عکس فوری

در سال ۱۹۴۷ ادوین. اچ. لند نوآوری خود را در زمینه تولید عکس در یک دقیقه، اعلام داشت. از آن تاریخ به بعد فرایند پولاروید برای این منظور جنبه عمومی پیدا کرد. در این فرایند، پس از گرفتن عکس، فیلم پولاروید را به یک قطعه از کاغذ عکاسی تماس داده و بطور همزمان یک آمپول حاوی ماده ظهور و حلال نقره را شکسته و آن را روی فیلم پخش می‌کنند. وقتی که ماده ظهور دانه‌های‌ها لید نقره در امولسیون فیلم را احیا (حلال نقره)، با یون‌های نقره ظاهر نشده را جذب کرد.





آن را به لبه‌های کاغذ عکاسی منتقل می‌کند. ماده ظهور در تماس با یون‌های نقره حذف شده، آن را به نقره آزاد در تصویر مثبت تبدیل می‌کند.






تصویر رنگی در یک دقیقه

دوربین پولاروید می‌تواند در یک لحظه تصویر رنگی تولید می‌کند. فرایندهای شیمیایی مربوط به تولید عکس رنگی شبیه تصاویر بهتر باید تعادل دقیق و ظریفی بین ظاهر کننده‌ها و ترکیبات رنگی برقرار شود. نوری که به فیلم می‌رسد، نخست به لایه امولسیونی حساس به رنگ آبی برخورد می‌کند. بعد از عکس گرفتن عملیات ظاهر کردن فیلم با کشیده شدن آن بر روی یک حلقه دوار و همزمان با شکسته شدن یک لوله محتوی ماده بازی آغاز می‌شود. رنگهای پولاکالر تشکیل شده در فیلم منفی در لایه حساس نوری می‌نشینند در صورتی که مولکولهای ظاهر کننده، در بار توزیع می‌شود و در آنجا ضمن واکنش با تـثبیت کننده‌ها، رنگهای کامل برای ایجاد یک تصویر مثبت را به وجود می‌آورد.





عکاسی ریزنگاری
ریزنگاری یا میکروگرافی (به انگلیسی: Micrography) روشی است در عکاسی برای تهیه نگاره توسط ریزبین. این روش در علوم مختلف به خصوص در پزشکی و متالورژی و فناوری اطلاعات (IT) و امروزه در عکاسی هنری کاربرد دارد.






انواع

فوتومیکروگرافی

اختراع میکروسکوپ در قرن ۱۷ میلادی توسط آنتونی فان لیوونهوک، دید تازه‌ای به مردم بخصوص به پژوهش‌گران هدیه نمود ولی ۵۰ سال طول کشید تا با نصب دوربین عکاسی، قادر باشند از نمای زیر میکروسکوپ نوری، نگاره تهیه نمایند. به‌تدریج که دست‌یابی به بزرگنمایی‌های بیشتر امکان‌پذیر گردید، دنیای جدیدی در افق بینندهٔ عادی یا پژوهنده بوجودآمد.







الکترون‌میکروگرافی

نگاره‌های میکروسکوپ الکترونی کاربرد زیادی در پزشکی و ژنتیک و تحقیقات سلولی دارند.





عکاسی زیارتی
عکاسی زیارتی در زیر گروه عکاسی فوری قرار دارد و یکی از مردمی‌ترین انواع عکاسی است که در شهرهای زیارتی پا گرفته است. از ویژگیهای آن می‌توان به عدم ایجاد آرشیو و انتشار آن به دورترین نقاط داخل و خارج از کشور توسط مشتریان اشاره کرد. این عکاسیها از ابتدا در حول حرم مطهر رضوی شکل گرفته و همچنان ادامه حیات می‌دهند. در حال حاضر از حدود ۱۳۰۰ عکاسی در مشهد حدود ۳۵۰ تا ۴۰۰ عکاسی به این بخش تعلق دارد.






پیشینه

از ابتدای دوره پهلوی (۱۳۰۵ شمسی)، با رشد روز افزون عکاسی و ارزان شدن ابزار عکاسی، عکاسان فوری و دوره گرد به همراه دوربینهای چوبی، در اطراف حرم مطهر رضوی، در کنار بساطی‌های اجناس مختلف مورد نیاز زوار، مستقر شدند.از پیشگامان این کار می‌توان به ابراهیم ذهبی معروف به سیاح(عکاسخانه ایام ص ۶۳ تا ۶۸)ورسول عرب لین (زیر نویس مقاله گزارشی از عکاسی زیارتی)، اشاره داشت.در این نوع عکاسی، پسزمینه نقش بسیار مهمی ایفا می‌کند. عکاسان در ابتدا با قرار دادن زائر در مقابل مجموعه حرم رضوی، از آنان عکس می‌گرفتند.سپس به دلیل محدودیت‌های کار در فضای باز و با الهام از پرده‌های پس زمینه مورد مصرف در آتلیه‌های عکاسی در عکس پرتره، و بهره گیری از نورپردازی با منابع نور مصنوعی، زائران جلوی پرده‌های نقاشی حرم و بارگاه می‌ایستادند و عکس می‌گرفتند. بتدریج ابزار دیگری نیز از جمله لباس و سربند عربی، ماکتهای آهو و شتر و.. به صحنه برای هرچه طبیعی تر به‌نظر رسیدن، مورد مصرف قرار گرفت. تا پیش از ورود عکاسی دیجیتال شیوه‌های مختلف مونتاژ عکس در پسزمینه‌ای عکسی نیز بشدت رونق گرفته بود. این مسئله با رشد تکنولوژی دیجیتال و کاربرد آن در این نوع عکاسی، در فضای کامپیوتر انجام می‌شود.






ویژگیهای عکاسی زیارتی

مهمترین ویژگی این نوع عکاسی، نداشتن آرشیو است و علت آن مشتری زائر است که برای چاپ مجدد مراجعه نمی‌کند و دلیلی برای ایجاد آرشیو نمی‌ماند. از دیگر ویژگیهای آن بارز بودن جنبه تقدس و یادگاری، استفاده از پسزمینه‌های منقش به تصاویر حرم رضوی و صحنه‌های مرتبط با سرگذشت امام رضا (ع)، سرعت بالای کار و ارائه تصویر، پایین بودن اطلاعات عکاسان این بخش از عکاسی، حضور عکاسان فصلی، عدم کنترل کیفیت کار توسط نهادهای مربوطه بدلیل کثرت آنان، تعداد بسیار بالای عکس گرفته شده در این نوع عکاسی در مدت کم، انتشار گسترده آن به دوردست‌ترین نقاط ایران و حتی خارج از ایران را می‌توان نام برد. کار تبلیغاتی این گروهبا استفاده از افرادی در جلوی مغازه‌های عکاسی صورت می‌گیرد که از عابران دعوت به گرفتن عکس می‌کنند. همچنین نمونه‌های فراوانی در بیرون از مغازه‌های عکاسی به نمایش گذاشته شده‌اند.






چیدمان عناصر در عکس

- پرده پسزمینه :پرده‌های پسزمینه با چند مضمون وجود دارند از جمله :سقاخانه، صحن نو، ضریح، ضامن و، گنبد، صحنه مسموم کردن امام رضا توسط مامون، و اخیراً پرده تصویر حضرت ابوالفضل. ویژگی‌های پرده‌ها: رنگ مصرفی از انواع پلاستیک و قابل شستشو است. قلم مصرفی درشتو به ریزه کاریها توجه نمی‌شود. رنگها کنتراستهو حجم سازی کمتر انجام می‌شود.پرسپکتیودر مناظر بطور ناقص انجام شده و در واقع این پرده‌ها یاد آور نقاشی‌های قهوه خانه‌ای هستند.قدیمی‌ترین پرده پسزمینه موجودکه توسط رسول عرب لین کشده شده، در حال حاضر در مشهد در عکاسی حمید عرب لین موجود است. این پرده در سال ۱۳۴۲ کشیده شده‌است. -بجز پرده ازابزار دیگر حاضر در صحنهمی توان به لباس‌های هندی و عربی و...مجسمه‌های فایبر گلاس آهو و شترو پاپا نوئل، کشکول و تبرزین و عکسهای چاپ شده روی ورقهای پلاکسی گلاس اشاره کرد.






