گیتار
گیتار نوعی ساز زهی است که با پیک یا انگشت نواخته می‌شود و از این جهت که سیم‌های آن در اثر ارتعاش تولید صدا می‌کنند، به سازهای گروه کوردوفون (به انگلیسی: Cordophones) یا زه‌صدا تعلق دارد. این ساز علاوه بر داشتن قدمت تاریخی قابل توجه (چه از لحاظ ساختار آن و چه از لحاظ تکنیک‌های نوازندگی) توانسته‌است هم‌گام با تحولات موسیقی غرب پیشرفت چشمگیری داشته باشد؛ که در نتیجه گونه‌های متفاوتی از آن بوجود آمده و هم اکنون جایگاه ویژه‌ای در موسیقی جهان دارد.





سیر تاریخی

واژه guitar در زبان انگلیسی، gitarre در آلمانی و guitare در فرانسوی همگی مشتق شده از واژه guitarra در زبان اسپانیایی هستند که آن خود از واژه قیثاره در زبان عربی اندلسی مشتق شده است. این واژه نیز خود مشتق شده از واژه لاتین cithara است که نسبت آن به واژه κιθάρα kithara در یونانی باستان می‌رسد. این واژه یونانی به صورت مستقیم یا غیرمستقیم از واژه پارسی کهن سیه‌تار (سه‌تار) آمده است.

روایت های متفاوتی درمورد تاریخچه گیتار وجود دارد؛ عده ای بر این عقیده اند که گیتار از مصر سرچشمه گرفته است و عده ای نیز بر این نظرند که آن از سیتارای یونانی-آشوری (Greek Assyrian Cithara) که به وسیله رومی ها به اسپانیا آورده شده گرفته شده است. گیتار نتیجه تحول لوت در اروپا است. لوت نیز خود تحول یافته عود (به عربی العود = چوب) و بربط است. گفته می‌شود زریاب نامی عود را به اندلس آورد و از آن پس این ساز در اسپانیا و دیگر مناطق اروپا رایج شد.

در زمان حکومت اسلام در اروپا، این ساز توسط زریاب دارابگردی و چند تن از شاگردانش به اندلس برده شد. در آن زمان به گیتار، کیتارا یا قیتارا می‌گفتند و نام کنونی آن برگرفته از همین نام است. در واقع وجود پسوند تار در نام گیتار می‌تواند موید این باشد که گیتار سازی ایرانی است.

زریاب در ابتدا در اسپانیا شروع به آموزش گیتار کرد و مدرسه موسیقی خود را در زمان عباسیان در آندلوس بنا کرد.

جد بزرگ تمام سازهایی که ما به عنوان کوردوفون از آنها یاد کردیم یک کمان موسیقی است که تنها یک سیم ساده به دو سر آن متصل بوده است که با کشیدن و رها کردن سیم صدایی در کمان ایجاد می شده و این صدا به وسیله یک تقویت کننده صوت که به آن متصل بوده تقویت می شده است. ازآنجاکه این سیم تنها یک صدای ساده ایجاد می کرده برای داشتن چندین صدا ابتدا یک سیم دیگر و سپس چندین سیم به اندازه های کوتاه تر به کمان بسته شده و از این طریق چندین صدا تولید گردیده است. ازدیاد این سیم ها و افزوده شدن یک جعبه تشدید صوت منجر به اختراع چنگ کمانی (Harp Arquee) گردید. سپس سازی متشکل از مجموعه ای از سیم ها به نام لیر ظهور کرد که در آن سیم هایی به طول مساوی کار گذاشته شده بود. یونانی ها دو نوع لیر داشتند، یکی به نام لیرا و دیگری به نام کیتارا؛ کیتارا به وسیله رومی ها تغییرشکل یافت؛ نام گیتار نیز از همین کلمه گرفته شده است. بعدها رومی ها برای نخستین بار سازهایی چون سیتارا، پاندورا Pandora و فیدیکولا Fidicula را نواختند و از این راه آلات کوردوفن در تمام اروپا رواج یافت؛ درواقع نخستین گیتارهای واقعی در آغاز دوره رنسانس به ظهور رسید؛ این گیتارها به دلیل داشتن بدنه ای باریک و شکلی مدور متمایز بودند. به تدریج در قرن های چهارده و پانزده پسوندهای موریسکا و لاتینا حذف شد و در سراسر اروپا آلات موسیقی خانواده گیتار با اسم هایی از قبیل: گیتارا، گیترنه، گیترن (Giteren)(سازی سیمی مفتولی و منسوخ شده شبیه به گیتار که به زبان فرانسوی گیترنه و به زبان اسپانیایی گیتارا گفته می شد) و شیتارا معین شدند. در همان زمان گروه زیادی از سازهای خانواده کوردوفن، با اسم هایی از قبیل: ویهوئلا (Vihuela) در اسپانیا و ویولا (Viola) در ایتالیا خوانده می شدند، که بعضی از این سازها با آرشه (de arco)، بعضی با مضراب (de penola) و بعضی دیکر هم با انگشت (de mano) نواخته می شدند. بعدها از ویهوئلای انگشتی (Vihuela de mano ) نوعی گیتار به وجود می آید. درطی قرن های چهارده و پانزده در شکل گیتار و ویهوئلای انگشتی تغییرات قابل توجه ای به وجود می آید، به تدریج در پهلوهای آنها فرورفتگی ایجاد می شود و در قرن شانزده هر دو ساز آشکارا شبیه گیتار می شوند. در قرن شانزده این دو ساز در اسپانیا بسیار رایج بودند و نوازندگی با انگشت به حدی عمومیت پیدا کرد که پسوند انگشت (de mano) در این کشور به کلی از اسم این سازها حذف شد. از آن پس گیتار بدنه ای بزرگ تر و شکلی مدورتر به خود گرفت.




اجزای گیتار

همان طور که در عکس ملاحظه می‌کنید، گونه‌های مختلف گیتار ممکن است شامل اجزای متفاوتی باشند، یا شکل اجزا یا جنس آن‌ها با هم فرق داشته باشند. اما نهایتاً اجزای موجود در همهٔ انواع گیتارها همین‌ها هستند.

سردسته

خرک
گوشی‌ها (برای کوک کردن ساز)
فرت (Fret)
Truss Rod (پیچی که برای تنظیم انحنای دسته به کار می‌رود)
Inlays (تزییناتی که نقش راهنما را دارند و معمولاً پشت فرت‌های ۳ ۵ ۷ ۹ ۱۲ ۱۵ ۱۷ ۱۹ ۲۱ ۲۴ قرار می‌گیرند)


دسته
پاشنه (اتصال بدنه با دسته)
بدنه
پیکاپ‌ها (pickups)
قسمت‌های مربوط به مدار الکتریکی (تنظیمات ولوم و تن صدا)
خرک پایینی (Bridge)
صفحه پیک گارد (گاهی برای مخفی کردن مدارها و گاهی صرفاً برای جلوگیری از خش‌دار شدن رنگ بدنه در اثر برخورد پیک به مرور زمان)
صفحهٔ پشتی
صفحهٔ جلویی
قسمت‌های جانبی
سوراخ صدا (معمولاً دارای تزییناتی به نام rosset)
سیم‌ها
saddle (تنظیم‌کننده ارتفاع هر سیم)
فرت بورد (چوبی که فرت‌ها روی آن کوبیده شده‌اند)




انواع گیتار

گیتارها را به شیوه‌های مختلفی می‌توان دسته بندی کرد. در این بین اگر بخواهیم از لحاظ صوتی آن‌ها را دسته بندی کنیم، که مسلماً برای یک ابزار موسیقی مناسب‌ترین روش خواهد بود. از آن جایی که نحوه تولید صدای آکوستیک در گیتار ارتباط تنگاتنگی با نوع بدنه آن دارد، ناچار به استفاده از دسته بندی بدنه خواهیم بود:


گیتار با بدنه چوبی توخالی



انواع گیتارهای آکوستیک

گیتار آکوستیک گیتاری است که وسیله‌ای جز بدنه آن صدای سیم‌ها را تقویت نمی‌کند، صدای سیم‌ها تنها در بدنهٔ چوبی توخالی آن تقویت می شود و به گوش می‌رسد. این نوع از گیتار معمولاً شش سیم فلزی دارند که ضخامت آن‌ها از زیرترین سیم تا بم‌ترین سیم به طور معمول بین ۱۳ تا ۵۶ هزارم اینچ می‌باشد. بدنه از اتصال صفحه چوبی پشتی، صفحه چوبی جلویی، و دو قسمت چوبی انحنادار کناری ساخته می‌شود، که صفحهٔ بالایی معمولاً دارای سوراخ یا سوراخ‌های بزرگی است که به واسطه شکل و محل قرار گرفتنشان می‌توانند ویژگی‌های آکوستیکی خاصی به ساز بدهند.

