... شنیدم دیشب در تکیه دولت تعزیه دیرسلیمان بوده و سفرای انگلیس و ایطالیا با اتباعشان آمده بودند تماشا. بعد از ختم تعزیه، اسماعیل بزاز مقلد معروف با قریب به دویست نفر از مقلدین و عمله طرب بودند





که... و رو بر تکیه کردند و حرکات قبیح از خودشان بیرون آوردند.۵

پنجشنبه هفتم محرم صفر ۱۳۰۱ هجری: «... شنیدم در تکیه دولت که دو سال است نایب ناظر که میل مفرط به بازی دارد و شاه را مستعد این کارها دیده است، روز شهادت حضرت قاسم که با تعزیه بلقیس و سلیمان بیرون می آورند. اقسام حیوانات را که به طور زشت از مقوا ساخته اند به تکیه می آورند. فیل را هم می آورند. پارسال به خیر گذشت، امسال فیل دم تکیه رم کرد. بعد





از شکستن اسباب زیاد، یک زنی را هم زیر دست و پا کشته بود. پناه بر خدا از این وضع عزاداری».۶

روایت جعفر شهری، نه روایت حاج سیاح در آن زمان و نه روایت اعتمادالسلطنه است، او به عنوان یک نویسنده می گوید: «تکیه دولت دارای طبقات سه گانه آن طاق نماهایی با طاق های مقوس بود که در مرتبه دوم و سوم آن پشت پرده زنبوری ها زن های تماشاچی جمع می شدند و طبقه هم کف آن از طرف اعیان و رجال و وزرا و امنا و رؤسای اصناف آذین بندی شده زینت می گردید: هر طاق نما از طاق نمای دیگر بهتر و زیباتر و باشکوه تر بسته می شد که با چشم و هم چشمی کامل و پرخرج ترین سلیقه ها انجام گرفته باید جلب نظر شاه می نمود.

بستن هر طاق نما شامل بود بر گستردن و کوفتن بهترین قالی و قالیچه ها و گرانبها ترین طاق شال ها و آویختن سنگین ترین چلچراغ ها و قرار دادن جالب ترین شمایل ها و نصب خوب ترین سیاهی ها و بیرق ها و علم و کتل ها و دیگر و دیگر اشیاء از قندیل و شمعدان و فانوس و جاروکوی و دیوارکوب و غیره و مظاهر جنگ و ستیز صحرای کربلا از شمشیر و سپر و نیزه و گرز و شش پر و زوبین که با شایستگی و بایستگی تمام جلوه گری کرده. مخصوصاً نور چراغ های برق که در سال های اخیر بر آن ها اضافه شده در و دیوار و اسکلت و چادر و سقف و ستون ها را دیدنی تر می نمود.

افتخار بستن این طاق نماها خود به خود نصیب نمی گردید که باید قبلاً با پیشکشی ها و تقدیمی های قابل توجه از شاه کسب اجازه بکنند و بهترین طاق نماها در اختیار کسی قرار می گرفت که پیشکش ارزشمندتر یا تقدیمی زیادتر داده باشد و همچنین رسم همه ساله بود که در شب هشتم محرم این قرار را با فرستادن نقدینه و تقدیمی تازه تجدید کرده از آن سو مفتخر به خلعت شاهانه طاق شال گردیده اجازه بستن سال دیگر را دریافت نمایند و مسلم بود که ارتقا یا تنزل طاق نماداران که طاق نماهایشان مقابل جایگاه یا در کنار و دور از دیدگاه همایونی باشد نیز بسته به آن بود که آخرین پیشکش شب هشتم را مافوق دیگران یا کمتر از سایرین تقدیم کرده باشند. این همان پولی بود که جهت هر اتفاق کوچک و بزرگ دیگر باید بزرگان و صاحبان اسم و رسم حضور سلاطین قجر تقدیم بکنند، مانند رفتن به سفر، بازگشت از سفر، روز تولد، عروسی، ولادت فرزند، جشن ها و اعیاد، سلام ها و رفع خطرها، نازشست، مهمانی ها، چه در مهمان شدن و چه در مهمان نمودن، نزول اجلال ها جهت ملاقات و احوال پرسی، جهت درخواست حکومت و بازگشت از حکومت و خلاصه در هر کار و برخورد باید با دست پرحضور سلاطین را ادراک کرده هر بار نیز بر آن افزوده به سلاطین قجر تقدیم نمایند و یا کم و زیادی همین تقدیمی ها و پیشکش ها هم بود که می توانستند اندازه چاکری و مقدار





ارادت و دولت خواهی خویش را اثبات بکنند.۷

کار تکیه چنین بود، اما دسته و دسته کشی در خیابان های تهران. عبدالله مستوفی، که خود یکی از شاهزادگان قاجار است، می گوید: «یکی از عزاداری های توده مردم، به خصوص داش ها، سینه زنی بود، که عده ای از اهل هر محل در تکیه یا میدان سر محله جمع شده، یکی نوحه خوانی می کرد و باقی به نوای نوحه خوان سینه می زدند.