مشتریان

مشتریان این بخش از نظر اقتصادی طیف گسترده‌ای دارند. مشتریان ساکن در مسافرخانه هاو هتلهای خیابان طبرسی در بخش شمالی فلکه حضرت، از رفاه نسبی کمتر و بخش جنوبی خیابانامام رضا وضعیت اقتصادی بهتری دارند. از نظر ملیتی بجز ایرانیان از اقصی نقاط کشور، عربهای حوزه خلیج فارسو عراقیها نیز اخیراً به مشتریان پرو پا قرص این نوع عکاسی تبدیل شده‌اند.






رویکرد تازه در این نوع عکاسی

عکاسان این بخش طی سالهای کار خود، همیشه به این خواست مشتری که قرار گرفتن در طبیعی‌ترین و واقعی‌ترین منظرهٔ حرم و بارگاه رضوی بوده توجه داشته‌اند و در این راستا در دورانهای مختلف سعی در ایجاد تصاویری هرچه شبیه تر به واقعیت کرده‌اند.فتو مونتاژهاو کلاژهای عکسی در سالهای پیش به سختی انجام می‌شد. پس از پیدایش دوربین‌های دیجیتال و امکانات کار در کامپیوتر، در این بخش استفاده‌های بسیار از آن شده و عکاسان خلاقتر به ایجاد تصاویری با کیفیت بهتر و متنوع تر دست زده‌اند. پیامد استفاده از کامپیوتر شغل جدیدی رادر این بخش باعث شده که همان «مباشران فنی» هستند. کار چاپ عکسهای ایجاد شده در این گروه در پنج لابراتوار مستقر در محدوده حرم رضوی انجام می‌شود.

طی سالهای اخیر به دلایل زیر این نوع عکاسی علی‌رغم امکان عکسبرداری با دوربین شخصی و تلفن همراه برای زائران، از رشد بالایی برخوردار بوده است. دلایل: رشد جمعیت، نبودن کار، راحتی کار با دوربینهای دیجیتال، کاهش کنترل‌های صنفی و بالا بودن میزان تقاضا.






انجام

عکاسی زیارتی طی دوران حضور خود توانسته با تغییرات تکنولوژی تطبیق یافته و نقض خود را بخوبی به انجام م برساند. از ابتدا تا کنون، در پس این زایش و استمرار، تئوری مدونی وجود ندارد و تنها پاسخ به نیازی است که از عمق جان مشتریان برای بردن سوغات و یادگاری از سفری مقدس به دیار خود بر آمده و عکاسان به این نیاز پاسخ گفته‌اند. به نظر می‌رسد این سیر رو به رشد همچنان در جریان است و برای این جریان از درون خود راه حل می‌جوید.





عکاسی زیر آب

عکاسی زیر آب، شاخه‌ای از عکاسی است که از آبزیان یا جاذبه‌های زیرآب عکسبرداری می‌شود.

کنترل حرکت، در عکّاسی زیرآب بسیار مهم است زیرا برخلاف سطح زمین سوژه‌ها و عکاس همیشه در حال جنبش و حرکت‌اند. انعکاس نور عامل دیگری است که تأثیر زیادی بر عکاسی زیر آب می‌گذارد. عکاس، هر چقدر عمیق‌تر در عمق آب فرو رود به نور کمتری دسترسی خواهید داشت و رنگ قرمز در عکسها برجسته‌تر می‌شود.

سوژه‌ها در زیر آب بسیار کوچک‌تر از سطح زمین توسط دوربین ثبت می‌شوند. عکاسان آماتور همیشه از دیدن عکس ماهی بزرگی که در زیر آب عکسبرداری کرده‌اند متعجب می‌شوند.





عکاسی سراسرنما
عکاسی وسیع (به انگلیسی: Panoramic photography) نوعی تکنیک عکاسی است که با استفاده از تجهیزات تخصصی و یا نرم‌افزارها، قطاری از تصاویر با پس‌زمینه طویل را نمایش می‌دهد. همچنین این اصطلاح به عکس‌هایی که نسبت به ابعادشان برش‌های گسترده خورده‌اند نیز اطلاق می‌شود.





عکاسی سیاه و سفید
عکاسی سیاه و سفید (به انگلیسی: Black and white) شاخه‌ای از عکاسی است که در آن، عنصر رنگ وجود ندارد و می‌توان از آن برای ایجاد فضاهای رمانتیک و رمزآلودی که از عهده عکاسی رنگی خارج است استفاده کرد. این نوع عکاسی با بهره‌گیری از سایه‌های قوی و طیف‌های خشن، سوژه را برجسته می‌کند و انتقال حس و مفهوم عکس را تسهیل می‌بخشد.





عکاسی صریح

عکاسی صریح، ژانری از عکاسی می باشد که در واکنش به افراط در اصول زیبایی شناختی عکاسان پیکتوریالیسم پدید آمد و بر ارائه جزئیات و ثبت دقیق و خودکار واقعیت، تأکید می داشت.
پدایش

چارلز شیلر پس از تهیه عکس هایی از خانه اش در پنسیلوانیا در سال ۱۹۱۷، آغاز زیبایی شناسی صریح را اعلام نمود. از ویژگی های این تصاویر می توان به کیفیات صوری آشکار نقاشی های کوبیستی اشاره کرد که در تقابل با محوسازی های پیکتوریالیستی بودند.






مدافعین

از عکاسان مدافع عکاسی صریح می توان به هانری کارتیه برسون، ادوارد وستون، انسل آدامز، آلفرد استیگلیتس و پل استرند اشاره داشت.





عکاسی عامیانه
عکاسی عامیانه شاخه‌ای از عکاسی است که تولید کنندگان آن مردم عادی و غیر حرفه‌ای هستند. برای مثال عکس‌های خانوادگی، از جمله متداول‌ترین عکس‌های عامیانه هستند.





عکاسی عروسی
عکاسی عروسی شاخه‌ای از عکاسی است که در آن از جشن عروسی و حاشیه‌های آن عکسبرداری می‌شود.





عکاسی کودک
عکاسی کودک، ثبت روح کودکانگی اطفال و کودکان از بدو تولد بشمار می‌رود.
یک فیلم عکاسی، اولین چیزی است که یک مرد تازه پدر شده، بعد از خرید ضروریات، تهیه می‌کند.






سالهای عمر کودک

بچه‌ها و دوربین عکاسی به یکدیگر وابسته‌اند. از زمان تولد به بعد، از شیر خوارگی تا بلوغ، کودکان همواره توسط دوربین تعقیب می‌شوند. کودک معمولاً به این موضوع علاقه‌مند است، اگر چه اکثراً بیش از آن سرگرم است که توجهی به عکاسی بکند. او تقریباً همیشه می‌تواند باعث بوجود آمدن عکس خوبی باشد. والدین اکثر عکسهایی را که از لحظات زندگی کودک گرفته شده، دوست دارند و می‌خواهند آن لحظه‌ها را حفظ کنند. اگر این عکسها توسط افراد حرفه‌ایی گرفته شده باشند، اگر چه به نظر می‌رسد فاقد آن احساس و درکی هستند که پدرها و مادرهای واقعی می‌توانند نسبت به کودک داشته باشند، ولی از نظر مهارت فنی، می‌توانند مورد توجه واقع شوند. مثلاً، ثبت لحظه جادویی که یک مادر، غرق در خلسه، با توده سلولی نالان که دست و پا می‌زند و از گوشت و خون خود اوست (لحظه زائیده شدن)، تکنیک و مهارت خاصی را طلب می‌کند. هر پدر و مادری آن لحظه را به یاد می‌آورند. این لحظه را می‌توان تقریباً به همان واقعیتی که در خودِ لحظه بوده، در یک عکس حفظ کرد.