گونهٔ اسپانیایی گیتار آکوستیک با عنوان گیتار فلامنکو شناخته می‌شود. که نامش را از سبک زیبای فلامنکو به ارث برده‌است. گیتار زمانی وارد موسیقی فلامنکو شد که اسپانیایی‌ها فلامنکو را با سازهای دیگری می‌نواختند. پس از آن گیتار به شدت بر این موسیقی تاثیر گذاشت و هم اکنون کاملاً به آن وابسته‌است.




انواع گیتارهای کلاسیک

اصولاً باید گفت گیتار کلاسیک نوعی گیتار آکوستیک است. چون صدای آن بدون واسطه شنیده می‌شود. اما این نوع گیتار کمی با گیتارهایی که با عنوان گیتار آکوستیک شناخته می‌شوند تفاوت دارد. بدنه آن کمی کوچکتر بوده و در آن به جای سیم‌های فلزی از سه سیم نایلونی و سه سیم فلز تنیده شده به دور ابریشم استفاده می‌شود، که به آن صدای نرم و آرامی می‌دهد. این ساز نسبت به سازهای دیگر ارکستر و نیز گیتار آکوستیک صدای کمتری دارد و تنها یک سبک مشخص از موسیقی را ارائه می دهد.

گیتار کلاسیک خود از گیتار فلامنکو که اسپانیایی‌ها آن را به کار می‌برده‌اند مشتق گشته‌است . بین گیتار کلاسیک و گیتار فلامنکو تفاوت نا چیزی وجود دارد، معمولاً گیتار کلاسیک از چوبهایی که رنگ قهوه‌ای تیره دارتد ساخته می‌شود و گیتارهای با چوبهای زرد و روشن تر از آن گیتارهای فلامنکو هستند . اسپانیایی‌ها از ساز گیتار برای نواختن موسیقی خودشان یعنی فلامنکو استفاده می‌کرده‌اند که بعدها با شروع دوران کلاسیک در موسیقی اروپا عده‌ای از این ساز برای نواختن قطعات موسیقی کلاسیک استفاده کردند .





انواع گیتارهای الکتروآکوستیک

از لحاظ ظاهر نتوان تفاوت چندانی بین یک گیتار الکتروآکوستیک با یک گیتار آکوستیک پیدا کرد. اما از لحاظ صوتی گیتار الکتروآکوستیک روند الکتریکی را پیش می‌گیرد، بدین صورت که صدا توسط پیکاپ به شکل سیگنال الکتریکی درآمده، که بعد از طی کردن مسیرها و برخی ادوات الکتریکی، به وسیله آمپلی فایر تقویت می‌شود و سر انجام از طریق اسپیکرهای آمپلی فایر به گوش می‌رسد.

اگر تنظیمات خیلی خاصی برای آمپلی فایر (و افکت یا افکت‌ها) نداشته باشیم، صدای این نوع گیتار با گیتار آکوستیک تفاوتی نخواهد داشت، با این تفاوت که حالا صدا تا حدود زیادی تحت کنترل می‌باشد. نوازنده بدون آنکه مجبور به تعویض ساز برای پیدا کردن صدای مورد نظرش باشد می‌تواند از طریق تنظیم اکولایزری که روی گیتار قرار دارد حالت صدا را تغییر دهد و با صدایی که مورد نظرش است نوازندگی کند.



گیتار با بدنه چوبی نیمه خالی

انواع گیتارهای جاز و بلوز

گیتار با بدنه چوبی توپر

انواع گیتارهای الکتریک

گیتار با بدنه فلزی

انواع رزوناتور

گیتارها را از جنبه‌های دیگری هم می‌توان دسته بندی کرد:

از نظر طول گام دسته (Scale Size):
تنور (با گام دسته در حدود ۲۱ تا ۲۳ اینچ)
معمولی (با گام دسته در حدود ۲۴ تا ۲۵٫۵ اینچ)
باریتون (با گام دسته در حدود ۲۶ تا ۲۸ اینچ)
بیس (با گام دسته در حدود ۳۰ تا ۳۶ اینچ)
از نظر تعداد و جنس سیم‌ها:
چهار و پنج سیم (معمول در انواع گیتاربیس)
شش سیم (معمول در انواع گیتار و گاهی در گیتاربیس)
از جنس فلز (معمول در انواع گیتار آکوستیک)
از جنس نایلون (معمول در انواع گیتار کلاسیک)
هفت و هشت سیم (گاهی در انواع گیتار الکتریک)
دوازده سیم به صورت شش سیم دوبله (گاهی در انواع گیتار الکتریک)
از نظر شیوه صدابرداری
آکوستیک (بدون واسطه توسط میکروفون)
الکتریک (با استفاده از پیکاپ)





فولادشهر

فولادشهر شهری است در شهرستان لنجان استان اصفهان ایران. این شهر در28 کیلومتری جنوب غربی اصفهان در محور ارتباطی اصفهان شهرکرد واقع شده‌است. این شهر با مساحتی بالغ بر ۷۷۰۰هکتار یکی از سه شهر جدید در اصفهان می‌باشد. فولادشهر در میان فاصله ارتفاعی ۱۶۲۰ تا ۱۸۰۰ متری از سطح دریا واقع شده‌است، این شهر تقریباً به شکل نیم دایره می‌باشد.

اکثریت جمعیت فولادشهر را قوم لر ( بختیاری و لرستانی تشکیل می دهد )

این شهر از شمال به شهرستان فلاورجان، از جنوب به کارخانه ذوب آهن و اراضی شهرستان لنجان، وبه مرکز شهرستان زرین شهر از شرق به کوه نمتک و از غرب به رشته کوه پنجی محدود می‌باشد.

ارتفاعات این شهر یکی رشته کوه پنجی در غرب و رشته کوه اشترجان در جنوب و عوارض طبیعی مارماضه و فشارچه در داخل محدوده شهر می‌باشد.

فولادشهر دارای پنج مرکز آموزش عالی و همچنین یک ورزشگاه بزرگ است. در آینده نزدیک قرار است یک خط متروی روباز از اصفهان به سمت فولادشهر کشیده شود. فولادشهر از اقوام مختلف سراسر ایران مهاجر داشته‌است که بیشتر جمعیت این شهر از از قوم بزرگ لر (بختیاری و لرستانی می باشند ) .




پیشینه

فولادشهر در سال ۱۳۴۲ برای اسکان کارمندان ذوب آهن تأسیس شد و از سال۱۳۶۳ به عنوان یک شهر جدید فعالیت خود را اغاز نمود وهم اکنون حدوده 25000 نفر جمعیت داردو زیرم





شهرستان لنجان
شهرستان لِنجان یا همان شهرستان زرین‌شهر یکی از شهرستانهای استان اصفهان در مرکز ایران می‌باشد که در جنوب غرب این استان واقع شده‌است. زرین‌شهر مرکز این شهرستان است. زرین شهر مهمترین و بزرگترین و پرجمعیت ترین شهر شهرستان لنجان است. تمامی ادارات مهم و مرکزی این شهرستان در شهر زرین شهر قرار دارند. شهرستان لنجان (زرین‌شهر) سومین شهرستان مهم استان اصفهان وقلب صنعت استان می باشد.