«در زمان ناصرالدین شاه، وقتی در سر جلو و عقب رفتن دو تا از دسته ها بین افراد آن ها نزاع و کار به زد و خورد کشیده، چندین فقره سر و دست از طرفین شکست. قضیه با اسامی رؤسای دو دسته بناه رسید. شاه در اسامی اشخاص دقت کرد، بعضی دو اسمی و برخی یک اسمی بودند زیر صورت مجازاتی، به طور کلی، برای هر یک از یک اسمی ها و دو اسمی ها معین ولی مجازات یک اسمی ها را کمتر از دو اسمی ها تعیین نمود». شاه کهنه کار خوب فهمیده بود که اشخاص یک اسمی مثل تقی و نقی و حسین و حسن غیر از اشخاص دو اسمی مثل عبدالله بی غم و باقر بی خون و اکبر بلند و علی نیزه ای و حسین ببری و مهدی گاوکش هستند. دسته اخیر از داش های محل می باشند و البته دسته یک اسمی ها که چندان مداخله ای در این زد و خورد نداشته اند، نباید به قدر دو اسمی ها مجازات شوند.

استبداد حوصله رسیدگی ندارد و کلیه احکام آن برای جلوگیری از وقوع نظیر است نه برای مجازات دادن به اندازه جرم. بنابراین ایراد بر اصل استبداد است نه حکم. حکم ناصرالدین شاه مطابق رویه استبداد و اگر عادلانه نیست لامحاله عاقلانه است و از تکرار نظیر، خوب جلوگیری می کند و آن گاه تفاوت بین مثلاً پنجاه ضربه شلاق که نصیب یک اسمی ها شده با صد ضربه آنکه





گیر دو اسمی ها آمده بود، به قدری با تفاوت بین موت و حیات زیاد است که قابل مقایسه نبوده و این قیاس مع الفارق است.۸

کار تکیه دولت و سوء استفاده از عواطف پاک مردم، با انقراض قاجاریه رو به افول نهاد و کم کم عزاداری بر حسین(ع) و خاندانش، به عنوان مبارزه با خرافات آغاز شد.

رضاشاه در دوران سردار سپه ای، تظاهر به دین داری می کرد و «از روز دوم محرم ۱۳۴۰ قمری در تکیه قزاق خانه واقع در میدان مشق قدیم (باغ ملی) شروع به روضه خوانی و عزاداری و ذکر مصیبت خامس آل عبا گردید. دسته های سینه زن و سنگ زن محلی و صنفی که به آن جا می رفتند از طرف وزیر جنگ (سردار سپه) نسبت به آن ها تحبیب و به هر یک از سران و مؤسسین آن یک طاقه شال داده می شد... روز دهم محرم (روز قتل) دسته قزا ها با یک هیأت و نظم و تشکیلات مخصوص به بازار آمده و چند دسته موزیک در حالی که آهنگ نوا و عزا می نواختند، اسب و یدک همراه داشتند و خود سردار سپه نیز در حالی که سر خود را برهنه کرده بود و کاه روی سر خود می پاشید در جلو دسته دیده می شد. سایر افسران قزاق هم عقب سر مشارالیه به





عزاداری مشغول بودند. دسته ای از قزا ق ها هم سر و صورت خود گل و لجن زده عزاداری می کردند.۹

به محض آنکه رضاخان سردار سپه، رضاشاه شد، با این مراسم به مخالفت برخاست بد نیست روایت بهبودی، پیشکار رضاشاه را نیز در این باره بخوانیم؛ آن هم در مخالفت با این کارها:

«سابقاً در تهران، در ایام محرم و صفر مجالس سوگواری زیاد بود. حتی بیشتر روزها عزاداران، دسته عزاداری مخصوص راه می انداختند. نظامی ها هم به رقابت یکدیگر دسته راه می انداختند. ژاندارمری و بریگاد سرباز و همچنین قزاق ها، هر کدام در محل مخصوص خود حسینیه داشتند و عزاداری می کردند. قزا ق ها در میدان مشق... عزاداری می کردند ... دسته که راه می افتاد معمولاً سران دسته، پیاده در جلو دسته به طور جمعی در حرکت بودند. حضرت اشرف و سایر درجه داران ارشد از قبیل سرتیپ و میرپنج جلو دسته قزاق بودند و شخص معینی که در دامن خود کاه داشت، به طور پراکنده بر سر دیگران کاه می پاشید و موزیک عزا هم مترنم بود. یکی از روزها که از سمت بازار دسته قزاق خیلی مفصلی به خیابان ناصریه در حرکت بودند و سینه زن های قزاق نوحه خوانی می کردند و مجتمعاً سینه می زدند و دم گرفته بودند، این نوحه را می خواندند:

اگر در کربلا قزاق بودی حسین بی یاور و تنها نبودی

بین مردم که کنار خیابان برای تماشا ایستاده بودند، تعدادی از اهالی رشت که در زمان میرزا کوچک خان در زد و خورد قزاق و متجاسرین مورد غارت و چپاول هر دو طرف قرار گرفته و ناراضی بودند، در جواب نوحه خوانی قزاق، آن ها هم نوحه ساخته و می گفتند:






اگر در کربلا قزاق بودی چادر از سر زینب ربودی۱۰

روزگار دیگر روزگار قدیم نبود، و با رفتن رضاشاه و در شهریور ۱۳۲۰ بار دیگر عزاداری ها برپا شد، ولی این بار هم رسوم نکوهیده ای چون قمه زنی، سنگ زنی، تیغ زنی، علم و کتل کشی، برخورد دسته جات سینه زن با هم، به شکل قدیمی احیا شد و پهلوی دوم نیز ادعای دین داری داشت، اما همه چیز در ۲۲ بهمن ۵۷ فرو ریخت و از سال سوم انقلاب برخورد با این رسوم نسنجیده آغاز و مأمورین انتظامی، با آن برخورد می کردند.

از قدیم الایام در تهران تکایا و حسینیه های بسیاری در گوشه و کنار شهر در ایام عاشورای حسینی(ع) پا می گرفت و مردم عادت داشتند و نذر می کردند تا «چهل و یک منبر»۱۱ رفته و دعا و نذر و نیاز بکنند. معروف ترین تکایای تهران در آن روزگار، که برخی به روزگار ما هم رسیده اند، عبارت بودند از:

تکیه سرچشمه، تکیه شیرازی ها، تکیه بزازها، تکیه کفاش ها، تکیه سادات اخوی، تکیه رضاقلی خان، تکیه دانگی، تکیه سرجمبک، تکیه حیاط شاهی، تکیه سیدعلی آقا در اندرونی، تکیه خراسانی ها، تکیه سیدقاسم، تکیه قمی ها، تکیه باجمانلوها، تکیه حاج رجب علی، تکیه دباغ خانه، تکیه در خوانگاه، تکیه افشارها، تکیه عرب ها، تکیه کوچه نقاره چی ها، تکیه ملاقدیر، تکیه سرپولک، تکیه لوطی علی خان، تکیه پهلوان شریف، تکیه زرگرها، تکیه باغ پسته بک و...

و امروز، نه از تکیه دولت خبری است، نه از برخورد دسته ها و ای کاش رسم علامت کشی نیز منسوخ شود و به جای این همه ریخت و پاش و کارهای ناثواب و ناصواب، اندکی بیندیشیم چرا حسین(ع)، در راه احیای دین خدا، از خانمان و زندگی اش گذشت، تا درس عبرتی برای ما باشد.

و حسن ختام، در راه برپایی مراسم محرم از سوی مردم در عهد پهلوی دوم و مخالفت آشکار با این مراسم، از زبان عباس منظرپور:

«خبر شدیم که بچه های پا ماشین» روز عاشورا در سید ملک خاتون سینه زنی می کنند... مدت ها بود که سینه زنی، آن هم در یک مکان مذهبی ندیده بودیم، چون ممنوع بود. اگر یک دسته سینه زنی به راه می افتاد بلافاصله پاسبان های شهربانی به آن حمله می کردند. سینه زن ها را متواری و سردسته های آن ها را دستگیر می کردند... وقتی سینه زنی شروع و صدای مرثیه بلند می شد، هنوز از یکی دو کوچه عبور نکرده بودیم که پاسبان ها حمله می کردند و ما هم منتظر همین لحظه بودیم و اصولا منظورمان همان جنگ و گریز... بود. البته بعضی هایمان یکی دو باتون هم دریافت می کردیم! به محض پیدا شدن سر و کله پاسبان ها، که معمولا دو تا سه نفر بیشتر نبودند، ما مرثیه عزاداری را ترک و شروع بر خواندن این بیت می کردیم:
3:05 pm
ادبیات حماسی
حماسه در لغت به معنی دلیری و جنگاوری است. دکتر سیروس شمیسا در کتاب خود به نام انواع ادبی ویژگی‌هایی برای حماسه متذکر می‌شود که از آن‌ها می‌توان به خرق عادت، روایات جنگجویان و پهلویانی‌ها، داستان‌های مربوط به گیاهانی با خواص عجیب و موجودات افسانه‌ای اشاره کرد و همیشه در حماسه و در هر داستان حماسی یک قهرمان نیز وجود دارد. سروده‌های حماسی فارسی توسط خنیاگران دوره‌گرد در مناطق مختلف ایران با روش‌های ویژه و آیینی خوانده می‌شدند.از مهم‌ترین و شناخته‌شده‌ترین حماسه‌های ادبیات فارسی می‌توان به شاهنامهٔ فردوسی و نیز داستان‌هایی مانند کوش‌نامه، گرشاسپ‌نامه، فرامرزنامه و برزونامه اشاره کرد. همچنین حماسهٔ حمله حیدری و حمزه‌نامه هم از آثار مهم حماسی-مذهبی فارسی هستند. مهم‌ترین و جامع‌ترین حماسهٔ منثور فارسی مرزبان‌نامه است که در ابتدا به زبان مازندرانی نوشته شده‌بود و بعدها به فارسی ترجمه شد.