همه مراحل بچگی به همین‌گونه است، همه نقش‌هایی که یک نوجوان در حال رشد ایفاء می کند: چه جثه گوشت‌آلوی در حال تاتی پاپی که مثل یک بچه غول راه می‌رود، چه دختر خانم جوانِ مخالف سرا و عشوه‌گر و کنجگاو مردّد و چه جوان خیال باف و جنگجو. هیچ جا نمی توان موضوعی: به همه جانبگی، به ناشی‌گری، اغواء کنندگی، متغیری، و قابل اعتمادیِ (از جهت ارزش داشتن برای صرف وقت) بچه پیدا کرد.

از نظر همکاری با عکاس بچه‌ها بهترین موضوعات هستند. بچه‌ها بدون هیچ مقدمه‌ایی وارد فضای عکاسی می‌شوند، آنها از نشان دادن خود و ژست گرفتن لذت می‌برند و موضوعات خستگی‌ناپذیری می‌باشند، زیرا اساساً یک کودک خستگی‌ناپذیر است: حتی بچه‌ای که حوصله کوتاه او ‍(برای ایستادن در مقابل دوربین) ناگهان تمام می‌شود و خود را با فعالیت دیگری سرگرم می‌کند، موضوع بهتری برای عکاسی خواهد بود (زاویه دیگری برای عکاسی ایجاد خواهد کرد). جورج کراوز (George Krause)، که عکس‌هایش در این باره مشهور است، می گوید: " وقتی سالها پیش عکاسی از کودکان را شروع کردم، همه چیز را به غیر از بچه‌ها کنار گذاشتم، همانگونه که اکثر عکاسان این کار را می کنند، این ساده‌ترین راه برای شروع کار است".






رهنمودها

بعضی از رهنمودهای مفید در عکاسی کودک به قرار زیر است:

اجازه بدهید دوربین بخشی طبیعی از زندگی یک بچه باشد. استفاده هر چه بیشتر از دوربین، باعث می‌شود بچه بوجهی آسان آنرا قبول کند. در خصوص بچه‌های غریبه، با احتیاط کامل به آنها نزدیک شوید تا احساس غریبی نکنند.
به جای اینکه بچه را وادار کنید که حالتی راحت و غیر رسمی به خود بگیرد، خودتان راحت و غیر رسمی باشید. عکس‌های صمیمی از بچه‌های سرگرم کار، که با حداقل تحکم گرفته شده‌اند، معمولاً از بهترین عکس‌ها هستند.
مواردی وجود دارند، که می‌خواهید بچه عکس العمل آگاهانه‌ای به دوربین داشته باشد، ولی قبلاً مطمئن باشید که چه کاری می‌خواهید انجام بدهید، چون حوصله و دقت یک کودک کوتاه است.
کار عکسبرداری را هرگز کوتاه نکرده و زود به اتمام نرسانید. خاموش کردن شمع روز تولد عکسی است که هر مادر بزرگی آنرا می‌خواهد، ولی احتمالاً از عکسی که ۵ دقیقه بعد گرفته شده هم، به همان اندازه خوشش بیاید، یعنی زمانی که خامه‌ی کیک روی موهای بچه خشک شده است.
ارتفاع دوربین و زاویه عکسبرداری از اهمیت خاصی برخوردار است: اگر عکس را از ارتفاع بالا بگیرید نشان آن خواهد بود که بچه از چه سطحی به شما نگاه می‌کند، ولی اگر می‌خواهید دنیایی را که خود بچه می‌بیند نشان بدهید، هم سـطح دیدگان او عکس بگیرید، یا حتی پائین‌تر.
در مورد مصرف فیلم مضایقه نکنید. بچه‌ها خیلی پر تحرک هستند. حالات و ژست بدن آنها به قدری سریع عوض می‌شود که شما را مجبور می‌کند به همان سرعت، خود را با آنها انطباق دهید. با وجود این، گرفتن عکس‌های زیاد دلیل این نیست که بعضی از آنها ممکن است خوب از آب در بیاید. هر عکسی باید حساب شده و هدف دار گرقته شود.
عکاسان مد با پخش موسیقی به مدل‌های خود آرامش می‌دهند. این کار برای بچه‌ها هم می‌تواند کارساز باشد، مخصوصاً وقتی می‌خواهید از آنها پرتره بگیرید.
در حال عکسبرداری، درباره هر چیزی با بچه‌ها صحبت کنید، حتی در مورد عکس‌هایی که می‌گیرید. ماری کوسینداس (Marie Cosindas) بطور مداوم در مورد عکسی که می‌گیرد با خود بچه‌ها صحبت می‌کند. بنظر او این باعث می‌شود که بچه خود را در کاری که در حال انجام گرفتن است سهیم بداند.

اکثر بچه ها دوست دارند که در طرف مقابل خود رضایت ایجاد کنند، و خیلی از آنها، عکس گرفتن را نوعی تفریح به حساب می‌آورند. خود شما باید با این کار بصورتی بیش از یک تفریح بر خورد کنید. ویِن میلر (Wayne Miller) عکاس، برای هر کدام از چهار بچه‌اش چهار سال وقت صرف کرده، تا روز به روز عکس‌هایی از آنها تهیه کند. او می‌نویسد: "تمام دوره‌های این بچه‌ها، تا روز مرگ‌شان، از پیش چشمان من می‌گذشتند. ناکامی و شکست، موفقیت، شادمانی و پیروزی در طبیعت آنها حک می‌شد." برای شاهد بودن چنین چیزهایی از داخل لنز دوربین، و یا چشمان عادی، کافی است چیزهایی را از زندگی بیرون بکشیم که نباید نادیده انگاشته شوند.





عکاسی گلامور

عکاسی گلامور (به انگلیسی: Glamour photography) شاخه‌ای از عکاسی است که سوژهٔ آن معمولاً زن است و در حالت رمانتیک و سکسی به تصویر کشیده می‌شود. سوژه ممکن است ملبس یا نیمه‌برهنه باشد. این نوع عکاسی معمولاً با قراردادن سوژه در یک ترکیب‌بندی و ژست ایستاده و بدون حرکت است؛ سوژه‎های گلامور اغلب مانکن‌های حرفه‌ای هستند و عکس‌ها عموماً مصرف تجاری و تبلیغاتی دارند که شامل تولید انبوه برای تقویم و پوستر و همچنین در مجله‌های بزرگسال همچون پلی‌بوی استفاده می‌شود. البته گاهی اوقات عکس‌ها فقط برای استفادهٔ خصوصی و شخصی در نظر گرفته می‌شوند.

عکاسان برای ایجاد تصاویر زیبا و پُر زرق‌وبرق، از ترکیبی از لوازم آرایشی، نورپردازی و قلم بادی استفاده می‌کنند.