جمعیت

بنابر سرشماری مرکز آمار ایران، جمعیت شهرستان لنجان در سال ۱۳۸۵ برابر با ۲۲۶٫۷۵۶ نفر بوده‌است. با توجه به آمار سال ۱۳۹۱ رشد چشمگیری داشته جمیت شهرستان به ۲۹۲۸۵7 نفررسیده است این آمار نشان دهنده صنعتی بودن شهرستان و بودن اشتغال در منطقه است.




تقسیمات کشوری

شهرستان لنجان شامل هشت شهر، سه بخش و بیش از سی روستا می‌باشد.

بخش مرکزی شهرستان لنجان شهرستان لنجان با مرکزیت زرین شهر
دهستان اُشیان جنوبی
دهستان کاریز
دهستان اُشیان شمالی
دهستان خرم رود

شهرها: زرین‌شهر، چمگردان، زاینده رود، سده لنجان، ورنامخواست,فولادشهر


بخش دوم: بخش باغ بهادران

محدوده بخش سوم:

دهستان چم رود
دهستان زیرکوه
دهستان چم کوه



شهر ها: باغبهادران، چرمهین

((هر دو بخش تحت نظارت وزیر مجموعه ی فرمانداری لنجان با مرکزیت زرین شهر هستند))


شهرهای شهرستان لنجان: زرین‌شهر (مرکز شهرستان لنجان)، فولادشهر، ورنامخواست، چمگردان، سده لنجان، باغشاد، زاینده‌رود، باغ بهادران، چرمهین

در طرح جدید منطقه‌ای کردن لنجان به سبک زیر است :

زرین‌شهر (منطقه مرکزی ۱ لنجان)، فولادشهر (منطقه ۲ لنجان)، ورنامخواست (منطقه ۳ لنجان)، چمگردان (منطقه ۴ لنجان)، سده لنجان (منطقه ۵ لنجان)، زاینده رود (منطقه ۶ لنجان)، باغ بهادران (منطقه ۷ لنجان)، چرمهین (منطقه ۸ لنجان)


شهرستان لنجان در سالهای قبل از ۱۳۵۵ خورشیدی به لنجانات معروف بود. لنجانات شامل شهرستان‌های فلاورجان و مبارکه فعلی و بخشی از خمینی شهر فعلی بوده است؛ که در سالی ۱۳۵۵ بخش فلاورجان و سال ۱۳۶۹ نیز بخش مبارکه از آن جدا و به شهرستان تبدیل شدند. درحال حاضر شهرستان لنجان دارای هشت شهر و دو بخش و پنج دهستان است. بخشها شامل دو بخش مرکزی و باغ بهادران. بخش مرکزی شامل دهستانهای آسیان و خرم رود و بخش باغ بهادران شامل دهستانهای چم رود و چم کوه و زیر کوه می‌باشد. شهرها شامل: زرین شهر، فولادشهر، چمگردان، سده، ورنامخواست، چرمهین، باغ بهادران و زاینده رود است.




جغرافیای طبیعی

شهرستان لنجان با وسعت ۵/۱۱۷۲ کیلومتر مربع در فاصله ۳۵ کیلومتری جنوب غربی اصفهان قرار گرفته است. ارتفاع نسبی ان از سطح دریا ۲۲۷۰ متر است و دارای آب و هوایی متغیر که همواره تحت تأثیر ناحیه نیمه خشک مرکزی و نیمه مرطوب چهارمحال و بختیاری قرار می‌گیرد. ارتفاعات آن شامل کوههای پنجئ از رشته کوههای مرکزی که در شمال شهرستان واقع شده‌اند و کوههای بیدکان در غرب آن می‌باشند. لازم به ذکر است که خط مرزی این شهرستان با استان چهارمحال و بختیاری از میان گردنه «رخ» عبور می‌کند.





جغرافیای اقتصادی

لنجان محل بزرگترین کارخانه‌های کشور است. تأسیسات عظیم ذوب آهن و کارخانه‌ها و شرکتهای اقماری آن و نیز کارخانه‌های صنایع دفاع در محدوده این شهرستان و تعداد زیادی از صنایع و کارخانه‌های کوچک و بزرگ به این منطقه بافت صنعتی بخشیده که بر رونق و آبادانی منطقه نیز افزوده شده است؛ همچنین صنایع دفاع نیز در محدوده شهر زرین شهر قرار گرفته که در نوع خود در کشور بی نظیر است.




کشاورزی

لنجان از لحاظ کشاورزی مهمترین تولید کننده برنج در استان به شمار می‌آید. برنج این منطقه از نوع صدری اما بسیار خوش بو و خوش طعم است؛ چنانچه عط برنج لنجان را در هیچ نقطه‌ای از جهان نمی‌توان یافت. به همین خاطر در سطح استان هوا خواه بسیار دارد و کلیه تولیدات آن در همین استان مصرف شده وامکان صدور نمی‌یابد. سایر محصولات این منطقه، گندم، چعندر قند، صیفی جات و اقسام میوه‌های سردرختی است.




مردم شناسی

ساکنان لنجان از دیرباز لنجانی بوده‌اند لیکن ابتدا از مشروطیت و در دهه‌های اخیر با تأسیس کارخانه‌های متعدد در این منطقه گروههای بزرگی از اقوام بختیاری اقوام دیگر در این منطقه سکونت دارند.





آموزش عالی

این شهرستان دارای ۹ دانشگاه است:

دانشگاه آزاد اسلامی واحدلنجان
دانشگاه پیام نور زرین شهر
مرکز آموزش علمی کاربردی زرین شهر
دانشگاه غیرانتفاعی صنعتی فولاد
دانشگاه غیر انتفاعی امین فولاد
دانشگاه غیر انتفاعی فرزانگان
دانشگاه پیام نور زاینده رود
دانشگاه پیام نور باغبهادران
مرکز علمی کاربردی صنایع دفاعی زرین شهر
دانشگاه صنایع و معادن لنجان (در حال تاسیس)




صنایع

کارخانه ذوب آهن از بزرگ‌ترین صنایع این شهرستان است. کارخانه صنایع دفاع، مجتمع فولاد مبارکه، کارخانه نوید منگنز، کارخانه سیمان سپاهان دیزیچه و زرین خودرو از جمله صنایع این منطقه‌اند.

دردهه‌های اخیر با توجه به احداث صنایع عظیم دراین شهرستان وکشاورزودامداربودن مردم بومی منطقه بسیاری از نیروهای فنی از سایر نقاط کشور خصوصاً خوزستان و چهارمحال بختیاری با توجه به اشتغال فنی قبلی در صنایع فولاد و نورد خوزستان، نفت، گاز و پتروشیمی ونیروگاهی دراین شهرستان ساکن شده‌اند.




صنایع دستی

شهرستان لنجان همانند دیگر شهرستانهای استان اصفهان از قابلیت‌های بالقوه صنایع دستی در شهرستان برخوردار است.

در سالهای اخیر امر آموزش به علاقه‌مندان باعث گرایش جوانان خصوصاً بانوان علاقه‌مند به این رشته از صنایع گردیده است. در این زمینه کانون فرهنگی بانوان شهرستان امر آموزش رشته‌های مختلف صنایع دستی را بر عهده دارد؛

چنانچه در سال ۱۳۸۹ تعداد نفرات آموزش دیده ۹۰ نفر بوده است.