ادبیات غنایی
غنا در مفهوم واژه‌ای به معنی سرود خوانی و آواز است. در ادبیات فارسی به بخشی از سروده‌های منظوم که بیشتر در قالب‌های مثنوی و غزل آفریده شده‌اند ادبیات غنایی فارسی گفته می‌شود. درونمایه ادبیات غنایی فارسی معمولاً شامل عشق و شور جوانی است.از نمونه‌های موفق ادبیات غنایی ایران می‌توان به خسرو و شیرین و لیلی و مجنون در آثار نظامی گنجوی، ویس و رامین اثر فخرالدین اسعد گرگانی، و غزلیات حافظ و سعدی اشاره نمود.




ادبیات تعلیمی
ادبیات تعلیمی گونه‌ای از خلق آثار ادبی است که با درونمایهٔ علمی و اخلاقی به هدف تعلیم و تربیت نگاشته شده‌باشد. در ادبیات فارسی ادب تعلیمی ریشه‌دار است و در آثار رودکی و متقدمان وی و نیز در بخش‌های زیادی از شاهنامهٔ فردوسی به چشم می‌خورد. با توجه به اینکه بسیاری از آثار غیر تعلیمی مانند آثار حماسی و غنایی دامنهٔ تعلیماتی و بار آموزشی در خود دارند یا پندهای اخلاقی به خوانندگان منتقل می‌کنند تعیین مرز میان ادبیات تعلیمی و سایر انواع ادبی اندکی دشوار است. به بیان دیگر دامنه ادبیات تعلیمی تا حد زیادی گسترده‌تر سایر انواع ادبی است. از نمونه‌های بارز ادبیات تعلیمی در زبان فارسی می‌توان به بوستان و گلستان و سایر مثنوی‌های سعدی، مخزن الاسرار سرودهٔ حکیم نظامی، مرزبان‌نامه و قابوس‌نامه اشاره‌کرد.دیوان نزاری قهستانی شاعر اسماعیلی قرن هفتم(معرفی نزاری در ویکی‌پدیا)




ادبیات نمایشی

آغاز ادبیات نمایشی در ایران رنگ و بوی مذهبی داشت. مغان و خنیاگران پارتی آوازها را با نمایش اجرا می‌کردند. در دوران اسلامی آداب تعزیه را به صورت نمایشی اجرا می‎کردند. مراسم سوگ سیاوش که پیرامون کسی از شخصیت‌های شاهنامه‌ای بود نیز به گونه‌ای همراه با نمایش ادا می‌شد. در ایران بعد از صفوی آداب عاشورایی رنگ جدی بخود گرفت. در همان زمان اجرای تئاتر در میان ارمنیان اصفهان که در جلفا ساکن بودند تحت تأثیر خارجی‌های ساکن در این مسیحی‌نشین آغاز شد.

با این حال ادبیات نمایشی نوین در ایران با ترجمه آثار مولیر به فارسی در دوران مشروطیت قاجار رایج شد و تا به امروز ادامه یافت. از اواسط دههٔ ۱۳۳۰ بر پایی سالن‌های جدید نمایش و برگزاری جشنواره‌های تئاتر و توجه روشنفکران به ریشه‌های هنر بومی و ملی سبب رونق دوبارهٔ نمایشنامه‌نویسی شد. غلامحسین ساعدی با نام مستعار گوهرمراد و بهرام بیضایی و اکبر رادی و اسماعیل خلج از برجسته‌ترین نمایشنامه‌نویسان معاصر به شمار می‌روند.