عکاسی مادون قرمز

عکاسی مادون قرمز تکنیکی است که در آن قسمت مرئی نور حذف می‌شود و فقط پرتوهای مادون قرمز ثبت می‌شوند. رفتار انعکاسی مادون قرمز با نور مرئی فرق دارد و چون چشم انسان مادون قرمز را نمی‌بیند، عکس‌هایی به وجود می‌آید که در واقعیت دیده نمی‌شوند. نمونه‌ای از تفاوت‌ها، انعکاس گیاهان است که در عکاسی مادون قرمز، به رنگ سفید ثبت می‌شوند.
فیلتر مادون قرمز

برای عکاسی مادون قرمز به فیلتر مادون قرمز نیاز است. این فیلتر نور مرئی را حذف می‌کند و فقط نور مادون قرمز را از خود عبور می‌دهد.






دوربین مناسب

برخی از دوربین‌ها بر روی سنسور خود، فیلتر سدکنندهٔ مادون قرمز دارند که نمی‌توان با آن‌ها عکاسی مادون قرمز کرد.





عکاسی ماکرو

عکاسی ماکرو یا تصویر برداری ماکرو نوعی عکاسی از نمای نزدیک، بطور معمول از سوژه‌های کوچک است. بطور کلاسیک سوژه موجود در یک تصویرماکرو بزرگ‌تر از اندازه آن در طبیعت بر روی نگاتیو بوده است. به هر شکل امروزه تصویر برداری ماکرو، تهیه تصویر از سوژه در ابعاد بزرگتر و واضح‌تر از آن چیزی است که در حیات دیده می‌شود.





عکاسی مد
عکاسی مُد، شاخه‌ای از عکاسی است که در آن از مُد و لباس همراه با مدل عکسبرداری می‌شود. این شاخه از عکاسی گونه‌ای از عکاسی تبلیغاتی نیز محسوب می‌شود. عکاسی مد شاخه ای از عکاسی است که در بیشتر مواقع نیاز به تجهیزات بسیاری دارد. پنکه های قوی ، رفلکتورها، سافت باکس هاوفلاش های چتری و... بهترین گونه لنز برای عکاسی مد لنز های زوم با فواصلی در حدود 70 تا 210 هستند تا در کوتاه ترین زمان ممکن به عکاس امکان انتخاب بهترین کادر را بدهند. معمولا در این شاخه از عکاسی دوربین برروی دست عکاس قرار دارد و به ندرت از سه پایه استفاده می شود تا هم خود عکاس احساس بهتری در برقراری ارتباط با سوژه داشته باشد و هم سوژه با راحتی بیشتر حرکات مورد درخواست عکاس را انجام دهد.





عکاسی مستند

عکاسی مستند، شاخه‌ای از عکاسی است در آن عکاس رخدادهای پیرامونش را ثبت می‌کند و می‌کوشد از موضوع، (عموما مردم) بی‌طرفانه، عکسی واقعیت‌گرا، واقع‌نما و راستگو ارائه دهد.

واژهٔ عکاسی مستند در سال‌های رکود اقتصادی کاربرد پیدا کرد؛ زمانی که شرایط اسف‌بار کشاورزان باعث شد مردم آمریکا نیاز به اصلاحات اجتماعی را احساس کنند. عکس‌هایی که در آن‌ها، پس کوچه‌های کثیف و شرایط رقت‌بار شهری را تصویر کرده بود.

تصویر در عکاسی مستند یک سند تاریخی به حساب می‌آید. عکس‌های مستند در کنار محسنات زیبایی‌شناسانه و هنری، بیشتر به منظور تحولات اجتماعی و سیاسی مورد بهره‌برداری قرار می‌گیرند چراکه واقعیت را همانطور که هست به ثبت می‌رسانند. به عبارت ساده‌تر، در این نوع عکاسی تصویر نقش یک شاهد و مدرک را برای اثبات وجود یک وضعیت خاص به عهده دارد.

از طریق عکس‌های مستند، بیننده از فرهنگ، سیاست و موقعیت‌های اجتماعی سایر مردم دنیا اطلاعات درستی به دست می‌آورد. بدون شک این شکل از عکاسی با به نمایش درآوردن مشکل فراگیر فقر، نقش بسیار مهمی در آگاه سازی مردم آمریکا از موقعیت اجتماعی کشور در رکود بزرگ سال ۱۹۳۰ داشته‌است.

به عبارت ساده‌تر، در این نوع عکاسی تصویر نفش یک شاهد و مدرک را برای اثباب وجود یک وضعیت خاص به عهده دارد. لوییس هین و جیمز ون دو پیشگام در عرصه عکاسی مستند هستند.





عکاسی معماری

عکاسی معماری، شاخه‌ای از عکاسی است که در آن از آثار معماری و ساختمان‌ها عکسبرداری می‌شود.






زاویهٔ دید و لنز

برای عکاسی معماری، دو فاکتور زاویه دید و نوع لنز مهم‌اند، زیرا معمولاً آثار معماری بزرگ هستند و عکاس هم نمی‌تواند به اندازهٔ کافی از آن‌ها فاصله بگیرد؛ به همین دلیل لازم است که زاویهٔ دید لنز زیاد باشد، یعنی فاصله کانونی کم باشد تا عکاس بتواند همهٔ ساختمان و بنا را در کادر جا دهد.





عکاسی مفهومی

عکاسی مفهومی شاخه‌ای از عکاسی است که در آن، هنرمند به دنبال خلق یک مفهوم یا ایده توسط یک عکس است. عکس مفهومی باید بیننده را به تفکر وا دارد. عکس‌های همهٔ دسته‌های عکاسی می‌توانند در صورت القای مفهومی خاص به بیننده در این دسته نیز قرار گیرند.





عکاسی نجومی

به وسیلهٔ تلسکوپ و با روش‌های مختلف از ستاره‌ها و سیارات عکس گرفته می‌شود. تلسکوپ به عنوان لنزی بسیار قوی عمل می‌کند تا اجرام آسمانی نزدیک تر به نظر بیایند. این تصویر در دوربین بر روی فیلم ثبت می‌شود. زمان نوردهی معمولاً از چند دقیقه تا چند ساعت است. البته با دوربین عکاسی و با هر لنزی می‌توان از ستاره‌ها و سیارات نزدیک عکس گرفت.

هنر عکاسی به طور کلی هماهنگی تکنیک، ابداع و هنر است. با توجه به محدوده ناشناخته‌های نجوم، فعالیت‌های اندکی که در آن شده‌است، زیبایی‌های اعجاب انگیز و نیاز به اطلاعات ثبت شده بهتر؛ عرصه عکاسی نجومی از هر لحاظ اعم از دستاوردهای ارزشمند علمی و زیبایی‌های هنری، عرصه‌ای است گسترده و فراهم برای فعالیت در شاخه‌های گوناگون. عکاسی نجومی علمی و هنری که در سال‌های گذشته رشد کمی و کیفی چشم گیری در ایران نیز داشته‌است به دلیل گرد هم آوردن ذوق و علم در کنار یکدیگر، همواره در سراسر دنیا همچون شوری هیجان انگیز بوده‌است که در حالت ایده‌آل به شعور جمعی و علمی منجر می‌شود.

به وسیلهٔ یک تله بلند که (۳۰۰ تا ۸۰۰ میلی متر) و یک تله کنور تور می‌توان از ماه به عنوان نزدیک‌ترین جرم آسمانی عکس‌هایی با جزئیات زیاد گرفت. تله کنور تور بر اساس ضریبی که دارد، فاصلهٔ کانونی لنز را افزایش می‌دهد. به طور مثال، تله کنور تور x2 فاصله کانونی لنز را دو برابر می‌کند.