صنایع دستی که شرح آن ذیلاً آمده است از جمله رشته‌هایی است که در این شهرستان به علاقه‌مندان آموزش داده می‌شود:

منبت و معرق روی چوب
نقاشی روی ظروف مینایی
گلیم بافی
دوخت چرم-۵رودوزی سنتی (سرمه دوزی) و روبان دوزی
سفال گری مقدماتی و پیشرفته
چاپ قلمکار
طراحی و نقاشی رنگ روغن و آبرنگ
قلمزنی
قالی بافی




تاریخ

تاریخ لنجان قدمتی دیرینه دارد و بدلیل مجاورت با زاینده رود و خاک مساعد و هوای معتدل همواره مهم ترین قطب کشاورزی ، باغداری و کشت غلات و همچنین بدلیل وجود دشت های سر سبز مکان مناسبی برای دامپروری و تولید محصولات لبنی در اصفهان بشمار میرفته است.البته در بعضی از دوران بخصوص در دوران قاجار بدلیل خشکسالی ها و همچنین سرمای بی سابقه ، رونق این منطقه در فراز و نشیب بوده است . مهمترین روستاهای این بلوک شامل : اشیان ،لنجان ، اشترجان ، آی دغمش ، گرکن و النجان میباشد. اشیان : بمعنی آشیان و دهکده است . لنجان : محل بیرون کشیده است ، گویند اینجاجنگل بوده است ، پس از قطع درختان آن ، بیرون افتاده است. اشترجان : بمعنی تالاب است . آیدغمش :آی بترکی ماه و دغمش زائیدن ، در تاریخ ابن اثیر و طبری اینجارا ماه دینار نوشته اند و گویند جنگل بوده است ، و ماه از زیر درختها خورده خورده دیده میشده است مانند دینار. گرکن : نوشته اند فرکن بوده است باسم مادی آنجا و بمعنای شهر جدید است . النجان : نوشته اند ارم گان بوده است.

در سال ۱۰۰۰ ه. ق، شاه عباس اصفهان را به عنوان مرکز سیاسی ایران برگزید و پایتخت را از قزوین به اصفهان منتقل کرد. این زمان آغاز رونق و شکوفایی اصفهان بود و لنجان نیز از این رونق و شکوه بهره فراوانی برد، زیرا که این منطقه سرسبز و حاصلخیز با اصفهان فاصله چندانی نداشت و بسیارزود بیشه زارها، تفرج گاهها و شکارگاههای سرسبز آن مورد توجه شاه قرارگرفت. در دوره شاه سلطان حسین لنجان به تبع اصفهان روزگاری سخت را سپری کرد. در عهد افشاریان و زمانه زندیان، لنجان معبر آمدو شد دسته‌ها و طایفه‌هایی بود که یا به اصفهان می‌آمدند یا از آن می‌گریختند. در عهد قاجار، لنجان یا در تملک شاهزادگان قاجار قرار داشت یا تیولی بود که به وابستگان دربار مسعود میرزا بخشیده می‌شد. در دوره پر آشوب انقلاب مشروطه واستبداد صغیر، لنجان گذرگاه خان و قشون خوانین بختیاری بود. مسجد جامع زرین شهر

از معدود بناهایی تاریخی شهرستان لنجان است که قدمت آن مربوط به اوایل دوران قاجار است. دارای یک شبستان اصلی و تعدادی طاقنما در محوطه حیاط با تزئنیات آجرکاری خفته –راسته و آجرکاری معقلی و کاشیکاری است. شبستان جبههٔ شمالی آن الحاقی است که در دهه‌های اخیر ساخته شده است.




مسجد چرمهین

قدمت قاجاری است. مرمت‌های غیر اصولی باعث شده است که ارزشهای بنا خدشه دار گردد.(قدمت 400 ساله)




پل کله

قدمت پل مربوط به اواخر دوران صفوی است که در حال حاضر به علت عدم توجه به فرسودگی‌های نما و اجرای ساخت و سازهای غیر اصولی در معرض خطر است. قلعه چهاربرج: بنای زیبایی است بر فراز بلندی تپه که در شهرزرین شهر از شهرستان لنجان واقع شده است. قدمت آن اواخر صفوی و اوایل قاجار است. دارای چهار برج دیده بانی است





کبوترخانه‌

کبوترخانه‌های زیبایی در اقصی نقاط شهرستان لنجان با زیبایی‌های خاص خود وجود دارند که دیدن آنها خارج از لطف نیست. در کرچگان برج کبوتر ۲۰۰ ساله موجوداست که گذشته ازآن به عنوان مکانی برای دیده بانی استفاده می شده است.





قلعه کافر

در مسیر زرین شهر به چرمهین قلعه خشتی زیبایی وجود دارد که قدمت آن مربوط به اواخر دوره قاجار است.




آبشار شاه لرا

در سه کیلومتری چرمهین، دردامنه کوه‌های زاگرس، آبشارزیبای شاه لرا (شالورا) از ارتفاع کوه بر دامنه آن فرو می‌ریزد و در بهار و تابستان پذیرای صدها نفر از مردم زنده دلی است که به دامن طبیعت پناه می‌برند.





مشاهیر


آیت الله سید ابوالحسن مدیسه‌ای اصفهانی

این روحانی سرشناس با نام آیت‌الله اصفهانی و آیت‌الله مدیسه‌ای نیز شهرت دارد. بیش از یک قرن قبل خاندان این عالم بزرگ دینی به دستور حاکمان وقت از کهکلیویه و بویراحمدبه چهار منطقه مختلف کوچ داده و تبعید شدند، که از جمله خانواده وی در روستای مدیسه لنجان مسکن گزیدند. او درمدیسه زاده شد و بسیار زودآثاری ازنبوغ در وی پدید گردید. از این رو برای تحصیل علوم دینی به اصفهان و سپس به نجف اشرف مهاجرت کردو به عالی ترین مدارج اجتهاد رسید و چندین دهه مجتهد اعلم و بلند پایه ترین مرجع تقلید جهان تشیع بود. آیت‌الله مدیسه‌ای در سال ۱۳۲۵ در نجف اشرف وفات یافت و در صحن بارگاه حضرت علی (ع) به خاک سپرده شد. بسیاری از بزرگ ترین و مشهورترین علمای قرن اخیراً ازشاگردان وی بوده‌اند.



آیت الله حاج آقا رحیم ارباب

وی در روستای چرمهین متولد گشته و اهل شعر وادب و تاریخ بوده است. آیت‌الله ارباب مردی بسیارفروتن و محبوب بودبه رغم این که مجتهداعلم بود هرگز مطابق رسوم متداول به کسوت روحانیت در نیامد. حاج آقا رحیم ارباب به همراه آخوند ملامحسن فشارکی در مدسه صدر و سپس در مسجدجارچی تدریس می‌کرد. او در ۱۹ آذرماه ۱۳۵۵ رحلت کرد و در تخت پولاد دفن شد.





کشاورزی

با توجه به وجود شالیزارهای بسیار این شهرستان یکی از بهترین محصولات برنج ایران را تولید می‌کند. همچنین در بخش باغ‌بهادران از محصولاتی نظیر گردو، بادام و غیره نیز می‌توان نام برد.




مراکز گردشگری

امامزاده سید ابراهیم ورنامخواست
امامزاده باباسبز روستای اُشیان
کنار رودخانه زاینده رود (معروف به سر سنگ) روستای اُشیان
پارک ساحلی شهر سده لنجان
پارک ساحلی شهرچمگُردان
پارک ساحلی زرین شهر
مسجد رحیم خان (جامع) زرین شهر
مناظر بسیار زیبای حاشیه زاینده رود
آبشار شاه‌لرا در نزدیکی شهر چرمهین
مجموعه باستانی کوه قلعه بزی
برجهای کبوترخانه زرین شهر و ورنامخواست
زیارتگاه بابا شیخ علی: مزار شیخ ابوعلی رودباری از صوفیان قرن چهارم هجری در شهر زاینده رود [یا بابا شیخ علی].
امامزاده شاهزاده ابراهیم (ع) شهر باغبهادران
مجموعه چهاربرج باغبهادران
پیر چنارروستای خشوئیه
گردنه رخ




گردنه رخ

این گردنه که مسیرارتباطی دو استان اصفهان و چهارمحال بختیاری و نیز مرز دواستان و آخرین منطقه سمت غرب استان اصفهان است درسراسر استان بی نظیر است.