سبک‌های شعر فارسی
سبک شعر به مجموعه واژگان، طرز بیان و دستور زبان و نیز محتوا و درونمایه‌های شعری دوره‌های خاص تاریخی گفته می‌شود که در شعر شاعران همان دوره نمود پیدا کرده و آن‌را از شیوه شاعری متقدمین و متأخرین متمایز می‌سازد. در گذشته به سبک شعر طرز یا طریقه نیز می‌گفتند.شعر کلاسیک فارسی چهار سبک دارد:



سبک خراسانی

سبک خراسانی به آن سبک ترکستانی نیز گفته می‌شود، به دوره‌ای از ادبیات منظوم فارسی اطلاق می‌شود که در دورهٔ آغازین ادب فارسی به کار می‌رفت. این سبک به دلیل اینکه شاعران نخستین فارسی عمدتاً از اهالی خراسان بودند و در دورهٔ حاکمیت امرای خراسان نظیر سامانیان و غزنویان پدیدآمده‌بودند سبک خراسانی نام گرفت. پیروی از این سبک تا قرن ششم ادامه پیدا کرد.با این‌حال برخی از دنبال‌کنندگان این سبک از اهالی آذربایجان بودند؛ مانند قطران تبریزی، فلکی شیروانی و مهستی گنجوی. از شاعران بنام سبک خراسانی می‌توان به رودکی، کسایی مروزی، فردوسی، فرخی سیستانی، منوچهری دامغانی، عنصری، اسدی توسی و دقیقی اشاره نمود. از ویژگی‌های مهم سبک خراسانی نفوذ کم واژگان عربی و ترکی و گرایش به اخلاق و حماسه‌های ملی ایرانی است.



سبک عراقی

سبک عراقی پس از دورهٔ سبک خراسانی پدید آمد. علت نام‌گذاری این سبک به عراقی این است که پایتخت سلجوقیان در اصفهان و ری که بلاد عراق عجم بودند قرار داشت و نیز شمار قابل ملاحظه‌ای از این شعرا در نواحی مرکزی ایران می‌زیستند. سبک عراقی که تا زمان تیموری در ایران سبک اصلی سرایندگی بود از نظر محتوا و زبان و حتی دستور تا حدی با سبک خراسانی متفاوت بود. در سبک عراقی وام‌واژه‌های ترکی و عربی تا حد زیادی در شعر فارسی رخنه کردند و حروف و اصطلاحات خاص دورهٔ خراسانی کنارگذاشته‌شد. درون‌مایهٔ شعر از حالت حماسی به عرفان تغییر یافت. قالب غزل نیز که در شعر خراسانی جایگاه باارزشی نداشت در این سبک به قالب اصلی شعر فارسی بدل شد. از سرایندگان مهم سبک عراقی می‌توان به خاقانی شروانی، انوری ابیوردی، مولوی بلخی، نظامی گنجوی، سعدی شیرازی، خواجوی کرمانی، حافظ، کمال‌الدین اصفهانی و فخرالدین عراقی اشاره کرد. مهم‌ترین حوزه‌های معنایی سبک عراقی در شعر شامل عشق و عرفان و مدیحه‌سرایی می‌شد.



سبک هندی

سبک هندی که برخی آن را سبک اصفهانی نیز نامیده‌اند. تقریباً از قرن نهم تا سیزدهم هجری ادامه داشت و از ویژگی‌های آن، تعبیرات و تشبیهات و کنایات ظریف و دقیق و باریک و ترکیبات و معانی پیچیده و دشوار را می‌توان نام برد. در این سبک زبان کوچه‌بازار به شعر راه یافت و شاعری از صورتگرایی به معناگرایی در کلام رسید. بسیاری از واژگان کهن ادبی حذف شد و جایگزین‌های ساده و عامیانه‌تری جایگزینشان شد. قالب اصلی شعر سبک هندی غزل است که معمولاً با یک تک‌بیت آغاز می‌شود. محدودیت نیز ندارد و گاهی غزل‌های چهل یا پنجاه بیتی نیز وجود دارند. از بزرگ‌ترین شاعران سبک هندی می‌توان به کلیم کاشانی، عرفی شیرازی، بیدل دهلوی، طالب آملی، هاتف اصفهانی و صابر کرمانی اشاره نمود.

نام‌گذاری این سبک به هندی به علت استقبال دربار ادب‌پرور هند از شاعران پارسی‌گوی بود. در آن زمان همچنین به کم‌توجهی پادشاهان صفوی به اشعار متداول مدحی ، شاعران بسیاری از ایران به هندوستان و سرزمین‌های عثمانی رهسپار شدند. با این‌حال شمار شاعران ایرانی در دربار گورکانیان هند بیش از هم‌وطنان عثمانی‌نشین‌شان بود. با توجه به اینکه شاعران این دوره بیشتر به‌دلیل فضای نامناسب ادبی درون ایران در دوره‌های صفوی و افشار و زند جلای وطن کرده‌بودند به امید داشتن زندگی مناسب به مدیحه‌سرایی پرداختند. از این‌رو عمده آثاری که به این سبک نوشته‌شده را آثار مدحی تشکیل می‌دهند. اینان به‌واسطهٔ دوری از مرکز زبان و تمایل به اظهار قدرت در بیان مفاهیم و نکات دقیق و هنجارشکنی و نوآوری و تفنن‌دوستی و به سبب تأثیر زبان و فرهنگ هندی و دیگر عوامل محیط، سبک جداگانه‌ای را به وجود آوردند.