انواع عکاسی نجومی

عکاسی نجومی را به طور کلی می‌توان به دو دستهٔ علمی و هنری تقسیم کرد. عکس‌های نجومی علمی، همان طور که از نام آن‌ها برداشت می‌شود، عکس‌هایی هستند که به عنوان یک ثبت علمی حاوی اطلاعاتی مستند و مستدل هستند و بنا به تعریف عکس‌های نجومی هنری تنها زیبایی بصری دارند. درباره مرز عکس‌های نجومی علمی و غیر علمی به خصوص در ایران، بحث‌ها و چالش‌های بسیاری مطرح شده‌است چرا اگر منطقی به موضوع نگاه کنیم مرز روشنی بین عکس‌های علمی و هنری نیست و دلیل هم آن است که هیچ عکس و ثبتی از آسمان وجود ندارد که تنها چشم نواز باشد و کاربردی علمی یا حداقل آموزشی نداشته باشد. صرف نظر از این دسته بندی کلی، دسته بندی دیگری موجود که عکاسی نجومی را تفسیم بندی می‌کند: عکاسی خطی یا عکاسی از رد ستاره‌ها عکاسی نقطه‌ای از ستاره‌ها عکاسی از اعماق آسمان عکاسی از سوژه‌های متحرک






عکس از ستاره‌ها
وقتی از ستاره‌ها عکاسی می‌کنیم، به دلیل طولانی شدن زمان نوردهی و گردش زمین به دور خود، ستاره‌ها مانند خطوط منحنی بر روی فیلم ثبت می‌شوند. اگر بخواهیم این مورد را بر طرف کنیم، دوربین باید به وسیلهٔ یک موتور درایو، در خلاف جهت حرکت زمین و با سرعت مناسب به گردش در آید.





عکاسی ورزشی
عکاسی ورزشی، شاخه‌ای از عکاسی است که در آن از صحنه‌های ورزشی عکسبرداری می‌شود. در این نوع عکاسی، تجهیزات و ابزارها نقش مهمی دارند زیرا سوژه متحرک است و عکاس هم از صحنه دور است بنابراین داشتن لنزهای قدرتمندی همچون تله و زوم لازم است. همچنین دوربین هم باید قابلیت استفادهٔ پیاپی شاتر را داشته باشد. مهمترین مسئله در عکاسی از سوژه های ورزشی توجه به سرعت شاتر است.سوژه های ورزشی در اغلب مواقع در حال حرکت با سرعت بالا هستند بنابراین عکاس باید تمام توان و امکانات عکاسی خود را به کار گیرد تا سوژه ورزشی را در یک لحظه از زمان فریز کند ( مگر در مواقعی که عکاس سعی دارد مفهومی خاص را در عکس دنبال کند، به عنوان مثال محو بودن پای اسب ها در یک مسابقه سوارکاری، جهت انتقال هیجان حرکت و سرعت) در بیشتر مواقع عکاسان ورزشی از دوربین هایی استفاده می کنند که توان ثبت تصاویر متوالی زیادی را داشته باشند تا در میان آنها لحظه ای که حتی از چشم عکاس هم دور مانده بوده ، خودرا نشان دهد.





عکاسی هنرهای زیبا

عکاسی هنری نوعی عکاسی است که هدف اصلی آن ابراز دیدگاه‌های خلاق و الهام هنری عکاس می‌باشد. عکاسی هنری از آن جهت از دیگر رده‌های عکاسی متمایز است که برخلاف عکاسی خبری هدف آن ثبت تصاویر مربوط به اخبار نیست و نیازی به پایبندی به اصول اخلاقی خبرنگاری ندارد و نیز برخلاف عکاسی تبلیغاتی برای فعالیت‌های اقتصادی و یا فروش محصولات یا خدمات بکار نمی‌رود. شایان ذکر است که تعریف عکاسی هنری تا به امروز موضوع بحث و مناظره‌های بسیاری در جوامع هنری دنیا است.

عکاسی تا اوایل قرن بیستم میلادی در مجامع هنری غربی به عنوان هنر پذیرفته نشده بود. عکاسان پیشکسوتی مانند آلفرد ستیگلتز، ادوارد ستایکن و ادوارد وستون سهم بسزایی در گسترش عکاسی به عنوان یک هنر داشتند.






تعریف

واژه عکاسی هنرهای زیبا در بین هنرمندان عکاس، معروف به عکاسی خلاقانه و هنری است. عکاسی که اشاره به دید خلاقانه هنرمند عکاس دارد. عکاسی خلاقانه در مقایسه با عکاسی خبری و اجتماعی، یک چیدمان، ترکیب بندی، انتخاب یک فضا با دیدی خاص و یک خلق هنرمندانه با ابزار عکاسی است.





عکس بازداشت

عکس بازداشت (به انگلیسی: Mug Shot)‏ اصطلاحی برای عکس پلیس و یا بایگانی عکس پلیس است. این عکس به طور معمول از یک فرد پس از دستگیری گرفته می‌شود.





عکس‌گفتار
عکس‌گفتار (به انگلیسی: Photovoice) روشی است که عمدتاً در رشتهٔ توسعهٔ اجتماعی، بهداشت عمومی، و آموزش و پرورش استفاده می‌شود که عکاسی را با کنش اجتماعی مردمی ترکیب می‌کند. در این روش از شرکت‌کنندگان خواسته می‌شود بر اساس دیدگاه شخصی‌شان یا به نمایندگی از جامعهٔ خود عکاسی کنند و در مورد عکس‌ها بحث کنند، و روایات مربوط به عکس‌های خود را گسترش دهند، و با کمک‌رسانی یا دیگر اعمال انسانی جامعهٔ خود را یاری دهند. این روش اغلب در میان مردم به حاشیه رانده شده استفاده می‌شود، و به عنوان روشی در نظر گرفته می‌شود تا به ما بینش دهد آن‌ها چگونه شرایطی دارند و امیدشان به آینده را مفهوم سازی کنند. عکس‌گفتار تلاش می‌کند از زندگی کسانی که به طور سنتی متفاوت از میانگین تصورشده (کلیشه‌های) دنیا هستند برای کسانی که در فرایند سیاست‌گذاری قرار دارند، چشم‌اندازی ایجاد کند. عکس‌گفتار همچنین پاسخی به مسائل مطرح شده در طول تاریخ از بازنمایی جوامع بشری است.
1:01 pm
ادبیات شفاهی

اصطلاح ادبیات شفاهی به سنت‌های شفاهی به جا مانده از گذشته اشاره دارد که مشتمل بر گونه‌های متفاوتی چون حماسه، شعر و نمایشنامه، داستان‌های قومی، تصنیف، افسانه، لطیفه و دیگر گونه‌های قومی و محلی (فولکلور) می‌شود. این نوع ادبیات در هر جامعه‌ای وجود دارد و نمی‌توان آن را محدود به جوامع باسواد و یا متمدن دانست. ادبیات شفاهی معمولاً توسط فولکلورشناسان و یا دانشمندانی که به مطالعات فرهنگی و ادبیات قومی می‌پردازند همچون زبانشناسان، انسان‌شناسان و حتی جامعه‌شناسان مورد تحقیق و بررسی قرار می‌گیرد.





دیگر گونه‌های روایی

فیلم، ویدئو یا نمایش‌های تلویزیونی آن قدر پیشرفت کرده و زیاد شده‌اند که غالباً هم‌شأن ادبیات منثور می‌شوند.
رمان‌های گرافیکی و کتاب‌های کمیک، داستان‌هایی را نقل می‌کنند که به صورت ترکیبی از هنر نقاشی، دیالوگ و متن به صورت مرتب نمایش می‌یابند.