گردنه با پیچ و خم‌های تند از سطح زمین تا بالاترین نقطه «کوه رخ»کشیده شده که در هر پیچ آن منظره‌ای بدیع از شهرستان لنجان دیده می‌شود.
دهکده ساحلی زاینده رود

این منطقه یکی از مراکز مهم ییلاقی اصفهان محسوب می‌شود. رودخانه زاینده رود، با جلوه‌ای رویا گون از میان بیشه‌ها و باغ‌ها می‌گذرد و قل قل آب و آواز پرندگان در لابلای شاخساربیشه‌ها و وزش باد درشاخ و برگ درختان آن، از زیباترین موسیقی‌هایی است که می‌توان شنید. دو سوی رودخانه پوشیده ازدرخت و سبزه زار است و با آب و هوایی دلپذیر و خنک روح را تسکین می‌دهد. هر نقطه این ناحیه تفرجگاهی زیباست، کوه، آب زلال رودخانه و بیشه و درخت و باغ وسبزه زار، به باغبادران و روستاهاو چم‌های اطراف آن زیبایی خیره کننده‌ای بخشیده است.
سایر جاذبه‌ها

پارک ساحلی زاینده رود در زرین شهر
ویلاهای ساحلی باغ بهادران
چشم انداز گردنه رخ
مجموعه تفریحی و قایقرانی ذوب آهن
منطقه گردشگری سعید آباد
منطقه گردشگری باغ بهادران
منطقه گردشگری برنجکان
بافت تاریخی و دیدنی روستای خشوئیه





زرین‌شهر

زَرین‌شَهر (ریز سابق) مرکز شهرستان لنجان و یکی از شهرهای جنوب غرب استان اصفهان در مرکز ایران است. جمعیت این شهر بر اساس سرشماری سال ۱۳۹۰ خورشیدی ۸۹٬۲۵۶ نفر است.

زرین شهر سومین شهر مهم و پر جمعیت استان اصفهان است که در حوزه ی کلان شهر اصفهان قرار دارد. این شهر قلب صنعت استان اصفهان نامگذاری شده است. زرین شهر، در ۳۲ کیلومتری اصفهان واقع شده و از آب و هوایی خشک با فصول نامنظم برخوردار است. میزان بارندگی در این شهر بطور متوسط سالیانه ۱۱۵ میلی‌متر و متوسط درجه حرارت سالیانه ۱۴+ درجه سانتیگراد می‌باشد.

اماکن تاریخی این شهر عبارتند از: دبستان حافظ تاسیس ۱۳۱۰ ،مسجد جامع و مسجد صباحی که مربوط به سدهٔ پنجم هجری و حضور اسماعیلیان در این منطقه می‌باشد.

رودخانه زاینده‌رود از کنار آن عبور می‌کند. آب و هوای آن اصلاً، خنک و دلپذیر است، اما به دلیل مجاورت با کارخانه‌هایی چون ذوب آهن اصفهان و صنایع دفاع آب و هوایش آلوده شده‌است.

آبشار شاه‌لولاک در نزدیکی این شهرستان واقع است و مسجد صباحی از جاذبه‌های گردشگری آن می‌باشد.

شهر زرین شهر به دلیل مجاورت با کارخانه ذوب آهن اصفهان مورد موج مهاجرت اقوام مختلف از سراسر ایران را موجب شده است و بیشتر آنها را قوم بختیاری تشکیل می‌دهد. سنتی ماندن برخی از محله ها، از جمله قهوه‌خانه‌های مجاور رودخانه جلوه خاصی را به این شهر داده است.

پارک ساحلی زرین شهر در حاشیه زاینده‌رود از مکان‌های دیدنی آن است.




کشاورزی

از جمله محصولات مهم این منطقه برنج لنجان است که در زرین شهر و شهرهای اطراف کشت می‌شود. در بیشتر مناطق کشاورزی و شالیکاری (به زبان محلی: تولِکی) هنوز به صورت سنتی و با دست انجام می‌گیرد. از جمله مناطق مهم کشت برنج در زرین شهر می‌توان به قروق، طوله شغالی و باغ آقا اشاره کرد. برنج چمگردان بهترین برنج در منطقه لنجان می‌باشد.




تاریخچه

مرکز شهرستان لنجان به سبب مجاورت با زاینده رود در سال ۱۳۳۶ طبق مصوبه شورای شهر ریز، با الهام از نام کهن زرین‌رود به زرین‌شهر تغییر نام یافت. به گفتهٔ باستان‌شناسان، اشیاء کشف شده در تله‌های باغ محمود، باغ دراز و تله کافر که در جنوب این شهر و در مجاورت مادی(جوی)کهن ریز قرار دارد، برآمده از دل معدودی از تپه‌های باستانی مسیر زاینده رود می‌باشد که از لحاظ تاریخی هم دوره با تمدن سیلک کاشان است.

از دیگر آثار تاریخی فرهنگی این منطقه می‌توان به مسجد صباحی (منسوب به دوره فرقه اسماعیلیه) حمام صحرایی با کتیبه ۸۰۰ ساله، قلعه اعراب، پل شاه نشین و تالار کهن ریز، آسیابها، کبوتر خانهها و عصارخانه، حمام‌های خزانه‌ای، قلعه‌های دفاعی و مساجد گوناگون اشاره کرد که به جز مسجد رحیم خان (جامع) قلعه حسین آباد و باغ برجی شرق ریز، مربوط به دوره قاجار و حوزه علمیه قدیمی ریز کلیه آثار ذکر شده در هجوم صنعت و توسعه بی حساب همچون دیگر نمادهای تاریخی فرهنگی شهر از صفحه روزگار محو شده است.




مردم شناسی و جمعیت

ساکنان زرین شهر از دیرباز لنجانی بوده‌اند که با مشروطیت و بعدها باتأسیس کارخانه‌های متعدد در این منطقه و سیل مهاجران برای اشتغال؛ گروههای بزرگی از طوایف بختیاری و خوزستانی به این خطه وارد شدند که بخش عمده آنان در زرین شهر سکونت دارند.

بنابر سرشماری مرکز آمار ایران، جمعیت شهرستان لنجان در سال ۱۳۸۵ برابر با ۲۲۶٫۷۵۶ نفر بوده‌است. باتوجه به آمار سال ۱۳۹۱ رشد جشمگیری داشته جمیت شهرستان به۲۹۲۸۵۳نفررسیده‌است این آمار نشان دهنده صنعتی بودن شهرستان، وخوب بودن اشتغال وکسب و کاردرمنطقه‌است.
8:31 am
ادبیات شفاهی

اصطلاح ادبیات شفاهی به سنت‌های شفاهی به جا مانده از گذشته اشاره دارد که مشتمل بر گونه‌های متفاوتی چون حماسه، شعر و نمایشنامه، داستان‌های قومی، تصنیف، افسانه، لطیفه و دیگر گونه‌های قومی و محلی (فولکلور) می‌شود. این نوع ادبیات در هر جامعه‌ای وجود دارد و نمی‌توان آن را محدود به جوامع باسواد و یا متمدن دانست. ادبیات شفاهی معمولاً توسط فولکلورشناسان و یا دانشمندانی که به مطالعات فرهنگی و ادبیات قومی می‌پردازند همچون زبانشناسان، انسان‌شناسان و حتی جامعه‌شناسان مورد تحقیق و بررسی قرار می‌گیرد.