سبک بازگشت

دوره‌ای در سرایش شعر فارسی است که از قرن سیزدهم هجری آغاز شد. در این دوره شاعران به علت ابتذال و ضعف و بی‌محتوایی شعرسرایی در سبک هندی به دوره‌های پیشین ادبیات فارسی بازگشتند. گاهی این سبک را تنها یک دوره می‌دانند و عنوان می‌شود که در آن مرحله شاعران تنها به سبک‌های گذشته بازگشت کرده و سبکی جدید را پدید نیاوردند. با این‌حال پس از صائب تبریزی که از برزگ‌ترین نمایندگان سبک هندی بود بر اثر انحطاط سرایندگی در این سبک شاعرانی نظیر آذر بیگدلی، نشاط اصفهانی، مشتاق اصفهانی و طبیب اصفهانی به شعر گذشتگان روی آوردند. الگوی اصلی شاعران این دوره بیشتر شاعران سبک عراقی، به ویژه نظامی و انوری و خاقانی و سعدی بود. این سبک که تا اوایل سدهٔ چهاردهم نیز سبک اصلی شعر فارسی بود. این بازگشت از اصفهان آغاز شد و با کانون‌ها و محافل شعرای اصفهان و پس از آن کاشان و قم و تهران همراه بود. در دورهٔ زندیه و قاجاریه این سبک شدیداً پا گرفت و باعث پدید آمدن آثار منحصر به فرد ادبیات فارسی در دورهٔ مشروطه و پس از آن شعر نیمایی و شعر سپید شد.



قالب‌های شعری

قالب در شعر کلاسیک فارسی، شکل ظاهری است که قافیه به شعر می‌بخشد. طول هر مصرع، چیدمان هجاهای هر مصرع، تعداد ابیات، آرایش مصرع‌ها، قافیه آرایی آن‌ها و حتی عاطفه انتقالی شاعر به خواننده دیگر عوامل تعیین‌کنندهٔ قالب ظاهری شعرند. در قالب شعر عواملی مانند قافیه‌آرایی و وزن شعر مهم هستند و هر قالب شعری می‌بایست از یک سبک قافیه و وزن ویژهٔ خود پیروی کند. به جز این درون‌مایه و محتوای شعر نیز می‌باید با قالب شعری همخوانی داشته‌باشد. به بیان دیگر هر قالبی برای بیان تمامی موضوع‌ها مناسب نیست و موضوع‌های سنتی هر قالب باید در آن بیان شوند. همچنین از آن‌جا که شعر فارسی از بیت‌هایی تشکیل شده که به دو بخش مساوی به نام مصراع تقسیم می‌شوند لازم است که در تمامی این قوالب مصراع‌ها از نظر وزن و تعداد هجا و نیز ریتم هجاهای کوتاه و بلند همخوانی داشته‌باشند بجز قالب مستزاد که چنین نیست. قالب‌های اصلی شعر کلاسیک فارسی عبارتند از:

مثنوی: قالبی است که در آن هر بیت قافیه جداگانه‌ای دارد که بین دومصراع همان بیت مشترک استY اما وزن تمام ابیات یک مثنوی مساوی است. مثنوی بیشتر درون‌مایهٔ حماسه یا داستان‌های غنایی دارد. فردوسی، رودکی و نظامی از بزرگترین مثنوی‌سرایان ادب فارسی هستند.
قصیده: قصیده معمولاً بیش از پانزده بیت دارد و مصراع نخست با مصراع‌های زوج هم‌قافیه hست. درونمایه قصیده معمولاً مدح، ذم، سوگواری، بزم، وصف طبیعت و موعظه را شامل می‌شود. عنصری، فرخی سیستانی، منوچهری، انوری ابیوردی، خاقانی شروانی، ناصرخسرو و سیف فرغانی((نزاری قهستانی))1 از برجسته‌ترین قصیده‌سرایان ادب فارسی به شمار می‌روند.
غزل: غزل در ساختار مانند قصیده است با این تفاوت که ابیات آن بین پنج تا چهارده بیت است. غزل‌ها بیشتر حاوی درون‌مایه عشق و عرفان و غنا هستند. سعدی، خواجوی کرمانی و حافظ را می‌توان به‌عنوان غزلسرایان بزرگ ادبیات فارسی برشمرد.
مسمط: مسمط به نوعی از قصاید یا اشعاری اطلاق می‌شود که وزن یکسان داشته و از تلفیق و ترکیب بخش‌هایی کوچک موسوم به رشته‌ها یا لخت‌ها فراهم آمده باشند. قافیهٔ رشته‌ها متفاوت است و در هر رشته تمام مصراع‌ها جز مصراع آخر هم‌قافیه است. در مسمط، مصراع آخر هر رشته را بند می‌گویند. بندها هم‌قافیه و حلقهٔ اتصال همهٔ رشته‌ها به یکدیگر است. منوچهری دامغانی ابداع‌کنندهٔ مسمط در شعر فارسی است.
مستزاد: قالب شعری کم‌استفاده در ادبیات فارسی که در حقیقت غزلی است که کلمه یا جمله موزون و هماهنگی به آخر تمامی مصرع‌ها اضافه شده‌است. مسعود سعد سلمان نخستین مستزادسرا است. میرزاده عشقی و مهدی اخوان ثالث نیز این قالب را در اشعارشان به کار برده‌اند.
ترجیع بند: مجموعه‌ای است از غزل‌های چند بیتی که هم‌وزن هستند و برای اتصال این غزل‌ها به یکدیگر از یک بیت تکراری استفاده می‌نماید. بیت ترجیع با قافیه‌ای ویژه و لفظ و معنی یکتا تکرار می‌گردد. سعدی و هاتف اصفهانی ترجیع‌بندهایی دارند.
ترکیب بند: همان ترجیع بند است با این تفاوت که بیت تکراری ترجیع‌بند در این قالب متغیر است. از ترکیب‌بندسرایان می‌توان به محتشم کاشانی و وحشی بافقی اشاره کرد.
قطعه: شعری است حاوی داستان یا پند اخلاقی و نیز مدح و هجو که در آن ابیات هم‌وزن و هم‌قافیه‌اند. از دوبیت آغاز می‌شود. رودکی، انوری، ابن یمین و پروین اعتصامی مهمترین قطعه‌سرایان ادبیات فارسی هستند.
رباعی: از دو بیت تشکیل شده و مصراع‌های یک و دو و چهارم با یکدیگر هم‌قافیه‌اند. وزن تمام رباعی‌ها یکسان است و برای بیان افکار و اندیشه‌های شاعر استفاده می‌شده‌است. این قالب کاملاً یارانی بوده و از زبان فارسی به سایر زبان‌ها رسیده‌است. رودکی را مخترع این قالب می‌دانند. بجز او خیام و مولوی نیز از رباعی‌سرایان بنام هستند.
دو بیتی: مانند رباعی است اما از آن قدیمی‌تر و کهن‌تر است. ریشه آن به دوران پیش از اسلام بازمی‌گردد. تفاوت رباعی و دوبیتی در وزن آن‌هاست و نیز اینکه دوبیتی برای بیان احساسات درونی شاعر بکار می‌رود. دوبیتی‌های فارسی از دوبیتی‌های محلی و فهلوی ریشه گرفته‌است. باباطاهر، صفی‌الدین اردبیلی، ماماعصمت تبریزی و فایز دشتی از بزرگترین دوبیتی‌سرایان ایران به شمار می‌روند.




آرایه‌های ادبی

آرایه‌های ادبی که به صنایع ادبی نیز معروف هستند عبارت‌اند از به کار بردن تکنیک‌ها و فنونی که به زیبایی اثر ادبی بیفزاید. این آرایه‌ها که به دو گروه بیان و بدیع تقسیم می‌شوند در طول تاریخ ادبیات فارسی پیشرفت کرده و تکمیل شده‌اند. برخی از این آرایه‌ها از شعر عربی عاریه گرفته شده و برخی دیگر توسط خود سخن سرایان پارسی‌گو ابداع شده‌اند.

۱- بیان: به معنی کلام باز می‌گردد و مبحث آن بر این است که یک واژه یا پاره را چگونه می‌توان معنی، تفسیر یا تأویل نمود. مهم‌ترین صنایع بیان عبارت‌اند از تشبیه، استعاره، مجاز و کنایه.
۲- بدیع: به بازشناسی آرایه‌های ادبی که به زیبایی اثر کمک می‌کند می‌پردازد. این آرایه‌ها به دو بخش آرایه‌های لفظی و معنوی تقسیم می‌شوند. آرایه‌های لفظی به زیبایی کلام با الفاظ کمک می‌کند و شامل واج آرایی، سجع، ترصیع، جناس و قلب می‌شوند. در مقابل آرایه‌های معنوی آن‌دسته هستند که به زیبایی اثر را از طریق معنی‌بخشی و ظرافت معنا موجب می‌گردند. این آرایه‌ها شمار زیادی دارند و مهم‌ترین آن‌ها عبارت‌اند از مراعات نظیر، تضاد، متناقض نما، حس آمیزی، تلمیح، تضمین، اغراق، ایهام، تمثیل، حسن تعلیل و لف و نشر.