نظریهٔ ادبی
ادبیات را می‌توان از جنبه‌های گوناگون دیگر هم بررسی و طبقه‌بندی کرد. به عنوان نمونه، بخشی از ادبیات که به عنوان نظریه ادبی مطرح می‌شود، اغلب ناشی از تعریفی است که از ارتباط ادبیات و علم، حکایت می‌کند. در واقع می‌توان گفت، واژه-مفهوم نظریه، مبتنی بر نگرش و راهکار علمی است و اگر در تعریف ادبیات، علمی بودنش مورد تردید باشد، ابداع و طرح موضوعی به نام نظریه ادبی، اساساً بلاموضوع خواهد شد. زیرا عده‌ای باور دارند که ادبیات با عواطف و احساسات و خروجی تراوش‌های عاطفی از ذهن و جاری شدن آن بر زبان (گفتار و نوشتار) تأکید بسیار دارند.




گونه‌های ادبی
گونه ادبی به تقسیمات سنتی انواع آثار گوناگون ادبی بر اساس نوع خاصی از نگارش گفته می‌شود. در زیر فهرستی از گونه‌های ادبی نمایش داده شده‌است:
فهرست گونه‌های ادبی

خودزندگینامه، خاطره، خودزندگینامه معنوی
زندگینامه
خاطرات روزانه و وقایع روزانه
ادبیات الکترونیکی
راویان برده
افکار، گفتارهای حکیمانه
داستان
ادبیات کودک
ادبیات کمیک
رمان جنایی
رمان کارآگاهی
رمان ماجراجویی
افسانه، فولکلور
خیال‌پردازی
ادبیات گوتیک (معمولاً هم‌معنی ادبیات ترس است)
داستان تاریخی
ترس
رمان طبی
داستان رازآمیز
رمان فلسفی
رمان سیاسی
رمان عاشقانه
داستان عاشقانهٔ تاریخی
ساگا، ساگای خانوادگی
هزلیات، هجویات
داستان علمی و تخیلی
داستان هیجان‌انگیز
داستان هیجان‌انگیز دسیسه‌ای
داستان هیجان‌انگیز روانشناسی
داستان هیجان‌انگیز سیاسی/رمان جاسوسی
تراژدی




آرایه‌های ادبی
آرایهٔ ادبی در یک اثر باعث ایجاد تأثیر خاصی بر خواننده می‌شود. تفاوت میان آرایه‌های ادبی و گونه‌های ادبی مانند تفاوت تاکتیک‌های نظامی و استراتژی نظامی است. بنابراین با این که داستان دیوید کاپرفیلد در برخی جاها از هزل استفاده می‌کند اما به گونه کمیک تعلق دارد و نه گونه هزل. در عین حال، خانه متروک آن قدر از هزل استفاده می‌کند که باعث می‌شود این اثر را در زمرهٔ هزلیات قرار دهیم. این گونه‌است که استفادهٔ مکرر از یک آرایهٔ ادبی باعث می‌شود تا یک گونه جدید به وجود آید، همان طور که در مورد یکی از نخستین رمان‌های مدرن به نام پاملا (رمان) اثر ساموئل ریچاردسون اتفاق افتاد. در این اثر آن قدر از صنعت نامه‌نگاری استفاده شد که باعث شد رمان‌های نامه‌نگاری که چند صباحی بود که باب شده بودند، قدرت گرفته و خود به یک گونه ادبی جداگانه تبدیل شوند.




نقد ادبی

نقد ادبی، بررسی و نقد یک اثر ادبی است که در برخی موارد باعث پیشبرد کیفیت اثر ادبی در حال تکمیل می‌شود. شیوه‌های نقد ادبی گوناگونی وجود دارند که هر کدام می‌توانند برای نقد یک اثر به صورت دیگر یا نقد جنبه‌های متفاوت یک اثر به کار روند. هم چنین نقد ادبی قوانین، موازین و دلایل مقبولیت و رد آثار ادبی را مورد مطالعه قرار می‌دهد، حقیقت هنری را در یک اثر ادبی می‌شناسد و می شناساند، ارزش‌های نهفته و نامکشوف آن را کشف و آشکار می‌سازد، و سره را از ناسره، و قوی را از ضعیف در آثار ادبی جدا می‌سازد و تفکیک می‌کند. نقد ادبی بر اساس این که از کدام زاویه دید به اثر ادبی نگاه و بر مبنای چه موازینی آن را تحلیل و ارزیابی می‌کند به انواع گوناگونی بخش‌بندی می‌شود. نخستین و مهم ترین تقسیم‌بندی عبارت است از:

نقد معناشناسانه
نقد زبان‌شناسانه
نقد نمادشناسانه




ادبیات فارسی

ادبیّات فارسی یا ادبیات پارسی به ادبیاتی گفته می‌شود که به زبان فارسی نوشته شده باشد. ادبیات فارسی تاریخی هزار و صد ساله دارد. شعر فارسی و نثر فارسی دو گونه اصلی در ادب فارسی هستند. برخی کتابهای قدیمی در موضوعات غیرادبی مانند تاریخ، مناجات و علوم گوناگون نیز دارای ارزش ادبی هستند و با گذشت زمان در زمره آثار کلاسیک ادبیات فارسی قرار گرفته‌اند.

ادبیات فارسی ریشه در ادبیات باستانی ایران دارد که تحت تاثیر متون اوستایی در دوران ساسانی به زبان‌های پارسی میانه و پهلوی اشکانی پدید آمد. ادبیات فارسی نو نیز پس از اسلام و با الگوبرداری از ادبیات عربی در نظم و ریشه‌های دبیری و نویسندگی دوران ساسانی که ادبیات منثور عربی را ایجاد کرده بود در زمینه نثر متولد شد. ادبیات شفاهی فارسی نیز به همان سبک باستانی خود ادامه یافت.

ادبیات فارسی موضوعاتی مانند حماسه و روایات و اساطیر ایرانی و غیر ایرانی، مذهب و عرفان، روایت‌های عاشقانه، فلسفه و اخلاق و نظایر آن را در برمی‌گیرد. حسب موضوع مورد کاربرد در یک آفریده ادبی فارسی آن را در حیطه ادبیات حماسی، غنایی، تعلیمی یا نمایشی قرار می‌گیرد.

ادبیات فارسی چهره‌های بین‌المللی شناخته شده‌ای دارد که بیشتر آن‌ها شاعران سده‌های میانه هستند. از این میان می‌توان به رودکی، فردوسی، نظامی، خیام، سعدی، مولانا و حافظ اشاره کرد.گوته معتقد است ادبیات فارسی، یکی از چهار ارکان ادبیات بشر است.




ادبیات ایران پیش از اسلام
ادبیات در ایران پیش از اسلام به سروده‌های اوستا در حدود 1000 قبل از میلاد باز می‌گردد. این سروده‌ها که بخشی از سنت شفاهی ایرانیان باستان بوده‌اند سینه به سینه منتقل شده و بعدها بخش‌های کتاب اوستا را در دوران ساسانی پدید آوردند. اوزان باستانی شعر در ایران ضربی و هجایی بودند و به نظر می‌رسد این شیوه در زبان فارسی باستان نیز مورد استفاده بوده‌است. در دورهٔ اشکانیان ادبیات ایران تحت تاثیر نفوذ هلنیسم دچار دگرگونی شد. خنیاگران پارتی سرودهای محلی که تا پس از اسلام نام پهلوی نیز داشتند را قرائت می‌کردند و این نوع شعر با آلات موسیقی توأم می‌شده‌است. با نفوذ فرهنگ مانوی در ممالک ایران و هنرگرایی آنان نوعی ادبیات شعرگونه مانوی به زبان‌های پارتی، پارسی میانه و سغدی در ایران پدید آمد. در آثار به دست آمده از واحهٔ تورفان در کشور چین آثار فارسی زیادی کشف شده که به این مقوله باز می‌گردند. در دوران ساسانیان نگارش بهبود یافت و آثار فقهی و دینی و داستانی زیادی به نگارش درآمد که برخی مانند درخت آسوریک، یادگار زریران (هردو از دورهٔ اشکانی) ، کارنامه اردشیر بابکان و ماتیکان یوشت فریان دارای جنبه‌های ادبی نیز بودند. با فروپاشی شاهنشاهی ساسانی بسیاری از این متون از میان رفت و برخی نیز توسط زرتشتیان نجات یافت و عمدتاً به هندوستان منتقل گردید که امروزه به ادبیات پهلوی شهرت دارند. خط مورد استفاده در دوران پیش از اسلام برای نگارش آثار ادبی خط پهلوی، خط مانوی و خط سغدی بوده‌است و برخی آثار هم به پازند نوشته شده و به دین دبیره بوده‌اند. گاهی بهرام گور شاه ساسانی را دارای قریحه شاعرانه توصیف کرده و ابیاتی را بدو منسوب ساخته‌اند.