دیگر گونه‌های روایی

فیلم، ویدئو یا نمایش‌های تلویزیونی آن قدر پیشرفت کرده و زیاد شده‌اند که غالباً هم‌شأن ادبیات منثور می‌شوند.
رمان‌های گرافیکی و کتاب‌های کمیک، داستان‌هایی را نقل می‌کنند که به صورت ترکیبی از هنر نقاشی، دیالوگ و متن به صورت مرتب نمایش می‌یابند.




نظریهٔ ادبی
ادبیات را می‌توان از جنبه‌های گوناگون دیگر هم بررسی و طبقه‌بندی کرد. به عنوان نمونه، بخشی از ادبیات که به عنوان نظریه ادبی مطرح می‌شود، اغلب ناشی از تعریفی است که از ارتباط ادبیات و علم، حکایت می‌کند. در واقع می‌توان گفت، واژه-مفهوم نظریه، مبتنی بر نگرش و راهکار علمی است و اگر در تعریف ادبیات، علمی بودنش مورد تردید باشد، ابداع و طرح موضوعی به نام نظریه ادبی، اساساً بلاموضوع خواهد شد. زیرا عده‌ای باور دارند که ادبیات با عواطف و احساسات و خروجی تراوش‌های عاطفی از ذهن و جاری شدن آن بر زبان (گفتار و نوشتار) تأکید بسیار دارند.




گونه‌های ادبی
گونه ادبی به تقسیمات سنتی انواع آثار گوناگون ادبی بر اساس نوع خاصی از نگارش گفته می‌شود. در زیر فهرستی از گونه‌های ادبی نمایش داده شده‌است:
فهرست گونه‌های ادبی

خودزندگینامه، خاطره، خودزندگینامه معنوی
زندگینامه
خاطرات روزانه و وقایع روزانه
ادبیات الکترونیکی
راویان برده
افکار، گفتارهای حکیمانه
داستان
ادبیات کودک
ادبیات کمیک
رمان جنایی
رمان کارآگاهی
رمان ماجراجویی
افسانه، فولکلور
خیال‌پردازی
ادبیات گوتیک (معمولاً هم‌معنی ادبیات ترس است)
داستان تاریخی
ترس
رمان طبی
داستان رازآمیز
رمان فلسفی
رمان سیاسی
رمان عاشقانه
داستان عاشقانهٔ تاریخی
ساگا، ساگای خانوادگی
هزلیات، هجویات
داستان علمی و تخیلی
داستان هیجان‌انگیز
داستان هیجان‌انگیز دسیسه‌ای
داستان هیجان‌انگیز روانشناسی
داستان هیجان‌انگیز سیاسی/رمان جاسوسی
تراژدی




آرایه‌های ادبی
آرایهٔ ادبی در یک اثر باعث ایجاد تأثیر خاصی بر خواننده می‌شود. تفاوت میان آرایه‌های ادبی و گونه‌های ادبی مانند تفاوت تاکتیک‌های نظامی و استراتژی نظامی است. بنابراین با این که داستان دیوید کاپرفیلد در برخی جاها از هزل استفاده می‌کند اما به گونه کمیک تعلق دارد و نه گونه هزل. در عین حال، خانه متروک آن قدر از هزل استفاده می‌کند که باعث می‌شود این اثر را در زمرهٔ هزلیات قرار دهیم. این گونه‌است که استفادهٔ مکرر از یک آرایهٔ ادبی باعث می‌شود تا یک گونه جدید به وجود آید، همان طور که در مورد یکی از نخستین رمان‌های مدرن به نام پاملا (رمان) اثر ساموئل ریچاردسون اتفاق افتاد. در این اثر آن قدر از صنعت نامه‌نگاری استفاده شد که باعث شد رمان‌های نامه‌نگاری که چند صباحی بود که باب شده بودند، قدرت گرفته و خود به یک گونه ادبی جداگانه تبدیل شوند.




نقد ادبی

نقد ادبی، بررسی و نقد یک اثر ادبی است که در برخی موارد باعث پیشبرد کیفیت اثر ادبی در حال تکمیل می‌شود. شیوه‌های نقد ادبی گوناگونی وجود دارند که هر کدام می‌توانند برای نقد یک اثر به صورت دیگر یا نقد جنبه‌های متفاوت یک اثر به کار روند. هم چنین نقد ادبی قوانین، موازین و دلایل مقبولیت و رد آثار ادبی را مورد مطالعه قرار می‌دهد، حقیقت هنری را در یک اثر ادبی می‌شناسد و می شناساند، ارزش‌های نهفته و نامکشوف آن را کشف و آشکار می‌سازد، و سره را از ناسره، و قوی را از ضعیف در آثار ادبی جدا می‌سازد و تفکیک می‌کند. نقد ادبی بر اساس این که از کدام زاویه دید به اثر ادبی نگاه و بر مبنای چه موازینی آن را تحلیل و ارزیابی می‌کند به انواع گوناگونی بخش‌بندی می‌شود. نخستین و مهم ترین تقسیم‌بندی عبارت است از:

نقد معناشناسانه
نقد زبان‌شناسانه
نقد نمادشناسانه




ادبیات فارسی

ادبیّات فارسی یا ادبیات پارسی به ادبیاتی گفته می‌شود که به زبان فارسی نوشته شده باشد. ادبیات فارسی تاریخی هزار و صد ساله دارد. شعر فارسی و نثر فارسی دو گونه اصلی در ادب فارسی هستند. برخی کتابهای قدیمی در موضوعات غیرادبی مانند تاریخ، مناجات و علوم گوناگون نیز دارای ارزش ادبی هستند و با گذشت زمان در زمره آثار کلاسیک ادبیات فارسی قرار گرفته‌اند.

ادبیات فارسی ریشه در ادبیات باستانی ایران دارد که تحت تاثیر متون اوستایی در دوران ساسانی به زبان‌های پارسی میانه و پهلوی اشکانی پدید آمد. ادبیات فارسی نو نیز پس از اسلام و با الگوبرداری از ادبیات عربی در نظم و ریشه‌های دبیری و نویسندگی دوران ساسانی که ادبیات منثور عربی را ایجاد کرده بود در زمینه نثر متولد شد. ادبیات شفاهی فارسی نیز به همان سبک باستانی خود ادامه یافت.

ادبیات فارسی موضوعاتی مانند حماسه و روایات و اساطیر ایرانی و غیر ایرانی، مذهب و عرفان، روایت‌های عاشقانه، فلسفه و اخلاق و نظایر آن را در برمی‌گیرد. حسب موضوع مورد کاربرد در یک آفریده ادبی فارسی آن را در حیطه ادبیات حماسی، غنایی، تعلیمی یا نمایشی قرار می‌گیرد.

ادبیات فارسی چهره‌های بین‌المللی شناخته شده‌ای دارد که بیشتر آن‌ها شاعران سده‌های میانه هستند. از این میان می‌توان به رودکی، فردوسی، نظامی، خیام، سعدی، مولانا و حافظ اشاره کرد.گوته معتقد است ادبیات فارسی، یکی از چهار ارکان ادبیات بشر است.