تاریخ و اساطیر
با توجه به پیشینهٔ مذهبی ادبیات در ایران پیش از اسلام و آمیختگی اساطیر کهن ایرانی و مذهب زرتشتی و نیز تلفیق آن با حکومت دینی ساسانی تاریخ نویسی و اسطوره‌نگاری در ادبیات ایران امری ریشه‌دار است. در زبان فارسی نو که پس از اسلام از فارسی میانه جدا گردید نگارش ادبی تاریخ و اسطوره‌ها بارها انجام شده‌است. متون نثر تاریخی و اساطیری که عمدتاً جنبه ادبی ندارند زبان به کار رفته و به‌کارگیری صنایع ادبی آن‌ها را در زمره آثار ادبی جای داده‌است. از این متون می‌توان به تاریخ بلعمی، تاریخ بیهقی، تاریخ طبرستان، تاریخ الرسل و الملوک، مجمل التواریخ اشاره نمود. در آثار نظم که به شعر سروده شده‌اند بارزترین نمونهٔ آن شاهنامه فردوسی است. این اثر حماسی اساطیر ایران زرتشتی و حتی پیش زرتشتی را دربر دارد و توسط فردوسی ضمن سروده‌شدن به نظم از فراموشی آن‌ها تحت تأثیر تعلمیات مذهبی اسلامی جلوگیری شد. محتوای اساطیر منعکس در شاهنامه گاهی با اصل آن اختلاف دارد و فردوسی سراینده ضمن علم به اصل ماجرا که در کتب نظم موجود بوده آن‌ها را چنان تغییر داده که در زمرهٔ آثار ضاله فرض نشوند. داستان کیومرث که حتی در منابع اسلامی ابوالبشر معرفی شده از نخستین انسان به نخستین شاه تغییر کرد و نیز حکایت مشی و مشیانه و ثنویت زرتشتی که با عقاید رسمی دوره فردوسی سازگار نبوده از اثر وی حذف گردید.به غیر از فردوسی از این دست شاعران تاریخ و اسطوره‌سرا می‌توان به دقیقی، اسدی توسی، خواجوی کرمانی، زرادشت بهرام پژدو اشاره کرد.
عرفان
عرفان و آموزه‌های عرفانی جایگاه ویژه‌ای در حجم ادبیات کلاسیک فارسی ایفا می‌کنند. پیشینهٔ گرایش به عرفان در ادبیات ایران به آموزه‌های عرفانی مانی و تعلیمات مانوی بازمی‌گردد. در دوران پس از اسلام نیز بسیاری از ادیبان و شاعران ایرانی به خلق آثار ادبی با درون‌مایه عرفانی پرداختند. از میان آن‌ها می‌توان ابوسعید ابوالخیر را به عنوان یکی از پیشگامان نام برد؛ اما ورود عرفان به شعر به صورت رسمی با غزلیات عرفانی سنایی غزنوی آغاز شد. بعدها با پیشرفت سبک عراقی در شعر عرفان با آن آمیخته شد به نحوی که بسیاری از تعابیر و اصطلاحات عرفانی به شعر رایج آن دوره رخنه کرد. یکی از اصلی‌ترین علل گرایش به شعر عرفانی ذوق ادبی صوفی‌ها و پیروان تصوف بود. بسیاری از صوفیان نامدار ایران دارای دیوان و دفاتر شعر بودند و در زمرهٔ شاعران سرشناس دوره خود محسوب می‌شدند. از این جهت شعر صوفیانه که از مصادیق عرفان اسلامی نیز هست راه خود را به ادبیات رایج در ایران به ویژه پس از حمله مغول باز نمود. از نامدارترین شاعرانی که به شعر صوفیانه و عرفانی می‌پرداختند می‌توان به باباطاهر، جامی، هاتف اصفهانی، فخرالدین عراقی، شاه نعمت الله ولی، مولوی، عطار نیشابوری، شیخ محمود شبستری و فیض کاشانی اشاره کرد. همچنین از نثرنویسانی که نثرهای ادبی عرفانی می‌نوشت می‌توان عین‌القضات همدانی، خواجه عبدالله انصاری، شمس تبریزی، شیخ احمد جامی و محمد غزالیو({ سعد الدین نزاری قهستانی)} را نام برد. برخی دیگر از شاعران مانند حافظ و سعدی اگرچه در آثارشان اشعار عرفانی و تعابیر صوفیانه فراوان دارند؛ اما از آن‌جا که تفکر عرفانی و صوفیانه خاصی را اشاعه نمی‌دهند از حیطهٔ شعرای عرفانی جدای هستند. از میان آثار مهم عرفانی ادبیات فارسی می‌توان به مثنوی مولوی و دیوان شمس از مولوی،منطق‌الطیر از عطار، مناجات‌نامه از انصاری و کیمیای سعادت از غزالی و کشف المحجوب از هجویری اشاره کرد.
ساعت : 3:05 pm | نویسنده : admin | دنیای ادبیات | مطلب قبلی
دنیای ادبیات | next page | next page