تاریخ ادبیات کلاسیک ایران

ادبیات کلاسیک فارسی در دوران اولیه اسلام در ایران که تحت حاکمیت عرب‌های اموی و حکمرانان محلی آنان بود به صورت شفاهی آغاز به کار کرد. در این دوران نشانه‌هایی از علاقهٔ مردم به شعر کهن در برخی متون ثبت شده‌است که ترانهٔ کودکان بلخ و بصره نمونه‌هایی از آن است. به هرحال تحت تأثیر صنعت شعری عرب، گونه‌ای جدید از ادبیات در ایران پدید آمد که بیشتر مبتنی بر شعر بود. این شعر قالبی، گاهی در قالب‌های بومی عرب و گاهی در قالب‌های ابداعی ایرانی سروده می‌شد.

در زمان بغتسما (۲۰۵ - ۲۵۹ ه. ق.) شاعری به نام حنظله بادغیسی (ف.۲۲۰) ظهور کرد. در عهد بغتسما محمد بن وصیف و فیروز مشرقی و ابوسلیک گرگانی به سرودن شعر پرداختند. پس از آن در دورهٔ حاکمیت عباسیان و فرمان یافتن عمال ایران عباسیان برای حکم راندن بر بخش‌هایی از سرزمین‌های ایران زبان فارسی دارای گونه‌هایی از شعر شد که عمدتاً قطعه‌های دوبیتی بود. در دوره‌های بعدی این آثار با روی کار آمدن سامانیان گسترش یافت. با این‌حال نویسندهٔ کتاب تاریخ سیستان آغاز ادبیات فارسی رسمی را به دورهٔ صفاریان و شاعرانی مانند محمد وصیف سگزی و بسام کورد می‌رساند.





در سده‌های اولیه اسلامی

در دورهٔ سامانی شعر و نثر فارسی هر دو راه کمال سپرد. در شعر شهید بلخی، رودکی سمرقندی، ابو شکور بلخی، ابو الموید بلخی، منجیک ترمذی، دقیقی طوسی، کسائی مروزی، عماره مروزی. در نثر رساله در احکام فقه حنفی تصنیف ابوالقاسم بن محمد سمرقندی، شاهنامه ابو منصوری، کتاب گرشاسب و عجائب البلدان هر دو تألیف ابو الموید بلخی، ترجمهٔ تاریخ طبری توسط ابو علی بلعمی، ترجمهٔ تفسیر طبری توسط گروهی از دانشمندان، حدود العالم (در جغرافیا)، رساله استخراج تالیف محمد بن ایوب حاسب طبری پرداخته شد.

در دورهٔ آل بویه منطقی رازی و غضایری در شعر نامبردارند و در نثر دانشنامهٔ رازی علایی و رگ‌شناسی به قلم ابن سینا پرداخته شد و ابوعبید جوزانی بخش ریاضی دانشنامه را به رشتهٔ تحریر درآورد و قصهٔ حی بن یقظان به فارسی ترجمه و شرح شد.

در دورهٔ غزنوی فردوسی، عنصری بلخی، عسجدی، فرخی سیستانی و منوچهری شعر فارسی سبک خراسانی را به کمال رسانیدند و ابو نصر مشکان نویسندهٔ مکتوبات درباری سبکی بدیع در نثر پدید آورد.





سلجوقیان و خوارزمشاهیان

در زمان سلجوقیان و خوارزمشاهیان شاعران بزرگ چون اسدی، ناصرخسرو، قطران تبریزی، مسعود سعد سلمان، عمر خیام، امیرمعزی، انوری، خاقانی، نظامی، ازرقی، ادیب صابر، رشید وطواط، ظهیر فاریابی، جمال‌الدین اصفهانی، مجیر بیلقانی، ابوالفرج رونی، سیدحسن غزنوی، عبدالواسع جبلی، سنایی، عطار، مختاری غزنوی، عمعق بخاری و جز آنان ظهور کردند.

در نثر نمایندگانی مانند نظام‌الملک نویسندهٔ سیاست‌نامه، امیر کی‌کاووس مولف قابوس‌نامه، محمدبن منور نویسندهٔ اسرارالتوحید، عطار نویسندهٔ تذکرةالاولیاء، گردیزی مولف زین‌الاخبار، ابوالفضل بیهقی نویسندهٔ تاریخ بیهقی، راوندی نویسنده راحةالصدور، غزالی مولف کیمیای سعادت، نصرالله‌بن عبدالحمید مترجم کلیله و دمنه، نظامی عروضی مولف چهار مقاله، رشید وطواط نویسندهٔ حدائق‌السحر، حمیدالدین بلخی نویسندهٔ مقامات حمیدی، زین‌الدین اسماعیل مؤلف ذخیره خوارزمشاهی (در طب) ظهور کردند.