ادبیات ایران پیش از اسلام
ادبیات در ایران پیش از اسلام به سروده‌های اوستا در حدود 1000 قبل از میلاد باز می‌گردد. این سروده‌ها که بخشی از سنت شفاهی ایرانیان باستان بوده‌اند سینه به سینه منتقل شده و بعدها بخش‌های کتاب اوستا را در دوران ساسانی پدید آوردند. اوزان باستانی شعر در ایران ضربی و هجایی بودند و به نظر می‌رسد این شیوه در زبان فارسی باستان نیز مورد استفاده بوده‌است. در دورهٔ اشکانیان ادبیات ایران تحت تاثیر نفوذ هلنیسم دچار دگرگونی شد. خنیاگران پارتی سرودهای محلی که تا پس از اسلام نام پهلوی نیز داشتند را قرائت می‌کردند و این نوع شعر با آلات موسیقی توأم می‌شده‌است. با نفوذ فرهنگ مانوی در ممالک ایران و هنرگرایی آنان نوعی ادبیات شعرگونه مانوی به زبان‌های پارتی، پارسی میانه و سغدی در ایران پدید آمد. در آثار به دست آمده از واحهٔ تورفان در کشور چین آثار فارسی زیادی کشف شده که به این مقوله باز می‌گردند. در دوران ساسانیان نگارش بهبود یافت و آثار فقهی و دینی و داستانی زیادی به نگارش درآمد که برخی مانند درخت آسوریک، یادگار زریران (هردو از دورهٔ اشکانی) ، کارنامه اردشیر بابکان و ماتیکان یوشت فریان دارای جنبه‌های ادبی نیز بودند. با فروپاشی شاهنشاهی ساسانی بسیاری از این متون از میان رفت و برخی نیز توسط زرتشتیان نجات یافت و عمدتاً به هندوستان منتقل گردید که امروزه به ادبیات پهلوی شهرت دارند. خط مورد استفاده در دوران پیش از اسلام برای نگارش آثار ادبی خط پهلوی، خط مانوی و خط سغدی بوده‌است و برخی آثار هم به پازند نوشته شده و به دین دبیره بوده‌اند. گاهی بهرام گور شاه ساسانی را دارای قریحه شاعرانه توصیف کرده و ابیاتی را بدو منسوب ساخته‌اند.




تاریخ ادبیات کلاسیک ایران

ادبیات کلاسیک فارسی در دوران اولیه اسلام در ایران که تحت حاکمیت عرب‌های اموی و حکمرانان محلی آنان بود به صورت شفاهی آغاز به کار کرد. در این دوران نشانه‌هایی از علاقهٔ مردم به شعر کهن در برخی متون ثبت شده‌است که ترانهٔ کودکان بلخ و بصره نمونه‌هایی از آن است. به هرحال تحت تأثیر صنعت شعری عرب، گونه‌ای جدید از ادبیات در ایران پدید آمد که بیشتر مبتنی بر شعر بود. این شعر قالبی، گاهی در قالب‌های بومی عرب و گاهی در قالب‌های ابداعی ایرانی سروده می‌شد.

در زمان بغتسما (۲۰۵ - ۲۵۹ ه. ق.) شاعری به نام حنظله بادغیسی (ف.۲۲۰) ظهور کرد. در عهد بغتسما محمد بن وصیف و فیروز مشرقی و ابوسلیک گرگانی به سرودن شعر پرداختند. پس از آن در دورهٔ حاکمیت عباسیان و فرمان یافتن عمال ایران عباسیان برای حکم راندن بر بخش‌هایی از سرزمین‌های ایران زبان فارسی دارای گونه‌هایی از شعر شد که عمدتاً قطعه‌های دوبیتی بود. در دوره‌های بعدی این آثار با روی کار آمدن سامانیان گسترش یافت. با این‌حال نویسندهٔ کتاب تاریخ سیستان آغاز ادبیات فارسی رسمی را به دورهٔ صفاریان و شاعرانی مانند محمد وصیف سگزی و بسام کورد می‌رساند.





در سده‌های اولیه اسلامی

در دورهٔ سامانی شعر و نثر فارسی هر دو راه کمال سپرد. در شعر شهید بلخی، رودکی سمرقندی، ابو شکور بلخی، ابو الموید بلخی، منجیک ترمذی، دقیقی طوسی، کسائی مروزی، عماره مروزی. در نثر رساله در احکام فقه حنفی تصنیف ابوالقاسم بن محمد سمرقندی، شاهنامه ابو منصوری، کتاب گرشاسب و عجائب البلدان هر دو تألیف ابو الموید بلخی، ترجمهٔ تاریخ طبری توسط ابو علی بلعمی، ترجمهٔ تفسیر طبری توسط گروهی از دانشمندان، حدود العالم (در جغرافیا)، رساله استخراج تالیف محمد بن ایوب حاسب طبری پرداخته شد.

در دورهٔ آل بویه منطقی رازی و غضایری در شعر نامبردارند و در نثر دانشنامهٔ رازی علایی و رگ‌شناسی به قلم ابن سینا پرداخته شد و ابوعبید جوزانی بخش ریاضی دانشنامه را به رشتهٔ تحریر درآورد و قصهٔ حی بن یقظان به فارسی ترجمه و شرح شد.

در دورهٔ غزنوی فردوسی، عنصری بلخی، عسجدی، فرخی سیستانی و منوچهری شعر فارسی سبک خراسانی را به کمال رسانیدند و ابو نصر مشکان نویسندهٔ مکتوبات درباری سبکی بدیع در نثر پدید آورد.





سلجوقیان و خوارزمشاهیان

در زمان سلجوقیان و خوارزمشاهیان شاعران بزرگ چون اسدی، ناصرخسرو، قطران تبریزی، مسعود سعد سلمان، عمر خیام، امیرمعزی، انوری، خاقانی، نظامی، ازرقی، ادیب صابر، رشید وطواط، ظهیر فاریابی، جمال‌الدین اصفهانی، مجیر بیلقانی، ابوالفرج رونی، سیدحسن غزنوی، عبدالواسع جبلی، سنایی، عطار، مختاری غزنوی، عمعق بخاری و جز آنان ظهور کردند.

در نثر نمایندگانی مانند نظام‌الملک نویسندهٔ سیاست‌نامه، امیر کی‌کاووس مولف قابوس‌نامه، محمدبن منور نویسندهٔ اسرارالتوحید، عطار نویسندهٔ تذکرةالاولیاء، گردیزی مولف زین‌الاخبار، ابوالفضل بیهقی نویسندهٔ تاریخ بیهقی، راوندی نویسنده راحةالصدور، غزالی مولف کیمیای سعادت، نصرالله‌بن عبدالحمید مترجم کلیله و دمنه، نظامی عروضی مولف چهار مقاله، رشید وطواط نویسندهٔ حدائق‌السحر، حمیدالدین بلخی نویسندهٔ مقامات حمیدی، زین‌الدین اسماعیل مؤلف ذخیره خوارزمشاهی (در طب) ظهور کردند.




حملهٔ مغول و دوران تیموری
شعر فارسی در دورهٔ مغول بر روی هم متمایل به سادگی و روانی بود و اگر چه بعضی شاعران به پیروی از قدما یا به سبب تمایل به آرایه‌های ادبی و تکلف‌های شاعرانه به شعر مصنوع روی آوردند؛ این امر عمومیت نداشت و حتی همان شاعران مقلّد و گاه متصنع، در مقابل اشعار دشواری که به منظور اظهار مهارت و استادی‌شان می‌سرودند، اشعار سادهٔ بسیار داشتند که قصّهٔ دل و ندای ذوقشان بود. بیشتر مثنوی‌ها و همهٔ غرل‌ها و غالب قصیده‌ها به زبان سادهٔ روان و گاه نزدیک به زبان محاوره ساخته می‌شد. یکی از سبب‌های سستی برخی از بیت‌ها و یا به کار بردن ترکیب‌های نازل در پاره‌ای از شعرهای این دوره، همین نزدیکی به زبان محاوره‌است؛ اما اینکه بیشتر شاعران، به خصوص غزل‌سرایان، در پایان این دوره به زبان سادهٔ تخاطب متمایل شده بودند؛ به این علّت بود که رابطهٔ گروهی از آنان با آثار استادان بزرگ پیشین نقصان یافته و نیز دسته‌ای از آن شاعران ترک‌زبانی بودند که فارسی را می‌آموختند و هنگام سخن‌گویی ناگزیر ساده‌گویی می‌کردند. همراه این سادگی، بیان یک خاصیت دیگر توجّه به نکته‌سنجی و نکته‌یابی و نکته‌گویی است؛ یعنی گنجانیدن نکته‌هایی باریک در شعرها همراه با خیال دقیق و نازک‌بینی تام که معمولاً از آن‌ها در شعر به مضمون تعبیر می‌شود. چنین نازک‌خیالی‌ها و نکته‌پردازی‌ها در شعر فارسی، به ویژه شعر غنایی ما از قدیم وجود داشت؛ امّا هر چه از قرن‌های پیشین به زمان‌های متأخّر نزدیک شویم، قوّت آن را محسوس‌تر و به همان نسبت سادگی الفاظ را برای سهولت بیان بیشتر می‌یابیم. در قرن‌های هفتم و هشتم، شاعرانی چون خواجو و سلمان و به خصوص حافظ توانسته‌اند، نکته‌های دقیق بسیار در الفاظ عالی منتخب بگنجانند و خواننده را گاه از قدرت شگفت‌انگیز خود به حیرت افکنند و همین توانایی ساحرانه است که باعث شد جانشینان آنان و به ویژه شیفتگان حافظ، دنبالهٔ کارش را در نکته‌آفرینی بگیرند؛ غافل از آن که «قبول خاطر و لطف سخن خدادادست». لازمهٔ پیروی از نکته‌آفرینی‌های حافظ احراز قدرت فکری و لفظی اوست؛ ولی شاعران عهد تیموری غافل از این اصل به گونه‌ای روزافزون به تکاپوی یافتن نکته‌های باریک افتادند و در گیرودار این تکاپو گاهی از رعایت جانب الفاظ باز ماندند و با این عمل مقدمات ایجاد سبکی را در ادبیات فارسی فراهم کردند که از آغاز قرن دهم، قوت آشکار یافت و در دورهٔ صفویان به تدریج کار را به جایی کشانید که یکی از سرآمدان شیوهٔ خیال‌پردازی میرزا جلال اسیر در اسارت مطلق مضامین افتاد و در شکنجه‌های این اسارت مطلق، گاه زبان مادری خود را در ترکیب الفاظ از یاد برد و از بیان عبارت‌های نامفهوم ابا نکرد. سخن در این است که هر چه از آغاز این عهد، به پایان آن نزدیک‌تر شویم، مبالغه در مضمون‌یابی و مضمون‌سازی را بیشتر و به همان نسبت دقت در الفاظ و یکدست نگاه داشتن آن و انتخاب را در آن کمتر می‌بینیم. بی‌شک گرد مضمون‌ها و نکته‌های تازهٔ بدیع در شعر، خاصه در غزل، گردیدن بسیار شایسته و در خور است؛ بدان شرط که اوّلاً در این راه مبالغه نکنند و ثانیاً به خاطر معنی لفظ را مهمل نگذارند؛ ولی بیان از این نکته خالی از فایده نیست که سخن‌گویان این عهد نکته‌پردازی و مضمون‌یابی را از وظایف شاعر می‌پنداشتند و شعر سادهٔ بی‌نکته را ماندنی نمی‌دانستند.

در این دوره سعدی نویسندهٔ بوستان, گلستان و غزلیات، مولوی صاحب مثنوی معنوی و غزلیات شمس، محمود شبستری صاحب مثنوی گلشن راز، کمال‌الدین اسماعیل، همام تبریزی، اوحدی مراغه‌ای گویندهٔ جام جم، امیرخسرو دهلوی، خواجوی کرمانی، ابن یمین، سلمان ساوجی، حافظ شیرازی، و نزاری قهستانی در شعر پدید آمدند.

دورهٔ تیموریان دنبالهٔ دورهٔ مغول محسوب می‌شود. در عهد تیموری جامی شاعر ظهور کرد. در عهد مغول و تیموری نویسندگانی ارجمند برخاستند، مانند عطا ملک جوینی مؤلف تاریخ جهانگشا، منهاج سراج مؤلف طبقات ناصری، ابوالشرف ناصح گلپایگانی مترجم تاریخ یمینی، رشید الدین فضل‌الله مدون و جامع جامع التواریخ، شهاب الدین عبدالله نویسندهٔ تاریخ وصاف، حمدالله مستوفی نویسندهٔ تاریخ گزیده، حافظ ابرو مؤلف زبده التواریخ، نظامی شامی نویسندهٔ ظفر نامه، میر خواند مؤلف روضه الصفاء (همه در تاریخ)، عوفی نویسندهٔ لباب الالباب و جوامع الحکایات، دولتشاه مؤلف تذکره الشعراء، محمد بن قیس نویسنده المعجم (در ادب و انواع آن)، نصیرالدین طوسی نویسنده اخلاق ناصری و اساس الاقتباس، جلال الدین دوانی نویسندهٔ اخلاق جلالی، حسین واعظ نویسنده اخلاق محسنی و انوار سهیلی (در اخلاق و فنون و حکمت).




دوران نو

در دورهٔ صفویان نثرنویسانی مانند خواند میر نویسندهٔ حبیب السیر، ابن بزاز نویسندهٔ صفوه الصفاء، حسن بیک روملو مؤلف احسن التواریخ، اسکندر منشی مؤلف عالم آرای عباسی، احمد بن نصرالله نویسندهٔ تاریخ الفی، محمد یوسف بن شیخ مؤلف منتخب التواریخ، ابوالفضل ابن مبارک مؤلف اکبر نامه (در تاریخ)، ظهور کردند و در شعر محتشم کاشی، عرفی، صائب، بابا فغانی، هاتفی، هلالی، اهلی، وحشی، کلیم، نامبردارند.

در دورهٔ افشاریان، در میان بعضی از ادیبان و شاعران، اندیشه‌هایی در رد سبک هندی پدید آمد. برخی شاعران و نویسندگان در دورهٔ زندیان و قاجار مثل هاتف و پسر او سحاب، مشتاق اصفهانی، عاشق اصفهانی، و آذر بیگدلی (لطفعلی بیک شاملو) بازگشت به سبک قدیم (سبک خراسانی) کردند و شاعرانی مانند مجمر، صبا، وصال شیرازی، قاآنی، فروغی بسطامی، سروش، محمود خان ملک الشعراء شیبانی و جز آنان نماینده این سبک‌اند.طاهره قرةالعین یکی از زنان شاعر این دوران است. در نثر رضاقلی هدایت مولف مجمع الفصحاء متمم روضه الصفا و ریاض العارفین، لسان‌الملک سپهر مولف ناسخ التواریخ، نویسندگان نامهٔ دانشوران، اعتماد السلطنه مولف مرآت البلدان و غیره شهرتی یافته‌اند.




ادبیات دوران نوین ایران
در دورهٔ مشروطیت تحولی در روش فکر شاعران و نویسندگان پیدا شد. ادیب‌الممالک فراهانی، ادیب پیشاوری، پروین اعتصامی، محمد تقی بهار، افسر، ایرج، شوریده، عارف، عشقی، وحید دستگردی، یاسمی، یغما و گروهی از معاصران نمایندگان شعر این دوره هستند و بی‌بی خانم استرآبادی، علی اکبر دهخدا، جمال زاده، صادق هدایت، محمد قزوینی، عباس اقبال، زین العابدین مراغه‌ای، محمد مسعود، رشید یاسمی، عبدالحسین زرین کوب، صادق چوبک و گروهی از معاصران نماینده شعب مختلف نثر این دوره به شمار می‌روند.




انواع ادبی
موضوع مورد بحث در اثر ادبی و نیز حالت روحی و فکری پدیدآورنده اثر آن را به یک نوع خاصی در ادبیات سوق می‌دهد که به چهار دسته حماسی، تعلیمی، غنایی و نمایشی تقسیم می‌شود. هر کدام از این انواع ویژگی‌های خاص خود را دارند که در آثاری که در آن نوع ویژه به کار رفته نمایان است.
ساعت : 8:31 am | نویسنده : admin | مطلب قبلی | مطلب بعدی
دنیای ادبیات | next page | next page