حملهٔ مغول و دوران تیموری
شعر فارسی در دورهٔ مغول بر روی هم متمایل به سادگی و روانی بود و اگر چه بعضی شاعران به پیروی از قدما یا به سبب تمایل به آرایه‌های ادبی و تکلف‌های شاعرانه به شعر مصنوع روی آوردند؛ این امر عمومیت نداشت و حتی همان شاعران مقلّد و گاه متصنع، در مقابل اشعار دشواری که به منظور اظهار مهارت و استادی‌شان می‌سرودند، اشعار سادهٔ بسیار داشتند که قصّهٔ دل و ندای ذوقشان بود. بیشتر مثنوی‌ها و همهٔ غرل‌ها و غالب قصیده‌ها به زبان سادهٔ روان و گاه نزدیک به زبان محاوره ساخته می‌شد. یکی از سبب‌های سستی برخی از بیت‌ها و یا به کار بردن ترکیب‌های نازل در پاره‌ای از شعرهای این دوره، همین نزدیکی به زبان محاوره‌است؛ اما اینکه بیشتر شاعران، به خصوص غزل‌سرایان، در پایان این دوره به زبان سادهٔ تخاطب متمایل شده بودند؛ به این علّت بود که رابطهٔ گروهی از آنان با آثار استادان بزرگ پیشین نقصان یافته و نیز دسته‌ای از آن شاعران ترک‌زبانی بودند که فارسی را می‌آموختند و هنگام سخن‌گویی ناگزیر ساده‌گویی می‌کردند. همراه این سادگی، بیان یک خاصیت دیگر توجّه به نکته‌سنجی و نکته‌یابی و نکته‌گویی است؛ یعنی گنجانیدن نکته‌هایی باریک در شعرها همراه با خیال دقیق و نازک‌بینی تام که معمولاً از آن‌ها در شعر به مضمون تعبیر می‌شود. چنین نازک‌خیالی‌ها و نکته‌پردازی‌ها در شعر فارسی، به ویژه شعر غنایی ما از قدیم وجود داشت؛ امّا هر چه از قرن‌های پیشین به زمان‌های متأخّر نزدیک شویم، قوّت آن را محسوس‌تر و به همان نسبت سادگی الفاظ را برای سهولت بیان بیشتر می‌یابیم. در قرن‌های هفتم و هشتم، شاعرانی چون خواجو و سلمان و به خصوص حافظ توانسته‌اند، نکته‌های دقیق بسیار در الفاظ عالی منتخب بگنجانند و خواننده را گاه از قدرت شگفت‌انگیز خود به حیرت افکنند و همین توانایی ساحرانه است که باعث شد جانشینان آنان و به ویژه شیفتگان حافظ، دنبالهٔ کارش را در نکته‌آفرینی بگیرند؛ غافل از آن که «قبول خاطر و لطف سخن خدادادست». لازمهٔ پیروی از نکته‌آفرینی‌های حافظ احراز قدرت فکری و لفظی اوست؛ ولی شاعران عهد تیموری غافل از این اصل به گونه‌ای روزافزون به تکاپوی یافتن نکته‌های باریک افتادند و در گیرودار این تکاپو گاهی از رعایت جانب الفاظ باز ماندند و با این عمل مقدمات ایجاد سبکی را در ادبیات فارسی فراهم کردند که از آغاز قرن دهم، قوت آشکار یافت و در دورهٔ صفویان به تدریج کار را به جایی کشانید که یکی از سرآمدان شیوهٔ خیال‌پردازی میرزا جلال اسیر در اسارت مطلق مضامین افتاد و در شکنجه‌های این اسارت مطلق، گاه زبان مادری خود را در ترکیب الفاظ از یاد برد و از بیان عبارت‌های نامفهوم ابا نکرد. سخن در این است که هر چه از آغاز این عهد، به پایان آن نزدیک‌تر شویم، مبالغه در مضمون‌یابی و مضمون‌سازی را بیشتر و به همان نسبت دقت در الفاظ و یکدست نگاه داشتن آن و انتخاب را در آن کمتر می‌بینیم. بی‌شک گرد مضمون‌ها و نکته‌های تازهٔ بدیع در شعر، خاصه در غزل، گردیدن بسیار شایسته و در خور است؛ بدان شرط که اوّلاً در این راه مبالغه نکنند و ثانیاً به خاطر معنی لفظ را مهمل نگذارند؛ ولی بیان از این نکته خالی از فایده نیست که سخن‌گویان این عهد نکته‌پردازی و مضمون‌یابی را از وظایف شاعر می‌پنداشتند و شعر سادهٔ بی‌نکته را ماندنی نمی‌دانستند.

در این دوره سعدی نویسندهٔ بوستان, گلستان و غزلیات، مولوی صاحب مثنوی معنوی و غزلیات شمس، محمود شبستری صاحب مثنوی گلشن راز، کمال‌الدین اسماعیل، همام تبریزی، اوحدی مراغه‌ای گویندهٔ جام جم، امیرخسرو دهلوی، خواجوی کرمانی، ابن یمین، سلمان ساوجی، حافظ شیرازی، و نزاری قهستانی در شعر پدید آمدند.

دورهٔ تیموریان دنبالهٔ دورهٔ مغول محسوب می‌شود. در عهد تیموری جامی شاعر ظهور کرد. در عهد مغول و تیموری نویسندگانی ارجمند برخاستند، مانند عطا ملک جوینی مؤلف تاریخ جهانگشا، منهاج سراج مؤلف طبقات ناصری، ابوالشرف ناصح گلپایگانی مترجم تاریخ یمینی، رشید الدین فضل‌الله مدون و جامع جامع التواریخ، شهاب الدین عبدالله نویسندهٔ تاریخ وصاف، حمدالله مستوفی نویسندهٔ تاریخ گزیده، حافظ ابرو مؤلف زبده التواریخ، نظامی شامی نویسندهٔ ظفر نامه، میر خواند مؤلف روضه الصفاء (همه در تاریخ)، عوفی نویسندهٔ لباب الالباب و جوامع الحکایات، دولتشاه مؤلف تذکره الشعراء، محمد بن قیس نویسنده المعجم (در ادب و انواع آن)، نصیرالدین طوسی نویسنده اخلاق ناصری و اساس الاقتباس، جلال الدین دوانی نویسندهٔ اخلاق جلالی، حسین واعظ نویسنده اخلاق محسنی و انوار سهیلی (در اخلاق و فنون و حکمت).




دوران نو

در دورهٔ صفویان نثرنویسانی مانند خواند میر نویسندهٔ حبیب السیر، ابن بزاز نویسندهٔ صفوه الصفاء، حسن بیک روملو مؤلف احسن التواریخ، اسکندر منشی مؤلف عالم آرای عباسی، احمد بن نصرالله نویسندهٔ تاریخ الفی، محمد یوسف بن شیخ مؤلف منتخب التواریخ، ابوالفضل ابن مبارک مؤلف اکبر نامه (در تاریخ)، ظهور کردند و در شعر محتشم کاشی، عرفی، صائب، بابا فغانی، هاتفی، هلالی، اهلی، وحشی، کلیم، نامبردارند.

در دورهٔ افشاریان، در میان بعضی از ادیبان و شاعران، اندیشه‌هایی در رد سبک هندی پدید آمد. برخی شاعران و نویسندگان در دورهٔ زندیان و قاجار مثل هاتف و پسر او سحاب، مشتاق اصفهانی، عاشق اصفهانی، و آذر بیگدلی (لطفعلی بیک شاملو) بازگشت به سبک قدیم (سبک خراسانی) کردند و شاعرانی مانند مجمر، صبا، وصال شیرازی، قاآنی، فروغی بسطامی، سروش، محمود خان ملک الشعراء شیبانی و جز آنان نماینده این سبک‌اند.طاهره قرةالعین یکی از زنان شاعر این دوران است. در نثر رضاقلی هدایت مولف مجمع الفصحاء متمم روضه الصفا و ریاض العارفین، لسان‌الملک سپهر مولف ناسخ التواریخ، نویسندگان نامهٔ دانشوران، اعتماد السلطنه مولف مرآت البلدان و غیره شهرتی یافته‌اند.




ادبیات دوران نوین ایران
در دورهٔ مشروطیت تحولی در روش فکر شاعران و نویسندگان پیدا شد. ادیب‌الممالک فراهانی، ادیب پیشاوری، پروین اعتصامی، محمد تقی بهار، افسر، ایرج، شوریده، عارف، عشقی، وحید دستگردی، یاسمی، یغما و گروهی از معاصران نمایندگان شعر این دوره هستند و بی‌بی خانم استرآبادی، علی اکبر دهخدا، جمال زاده، صادق هدایت، محمد قزوینی، عباس اقبال، زین العابدین مراغه‌ای، محمد مسعود، رشید یاسمی، عبدالحسین زرین کوب، صادق چوبک و گروهی از معاصران نماینده شعب مختلف نثر این دوره به شمار می‌روند.




انواع ادبی
موضوع مورد بحث در اثر ادبی و نیز حالت روحی و فکری پدیدآورنده اثر آن را به یک نوع خاصی در ادبیات سوق می‌دهد که به چهار دسته حماسی، تعلیمی، غنایی و نمایشی تقسیم می‌شود. هر کدام از این انواع ویژگی‌های خاص خود را دارند که در آثاری که در آن نوع ویژه به کار رفته نمایان است.
ساعت : 1:01 pm | نویسنده : admin | مطلب قبلی | مطلب بعدی
دنیای ادبیات | next page | next page